گپ و گفت با گروه نمایش "راپورت های شبانه دکتر مصدق"

۳ تیر ۱۳۹۵ ساعت : ۱۰:۱۴
گپ و گفت با گروه نمایش "راپورت های شبانه دکتر مصدق"

گروه مشغول آماده شدن برای تمرین هستند. اصغر خلیلی نکاتی را به چند تن از بازیگران جوان می گوید و سپس به گفتگو می نشیند.

شخصیت دکتر مصدق را برای فرهاد آئیش نوشتم

اصغر خلیلی می گوید: یک ماه بعد از نمایش الیورتوئیست یعنی مرداد دوسال پیش، تحقیقاتم را درباره دکتر مصدق شروع کردم، با این منظر که قرار است نمایشی را با این مضمون کار کنم. شرایط اجتماعی و شغلی زندگی مصدق در هم تنیده شده و با هم مرتبط است، پس مجبور بودم مطالعه عمیقی روی موضوع داشته باشم به همین دلیل از کودکی تا مرگ دکتر مصدق را مطالعه کردم. طبیعی است که مطالعه، اطلاعات در این باره زمان بر است. ضمن اینکه نمی خواستم جانبداری خاصی ایجاد نشود و به همین دلیل نوشته های متعددی را خواندم.

او می افزاید: در میان این مطالعات یکسری از نام ها به میان آمد. نام اشخاص، نام روزنامه ها و.. اطلاعات، کیهان و باخترجزو روزنامه هایی بودند، جریانات آن وقایع را پوشش می دادند. اکثر این روزنامه ها پیدا کردم تا به آنچه می خواهم برسم، البته همسرم خانم سلیمی هم بسیار کمک کرد. حدود دو سال در منزل ما روی میز کتاب ها و متن هایی درباره مصدق بود. فایل های صوتی از دکتر مصدق دارم. حتی مستندهایی که درباره اش ساخته شده را دیده ام.

این کارگردان ادامه می دهد: به فراخور این موضوع، نگارش اولیه نمایشنامه نزدیک به هشت ماه طول کشید. اینکه چه بازخورد و برداشتی از متن بشود، زمان بر بود. متن را صاحبنظران جامعه شناسی و سیاست خواندند.

این نمایشدارای 62 بازیگر می باشد. از اصغر خلیلی درباره کار با این تعداد بازیگر می پرسیم و او می گوید: هنگام نگارش متن برای نوع کارگردانی هم برنامه ریزی کردم و به همین دلیل زمان تمرین ها، ساختمان نمایش خیلی سریع شکل گرفت. بازیگران نیز بسیار راحت خودشان را در صحنه پیدا و نقش هایشان را درک کردند.

او درباره انتخاب فرهاد آئیش برای ایفای نقش دکتر مصدق تصریح می کند: همیشه عادت دارم، اولین کلمه ای که برای آغاز نگارش متن می نویسم این است، بنام خالق زیبایی. همان زمان شروع نگارش به این نیت متن را نوشتم که دکتر مصدق را قرار است فرهاد آئیش بازی کند. خودش آن زمان نمی دانست اما هنگام صحبت های ابتدایی گفتم که متن را بر این اساس نوشتم. در یک مقطعی هم فکر کردم نمی تواند در این نمایش باشد، چون فهمیدم اجرای نمایش دیگری را دارد و شاید به این کار نرسند. کمی انرژی ام تحلیل رفت اما دوباره به تصمیمم رجوع کردم و الان بسیار از این انتخاب خوشحال هستم. 

به خودم امان نمی دهم

فرهاد آئیش در این نمایش کار سختی را پیش رو دارد. او ایفاگر نقش دکتر محمد مصدق است. آئیش درباره سخت بودن این نقش می گوید: ابتدا برایم سخت بود، طوریکه استرس داشتم و تحت فشار بودم اما تحقیقاتی که داشتم و فیلم هایی که آقای خلیلی در اختیارم گذاشت و اطلاعاتی که یکی از دوستانم به نام عابدیان که روی زندگی مصدق کار کرده است، کمک کرد از نظر تاریخی و روانشناسی شخصیت بیشتر مصدق را بشناسم و بسیار زود توانستم که او را در خودم پیدا کنم.

او می افزاید: تقریبا روزی ۸ ساعت در حال مطالعه هستم. هم روی زندگی اش با شنیدن صدایش و دیدن ویدئوهایی از او به خودم امان نمی دهم که از این نقش بیرون بیایم.

