کودتا 28 مرداد در تالار وحدت

۱۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت : ۱۰:۴۴
کودتا 28 مرداد در تالار وحدت

نمایش "راپورت‌های شبانه دکتر مصدق" دو وجه سیاسی و تاریخی دارد چون هم مساله کودتا را سعی می‌کند بی‌طرفانه روایت کند که عملی سیاسی است و هم ارجاعات تاریخی دارد که گذر زمان را از منظر تاریخ و مسائل مطروحه در آن روایت می‌کند.

تئاتر سیاسی یعنی تئاتر انتقادی. اگر محرک انتقاد در مسائل ملموس و عینی و جالب توجه جستجو می‌شود، نباید به نام یک حزب، یک حزب دیگر (یا به نام ایدئولوژی، یک ایدئولوژی دیگر) مورد انتقاد قرار گیرد. (ملشینگر، 1388: 224)

در این نمایش هم علاوه بر پیروزی در رفراندوم برای انحلال مجلس شورای ملی و چیره شدن بر کودتاچیان در شب 24 مرداد که باز هم پیروزی دولت مصدق را یادآور می‌شود، به سرانجام این کودتا که در شامگاه 28 مرداد و شکست مصدق می‌انجامد می‌پردازد که در نهایت هم دادگاه که مصدق را خائن به ملت می‌داند و سپس مرگ او و دفن شدنش در باغچه خانه شخصی‌اش در احمدآباد مستوفی که سال‌ها در آنجا حبس خانگی بود، اتفاق می‌افتد. اینها فرازهایی از زندگی مردی است که به بزرگی و بزرگواری در عالم سیاست در دنیا شهره است چون مقابل امپریالیسم انگلیس مقاومت کرد و در ملی شدن صنعت نفت ایران مهم‌ترین حرکت سیاسی را انجام داده بود و پس از آن نیز در ادامه مشروطه به دنبال محدود کردن قدرت شاه به عنوان شخص اول حکومت پهلوی بود که بتواند مجلس و دولت را با اختیارات بیشتر در ارائه سرنوشت بهتر برای ملت قدرتمند سازد که شوربختانه امپریالیسم آمریکا در یک کودتای ننگین برای شکست این مرد آزاداندیش اقدامات اساسی انجام داد که این شکست سال‌ها ترس، سکوت و رخوت را در فضای سیاسی و روشنفکری پراکند.

اصغر خلیلی می‌خواهد گزارش‌گر یک رویداد تاریخی- سیاسی معاصر باشد که هنوز هم برای بسیاری از ایرانیان شنیدن و دیدن اسناد و گفته‌های تاریخی درباره این کودتا خواهان دارد و به ویژه اگر در تئاتر و سینما بشود درباره‌اش اظهار نظر کرد که موقعیت‌های نمایشی جاذبه بیشتری برای درک این روزگار و رویداد دارند. به همین دلیل تماشای "راپورت‌های شبانه دکتر مصدق" می‌تواند مشتاقان زیادی داشته باشد که این اجرا نیز بنا بر حضور فرهاد آییش در نقش دکتر مصدق و ایرج راد در نقش روزولت -مامور ویژه کودتاه از سازمان سیا- چنین انتظاری را برآورده می‌کند و دیگر بازیگران از جمله رضا بهبودی، خسرو امیری، خسرو احمدی، علی محمد رادمنش، و علیرضا آرا نیز مکمل این تماشای اثر نمایشی خواهند بود. به هر تقدیر واکاوی یک رویداد واقعی که هنوز هم تلخی‌اش بر کام بسیاری از ایرانیان از آن روزگار باقی مانده است، دیدن دارد.

