یادداشت بازیگر تئاتر "اسم من ریچل کوری است" در نمایش خانه

۱۵ دی ۱۳۹۴ ساعت : ۰۹:۵۹
یادداشت بازیگر تئاتر "اسم من ریچل کوری است" در نمایش خانه

اسم من ريچل كورى است.

دو سال قبل احمد با نمايشنامه اى به خانه آمد، يك نمايشنامه به زبان انگليسى. آن را سر اجراى نمايش در شوره زار حسين كيانى از وحيد رهبانى رفيق ساليان دور اش گرفته بود. گويا وحيد قصد داشت نمايشنامه را ترجمه و اجرا كند. نكرده بود و قرعه به نام ما افتاد. با تحقيقى كوچك در اينترنت شيفته اثر شدم و درجا شروع كردم به ترجمه متن. هر چه پيش مىرفتم بيشتر شيفته اش می‌شدم و هر چه بيشتر براى پيدا كردن مكانهايى كه ريچل در نوشته هايش نام برده بود به ايننترنت متوصل مى شدم بيشتر به او احساس وابستگى مى كردم. با اينكه هيچ نمى دانستيم چه شيوه اجرايى بايد براى آن اتخاذ كنيم و من نمى دانستم چگونه مىشود دخترى امريكايى را با آرمان هايى گاها شبيه به آرمان هاى خودم، بازى كنم، اما دوست داشتيم اين نمايش را هر طور كه مى شود روى صحنه ببريم. بعد از اتمام ترجمه متن مجبور شدم دو بار آن را با متن اصلى تطبيق بدهم، به دليل وسواس شخصى، بعد متن را ارائه كرديم.
پس از اين در آن در زدن هاى فراوان، على رغم سوژه بسيار انسانى و تأثير گذارش، ناگهان درى به رويمان بازشد. جشنواره مقاومت و مهر جناب آقاى حسين پارسايى كه شامل حالمان شد. دو سال فرصت را از دست داده بوديم و حالا مى بايست در عرض دو هفته نمايش را به صحنه ببريم و برديم.
با نهايت عشقى كه من و احمد به ريچل و انسانيتش داشتيم نهايتا توانستيم اجرايى آبرومند و دوستداشتنى داشته باشيم كه در وهله نخست خودمان لذتش را برديم و بعد هر كس كه به تماشاى كارمان نشست. خوشحالم كه اجرا با تمام سختي هاى كار تئاتر در ايران و بخصوص ركود اين روزهايش به دل تماشاگرمان نشسته و همان تأثيرى كه ما در پى اش بوديم را بر مخاطب اثرمان مى‌گذارد.
اميدوارم تماشاگران تئاتر به تماشاى نمايش بنشينند و دوستش داشته باشند.

نمایش "اسم من ریچل کوری است" در 18 دی ماه ساعت 19:00 در سالن استودیو نمایش روایت به اجرای خود پایان می دهد.

فرانک حیدریان