آئیش مصدق را شخصیت تاریخی مهم و دوست داشتنی می داند و می گوید: نهضت ملی شدن صنعت نفت موضوع مهمی است و هنوز هم بسیاری از آدم ها که مصدق را دیده اند و می شناسند، می خواهند ، او را هماهنگونه که هست، ببینند و این کار من را سخت می کند.

این متن نگاه جناحی ندارد

ایرج راد در این نمایش نقش روزولت را بازی کند. او می گوید: من نقش رزولت را بازی می کنم که گرداننده کودتاست. او کسی است که برای شکل دادن به کودتا فرستاده شده است. کسی که برای چنین موضوعی فرستاده می شود، باید با وضعیت سیاسی ، اجتماعی محیطی آن منطقه آشنا باشد تا متوجه نقاط ضعف و قوت را شود. این شخصیت هم طبیعتا با آن نگاه خاصی که دارد، کسانی را در ارتباط با کودتا دستچین می کند.

راد ادامه می دهد: یکی از خصوصیات این متن نداشتن نگاه جناحی است. متن، نگاه جناحی به مسایل سیاسی آن زمان ندارد و از هیچ جناحی جانبداری نکرده است بلکه سعی بر این دارد که روایگر زمینه های اجتماعی این موضوع باشد تا زمینه های سیاسی .این نمایش سعی دارد تصویری از آنچه در آن دوران گذشته و وضعیت اجتماعی آن زمان را به روی صحنه بیاورد. امیدورام این نمایش برای کسانی که آن را تماشا می کنند، جذاب باشد.

او درباره قشری که مخاطب این نمایش هستند، معتقد است: مخاطبان ما با دیدگاه های مختلف می آیند. کسانی که اگر سنشان ۸۰ یا ۸۵ ساله باشد، در آن زمان بودند و حضور داشتند و آن وقایع را به یاد می آورند.

این افراد چند دسته هستند. کسانی که به جناح و بخش خاصی توجه دارند و مورد علاقه شان است. برخی هم فقط وقایع را دیده اند، بدون نگاه جانبدارانه. مردمی که آن دوران را ندیده اند نیز همین طور. آنها هم یا نگاه جناحی دارند یا ندارند. امیدوارم مخاطبان بتوانند با کار ارتباط لازم را برقرار کنند.

سپس یکی از صحنه ها با حضور ایرج راد و علیرضا آرا تمرین می شود. صحنه سخت و پردیالوگی است. پس از تمرین کارگردان و بازیگران به آنچه از حس می خواهند، می رسند. 

تجربه ای شایسته نام آقای مصدق

علیرضا آرا مشول خواندن متن است و خود را برای تمرین صحنه بعدی آماده می کند. او می گوید: تقریبا برای اولین بار است که بطور جدی نمایشی درباره دکتر مصدق، کار می شود. برای من هم به عنوان بازیگر جذاب است که در این نمایش باشم و چنین تجربه ای را با این گروه پشت سر بگذارم. امیدوارم تجربه ای شایسته نام آقای مصدق باشد.

آرا می افزاید: من نقش سرلشگر زاهدی را بازی می کنم. شخصیتی کاملا مشخص در تاریخ که البته در این نمایش مانند دیگر شخصیت ها کوتاه و گذراست. در دو صحنه حضور دارد بیشتر نقش پیش برنده داستان است.

برای موسیقی آمدم، تهیه کننده شدم

محمدرضا منصوری تهیه کننده این نمایش است. او می گوید: در این کار برای موسیقی از طرف آقای خلیلی دعوت شدم و با هم در این باره صحبت کردیم. پس از مدتی آقای خلیلی تماس گرفت و گفت تهیه کننده قبلی میانه راه ما را تنها گذاشته و رها کرده و فعلا دست نگه دارید تا تهیه کننده پیدا کنیم. دوست مشترکی با آقای خلیلی داشتیم که او به من گفت ، حالا که موسیقی تهیه کردی تهیه کنندگی این نمایش را هم انجام بده. نمایشنامه را خواندم و علاقمند به تهیه این نمایش شدم.

منصوری که  آلبوم ترانه شو فریاد مرا را در کارنامه دارد، درباره موسیقی این نمایش می گوید: در این نمایش دو اجرای زنده داریم، یکی ابتدا یکی هم پایان نمایش و مهراد نوبخت تنظیم آهنگ ها را بر عهده دارد.