اصغر خلیلی در متن به گزاره‌های حقیقی دلبستگی نشان می‌دهد و به چند تکه از یک پازل قناعت کرده است، برای همین دلش نمی‌خواسته زیاد متمرکز بر شخص دکتر مصدق باشد بلکه واقعه را می‌شکافد که در آن روزولت آمریکایی، گنده لالت‌ها و یکی از برادران رشیدیان، زنان روسپی‌خانه، نظامیان، شلوغی‌های خیابانی موافقان و مخالفان مصدق و شاه، و حتی مرگ مصدق بنابر استنادات تاریخی شکل گرفته است البته رویکرد دراماتیکی برای هر تابلو مد نظر است که کشمکش افراد بتواند بیانگر رویدادهای به هم پیوسته باشد که در آن فراز و نشیب گرفتن‌های کودتا متجلی شود. شاید بشود بنابر گستره تاریخی و وجود مستندات خُرده گرفت که هنوز بهتر از این می‌شد - حتی با محور قرار گرفتن وقوع کودتا- مصدق را مرکز ثقل رویدادها و شخصیت‌ها قرار داد و به جای اصل و اساس بودن رویدادها، شخصیت‌ها برجسته نمایی می‌شد. به هر تقدیر دکتر مصدق یکی از بهترین پدیده‌های سیاسی است که در جهت مبارزه با استعمار حرکات شایسته و بادوامی را برای استقلال وطن از سیطره بیگانگان انجام داده است. همانطور که گوته، شاعر و نمایشنامه‌نویس آلمانی، نیز تاکید کرده ملت بی‌حافظه دچار تکرار تاریخ خواهند شد؛ یادآوری افرادی مانند مصدق برای پیشگیری از نفوذ دوباره بیگانه، ملت را آماده و آگاه نگه خواهد داشت و هیچ تاثیری مطلوب‌تر از تئاتر نیست که بدانیم تکرار تاریخ برای استقرار دموکراسی و ایجاد فضای باز سیاسی بنابر چیدمان تفکرهای متضاد ایرانیان رویایی قابل تحقق است مگر آنکه در وابستگی به بیگانه و دچار دام‌چاله‌های تفکر منحط و پوسیده غرب بخواهیم همچنان در ارتجاع سیاسی سرنوشت‌مان را بگذاریم دیگران تعیین کنند که این خط بطلان است بر آنچه که برایش انقلاب کرده‌ایم و سال‌ها پایداری در جنگ و سیاست انجام شده است و همان بهتر که این فرصت برابر را برای هم‌وطنان مهیا گردانیم که خودمان سرنوشت‌مان را به دست گیریم و خوب و بد روزگارمان را بسازیم که در نهایت می‌توانیم ملتی آزاده و مستقل در جهان را بپرورانیم که این خود غایت رستگاری است.

اما در آنچه نوشته شده است حضور روزولت در مجلس کله پاچه و چکمه در زمینه سرخ که رویش رنگ سیاه چکمه و سفیدی دیس‌های غذا می‌تواند بیانگر تصویری گویا و محرک باشد که تمثیلی از یک عملیات شوربختانه است که سرنوشت ملتی را در حضور بیگانگان به چالش می‌کشاند که در این بازی خودی‌ها با خودفروختن قاعده بازی را به نفع بیگانه تمام خواهند کرد. همچنین حضور مصدق در روز اعلام رفراندم و انحلال مجلس و چالش او با نمایندگان مخالف زیبا می‌نماید هرچند گمنام ماندن نمایندگان به نفع متن و آنچه باید بنابر استنادات سیاسی دریافت شود نخواهد بود و نام بردن از نمایندگانی چون دکتر حسین فاطمی (رضا بهبودی) که همچنان نامش بر خیابان‌ها یادآوری شده است می‌توانست بیانگر حضور موثرش در جریان کودتا و شکست در آن، روشن شود. صحنه عاطفی مصدق و دخترش خدیجه (رویا میرعلمی) هم بسیار زیباست که البته این مثال می‌توانست بارزتر از اینها باشد و حتی نوشتن راپورت‌های شبانه به جز این صحنه به شکل صدا (نریشن) و بهره‌وری از تکنیک‌های دیگر نمایشی همچنان می‌توانست تکرار شود که خود نیز دلالتی روشنگرانه بر بافتار اصلی روایت که متکی بر گزارش‌های خود مصدق است، خواهد بود. همچنین برجسته شدن خدیجه که گویا تا همین سال‌های اخیر در سوییس می‌زیست و البته در یک مرکز نگهداری از سالمندان که حال خوش هم نداشته است، تاکید بیشتری بر این عواطف ویران شده و منتشر در فضا می‌کرد.

صحنه شورش‌های خیابانی تازگی نداشت چون پیرو رفتارهای کلیشه مانند است و حتی صحنه رشیدیان و گنده لات (خسرو امیری) و مواجهه‌اش با خانم رییس (نرگس محمدی) چندان باورپذیر نبود چون در رفتارهای سیاسی و به ویژه در تحرکاتی چون آشوب و شورش (کودتا) پنهان‌کاری یک رکن است تا اینکه همه چیز آشکار باشد. در این موارد همان وجه پنهان کوه یخ در زیر آب مصداق عملی است و در اینجا همه چیز غیر عادی جلوه می‌کرد.

