مکان اجرا: باغ موزه قصر
دوره اجرا: 10 دی ماه لغایت 25 دی ماه

نویسنده،طراح و کارگردان: ماهی عظیمی
بازیگران: سعید نقی لو، اشکان مهرعلیزاده، مصطفی کبودی، سجاد اسفندیار، محمد طهماسبی، باران فرد


دستیار و برنامه ریز : آیدا کلاهی 
مشاور هنری : رضا آشفته 
مدیر رسانه و تبلیغات : هدیه رحمت نژاد 
مشاور رسانه : امیرموید باوند 
تبلیغات رسانه : فاطمه چهاردولی
موسیقی : اشکان مهرعلیزاده ، آرمان رهایی 
نوازنده : آرمان رهایی
عکاسان : مصطفی بذری ، علیرضا زندیه ، فاطمه میر 
ساخت تیزر : علیرضا زندیه
طراح پوستر و بروشور : هادی بینش

خلاصه داستان تئاتر صدا همان که می شنوی نیست:

اشکان دانشجوی اخراجی شهرسازی دانشگاه رودهن در رفاه کامل مالی و در خانه ای مستقل زندگی کرده و با پدرش فقط برای مسائل مالی در ارتباط است .
او در پی از دست دادن مادرش در نوجوانی دچار افسردگی شدید شده و شروع به مصرف داروهای تجویز شده توسط روانپزشک می کند . پس از مدتی تنها راه بازگشت اعتماد به نفس ، شادی و موفقیت در موقعیت های مختلف اجتماعی را در مصرف داروهایش می بیند و این شروعی برای وابستگی شدید و در واقع اعتیادش می شود . 
دکترش هم بلامانع برایش نسخه هایی تجویز می کند که هر ماه باید تمدید شوند ، پدرش هم هیچ محدودیت مالی برای درمان ضعف های روانی پسرش توسط نسخه های پزشک ندارد .
اکنون چند سالی از شروع مصرف گذشته ، اعتیادش شدید شده و موفقیت اجتماعی در نسخه های بیرحمانه ی  روانپزشکش گم شده . او دچار فراموشی های مقطعی ، ترس از موقعیت های بسیار ساده ی اجتماعی ، اضطراب و ... شده است .
تشویق خانواده ،نسخه های آماده ی هر ماه ، راحتی تهیه ی دارو و ... چاره ای جز کورکورانه جلو رفتن برایش نگذاشته ، هر چند خودش آگاه بود که در حال ویرانی خودش می باشد . 
او برای حل این مسئله با یکی از همکلاسی هایش که دچارمشکلات مالی شدید بود طرح دوستی ریخت و تمامی کارهای روزمره اش را به او سپرد و در برابر سعید را به لحاظ مالی تامین می کرد .
هر چه سعید رفاقتش بیشتر می شد اشکان درونگراتر می شد ، در مدت زمان محدودی سعید تمامی امور اشکان را در دست گرفت . 
اشکان از مدتی پیش حتی برای ضروریات هم از خانه خارج نمی شد ، در این میان سجاد و مصطفی از آشنایان قدیمی سعید ، اشکان را متهم به قتلی کرده اند که پس از آن منجر به خانه نشین شدن مداوم اشکان شده است .
اشکان با وجود تمامی فراموشی ها و شوک های عصبی که حتی خودزنی هم در آن رخ داده ، در شرایطی که هیچ اعتمادی به دیده ها و شنیده هایش ندارد بازهم قلبش از پذیرفتن کشتن انسان دیگری سر باز می زند و حتی لحظه ای آن را نمی پذیرد  اما حافظه اش با او همراهی نمی کند ، در آشوب ذهنی اش که حتی زمان را از دست داده و حتی نسبت به مسائل درونی خودش دچار تردید است ، باز هم قلبش تنها ایمان درونی اوست که با ذهن در حال ویرانی اش مقابله می کند ، اکنون اشکان با تردیدهایش در نبرد است .

 

سبک: مستند داستانی - اجتماعی

 

نظر کاربران

{{comment.username}} {{comment.date}} ( نظر شما منتظر تایید می باشد. )

{{comment.body}}

{{reply.username}}{{reply.date}}

{{reply.body}}

در حال بارگذاری ...

در حال حاضر نظری جهت نمایش وجود ندارد

برای ثبت نظر باید شوید و یا کنید.

ارسال پاسخ به دیدگاه

ویرایش نظر