این روزها گیشه داشتن در تئاترموضوع مهمی است. منصوری درباره این موضوع می گوید: ما به دنبال این بودیم که بازیگرها بر اساس توانایی هایشان برای نقش ها انتخاب شوند. حالا این اتفاق افتاده که بازیگران مطرح و چهره هایی همچون فرهاد آئیش، ایرج راد، نرگس محمدی ، خسرو احمدی، رویا میرعلمی، علیرضا آرا و.. در کار ما حضور دارند. همین که هزینه های نمایش برگردد، کافی است چرا که تئاتر بیشتر یک علاقه و دغدغه فرهنگی است.

تئاتر حال روحی بازیگر را خوب می کند

پس از نمایش نظمیه زنان این دومین همکاری نرگس محمدی با اصغر خلیلی است. او می گوید: بعد از نظمیه زنان تصمیم گرفتم، زیاد تئاتر کار نکنم. بیشتر ترجیح می دهم، با خود آقای خلیلی کار کنم چون متن هایش را بسیار خوب می نویسد.

محمدی می افزاید: وقتی هم متن خوب باشد، برای بازیگر کار راحت تر می شود. قرار بود در الیورتوئیست کار قبلی آقای خلیلی هم حضور داشته باشم حتی با هم صحبت هم کردیم اما من سرکار بودم و نتوانستم که در آن نمایش بازی کنم. خوشبختانه در این نمایش فرصت همکاری دوباره پیش آمد.

او با اشاره به اینکه در این نمایش نقش خانم رئیس را بازی می کند و نسبت به نقش های دیگرش متفاوت است، درباره دستاوردهای تئاتر برای یک بازیگر تصریح می کند: قبل از حضور در عرضه تصویر، تئاتر کار می کردم. دستاورد تئاتر برای بازیگر موضوع شخصی است. حال روحی بازیگر خوب می شود. تئاتر بحث مالی هم ندارد و عوامل دستمزد زیادی نمی گیرند. پس موضوع مهم ارتباط نزدیک با تماشاگر است. وقتی فیلم یا سریالمان پخش می شود، بازتابش را در کوچه و خیابان از مردم می گیریم اما بازتاب تئاتر همان لحظه است و این موضوع مهمی است.

لاتی که اغتشاش می کند

خسرواحمدی تازه از راه رسیده است. به سراغش می رویم و از نقش می پرسیم. او می گوید: قراراست نقش یک گنده لات را بازی کنم. فردی به نام حسین رمضان یخی.

احمدی درباره وجود مابازای بیرونی برای این نقش تصریح می کند: شعبان جعفری و حسین رمضان یخی از گنده لات های آن زمان بودند و طی صحبت هایی که با کارگردان داشتیم، قرار است نقشی که من بازی می کنم، ویژگی های مابین این دو شخصیت را داشته باشد.

او ادامه می دهد: وقتی تاریخ را می خوانید، متوجه می شوید که اگرچه هر دو لات بودند اما تفاوت هایی داشتند و مدنظر ما لاتی است که اغتشاش می کند. صحنه سختی است و تقریبا در آمده و چیدمان شده فقط برخی پاساژهای حسی مانده است که با تمرین و گفتگو با کارگردان به آن هم می رسیم.  

خدیجه مصدق با نگاهی دراماتیک

رویا میرعلمی مشغول تمرین دیالوگ هایش است. او می گوید: در این نمایش نقش خدیجه مصدق دختر دکتر مصدق را بازی می کنم. همینطور که از اسم کار برمی آید، بر اساس مستنداتی که در تاریخ وجود دارد، اصغر خلیلی این متن را نوشته است.

میرعلمی می افزاید: نگاه دراماتیکی به این شخصیت شده است و آقای خلیلی بر اساس تخیل خودش زوایایی را به نقش اضافه کرده است تا برای مخاطب جذاب تر باشد و این شخصیت در نمایشنامه دراماتیک تر شود.

او تصریح می کند: وقتی پیشنهاد این نقش شد، تحقیقاتی را انجام دادم . عکس هایش را دیدم. درباره زندگی اش تحقیق کردم و سعی کردم بیشتر با این شخصیت آشنا شوم تا بتوانم روی صحنه این نقش را اجرا کنم.