صحنه دادگاه نیز می‌توانست خیلی باشکوه‌تر برگزار شود چون به هر روی مصدق اهل منطق و حقوقدان است و چنانچه در دادگاه لاهه در شکست انگلیس موفق و پیروز بوده است این بار هم می‌توانسته در چالش با دادگاه داخلی نیز پیروزی دوباره‌ای را یادآور شود و حتی حضور وکیل مدافعه‌اش جناب سرهنگ جلیل بزرگ‌مهر می‌توانست بیانگر یک دادگاه جدی و بسیار مهم باشد که در حال حاضر با حذف مهره‌های اصلی این ماجراجویی‌ها که آمریکا در تدارکش بسیار هوشمندانه عمل کرده است، یک سویه ماجراها را به سود بیگانه پیش خواهد برد. شاید در ظاهر این کودتا شکستی برای روشنگران و ملت ایران بوده باشد اما باید این حرکت را به نفع مخالفان شاه در نظر گرفت که در ادامه مبارزات همه چیز به سوی پیروزی انقلاب 57 قد برافراشته است و این چشم انداز همه تحرکات پس از مشروطه خواهی در سال 1285 خورشیدی است.

خلیلی که همیشه در تصویرسازی آثارش از طراحی به زیبایی به نفع کارهایش سود می‌جست، این بار هم سعی کرده با حداقل‌ها و یا اشتراک‌گذاری صحنه‌آرایی این تصویری شدن را به نفع خود تمام کند. شاید نور موضعی گورکن یا باغبان که در نهایت آنچه می‌کند گوری برای دکتر مصدق است، نکته جدا مانده از منطق اجرای فعلی باشد که از آن حالت واقع‌نمایانه دور می‌شود و به دلیل زمان طولانی این کندن حالت نمادگرایانه می‌یابد و به شکلی توهمی عرضه خواهد شد. اما در مابقی موارد و به جز صحنه روزولت که در آن مبلمان سرخ نمایان است، شاهد نمای چند دکان و در بزرگ هستیم که هم خانه مصدق می‌شود و هم بازار و هم دادگاه که البته در صحنه دادگاه آینه‌هایی مقابل تماشاگران قرار می‌گیرد که برای تعمیم دادن این صحنه به میان مخاطبان موثر می‌نماید و این هم تصویری کارآمد است برای حضور در دادگاهی که ملت همان بخش منفعل به سود بیگانه هیاهو می‌کنند و این خود می‌تواند به لحاظ ذهنی حرکتی باشد برای همسویی و هماهنگی بنابر عرق ملی با دکتر مصدق که در یک کلمه ضد بیگانه است و ما اگر هنوز هم در مواردی عقب مانده‌ایم به دلیل همین برخورداری از دسیسه‌های بیگانه است که سد بزرگی برای ترقی ملتهاست.

بازیگران برگ برنده اجرای "راپوت‌های شبانه دکتر مصدق" هستند، زیرا فرهاد آییش به کمک چهره‌پردازی دقیق و ظریف ماریا حاجیان از همان نگاه اول تداعی‌گر دکتر مصدق است و حتی نحوه راه رفتن و استفاده از دست‌ها و حرکات گردن و صورت چنین شخصیت مقتدر و زیرک سیاسی را رُخ نمایی می‌کند. حتی آییش سعی کرده که به صدا و لحن گفتاری مصدق نزدیک شود و حتی در استفاده از طنز و هوشیاری‌های بارز سیاسی در گفتار نیز مقلد شخص نخست وزیری ایران است و این موارد دلالت‌های آشکار بر بازی درست فرهاد آییش می‌کند که کم نمی‌آورد از آنچه باید به اقتضای مستندات تاریخ معاصر بازنمایی شود و این گزینش درست بازیگر و در ضمن توانمندی‌های بالقوه اوست که ظاهر و باطن اجرا را سمت و سوی درست ارزانی می‌دارد. ایرج راد نیز روزولت را آن گونه بازی می‌کند که هم بیگانه بنماید و هم سیاستمدار بی‌رحمی که می‌خواهد این بازی قدرت را به سود آمریکا سمت و سو دهد و چه در صحنه اول که سر خوش است و چه در صحنه شکست اولیه کودتا که عصبانی است می‌تواند توجه مخاطب را در مدار درستی از ماجراها قرار دهد. دیگر بازیگران نیز کمابیش حضورشان به درستی انجام می شود اما افرادی چون نرگس محمدی که بازیگر تصویر هستند، در بین ده دوازده اجرا که دو بار به تماشای کار نشسته‌ام رفته رفته صدایش جیغ شده و این تنها دلیلش عدم آشنایی با فن بیان است. ای کاش اینان با آمدن‌شان به تئاتر بدانند که فن بیان و بدن حرف اول و آخر را برای حضور گیرا و بادوام‌شان خواهد زد و این فنون را در چند ماه مستمر از دوستان تئاتری شان بیاموزند.

منبع:
ملشینگر، زیگفرید، تاریخ تئاتر سیاسی (ج دوم)، برگردان سعید فرهودی، تهران، انتشارات سروش، چ سوم، 1388.

رویدادهای مرتبط