 عوامل این نمایش به شرح زیر هستند:

بازیگران به  ترتیب ورود به صحنه:

 فرهاد آئیش (دکتر مصدق)، رویا میرعلمی (خدیجه دختر مصدق)، ایرج راد (روزولت)، علیرضا زمانی نسب (رشیدیان)، علیرضا آرا (سرلشگر زاهدی)، علی نیکزاد ( رئیس مجلس)، رضا بهبودی (نماینده موافق )، خسرو امیری (نماینده فدوی)، امین زارع (نماینده مجلس ممتنه)، علی محمد رادمنش (نماینده مخالف)، نرگس محمدی (خانوم رئیس )، خسرو احمدی (گنده لات )، پیمان شیخی (گوینده رادیو)، حمیدرضا کاظمی پور (سرتیپ دفتری)، فاطمه مردانی (اشرفی)، نگین ابدالی (ملکه)، شیوا دیناروند (بی ام و)، حامد نظامی (نصیری)، منوچهر علیپور (رئیس دادگاه)، محمد سیاه پوش (انتظام)، یزدان منصوری (گیلانشاهی)، محمد یادگاری (اردشیر زاهدی)، مسعود حاجی ها (گارسون) وحید امینی (گارسون) ، صادق کیانی مقدم(زورگیر تهران)، ایوب دمان (زورگیر شهر نو)، یکتا حصار سرخی (کودک )، نیما اولیائی (کودک) ،علیرضا اسدی (نماینده حزب ملت ایران)، کوروش اشراقی(نماینده حزب زحمتکشان ایران)، مریم امینی(نماینده حزب زحمتکشان ایران)، امیر عباس باغی(نماینده حزب ملت ایران)، حجت بیات( نماینده نیروی سوم)، علی هادی پسیان(نماینده نیروی سوم)، رها پور رستمی(دانشجو معترض)، احمد جعفری(دانشجو معترض)، مصطفی جنتی(نماینده جامعه بازرگانان و اصناف)، شیما جهانگیری(نماینده پیشه وران تهران)، لیلا حقانی(دانشجو معترض)، ساحل داوودی(دانشجو معترض)، دنیا رحیمی(نماینده پیشه وران تهران)، مهدی رزمگاه(دانشجو معترض)، بهنام سوزنی(نماینده سندیکای ملی ایران  )، محمد محسن شفیعی(نماینده جمعیت آزادی مردم ایران)، زهرا شیخی اسدی(نماینده سندیکای ملی ایران  )، سمیه صباغ(نماینده جمعیت آزادی مردم ایران)، آوا عاقل(نماینده حزب ایران)، فاطمه قدیمی(نماینده نیروی سوم)، رضاکاشی لو(نماینده حزب ایران)، رضوان کرباسی(نماینده حزب ایران)، مجتبی کریمی(سر دسته مطربان)، شهرزاد کیانی(سر دسته دوره گردان)، مائده کیوانی(نماینده مطربان)، علی اکبر مجد راد(نماینده دوره گردان)، علی محمدی(نوچه لات )، بهرنگ نیرومند(نوچه لات )، فاطمه ولی خانی (مخالف رفراندوم)

تهیه کننده محمدرضا منصوری، موسیقی و آواز محمدرضا منصوری، در گروه کارگردانی نیز دستیار کارگردان و برنامه ریز حیدر رضایی، دستیار دو کارگردان شیوا دیناروند، منشی صحنه مهلا پاکدامن، منشی صحنه کودتا سارا کریمیان، مدیر صحنه بهزاد بابایی، مدیر صحنه کودتا سیدحسین رضایی، پژوهش سیاسی متین سلیمی، طراحان صحنه اصغر خلیلی، طراح آکساسوار صحنه و مدیر ساخت دکور علی طهرانچی، دستیاران ساخت دکور مازیار رافتی، امیررضا هرمزی، فراز فرازبخت، فاطمه احمدی ، مجتبی خلیلی و ساخت مجسمه علی طهرانچی، طراح لباس الهام شعبانی، دستیار لباس سما ستوده، مبینا استادعلیرضا، خیاط زهره سلیمی پناه، طراح نور مسعود رنجبر، طراح گریم ماریا حاجیها، آواز و موسیقی محمدرضا منصوری، تنظیم کننده ی قطعات موسیقی مهراد نوبخت پور، مجری طرح علی سلیمانی، مدیر اجرایی پیمان شیخی، عکاس تمرینات و اجرا مهدی آشنا، عکاس VIP فهیمه حکمت اندیش، مشاور رسانه پیمان شیخی، مدیر روابط عمومی مهرانگیز قهرمانی، مدیر روابط بخش بین الملل مریم سلیمی، گرافیک تئاتر یحیی پاکدل، تصویربرداری سینا پاکدل، مدیر تولید علیرضا شمدانی

 

رویدادهای مرتبط