چمدان‌ها همه چیز را مى‌دانند

۲۴ اسفند ۱۳۹۴ ساعت : ۱۳:۱۶
چمدان‌ها همه چیز را مى‌دانند

پویا آریان‌پور و هنرجویانش از اجرا و دیدگاه خود در مورد ویدئو اینستالیشن ˝چمدان˝ در سالن انتظار مجموعه تئاترشهر می‌گویند. رویدادی متشكل از هسته مركزی ˝تئاتر˝ و در هم‌نشینی آن با لایه‌هایی دیگر از هنر.
رشته‌های مختلفی چون تئاتر، تجسمی، موسیقی، ادبیات و ... وجود دارند که بشر به واسطه آنها معانی و مفاهیم مورد نظر خود را به زیباترین شکل به تصویر می‌کشد. در این میان شاید هر کدام از این هنرها بتوانند به تنهایی بیانگر مفاهیم مهم بشری باشند اما هیچ‌گاه نمی‌توان ارتباط میان آنها را برای تاثیرگذاری بهتر نادیده گرفت. بالاخص آنکه هنر مدرن مخاطبی می‌طلبد که برای درک نشانه‌های موجودش به عمق معنایی هر چیزی فرو رود و تمام دلایل حضور آن نشانه‌ها را از سر دانایی و آگاهی و حتی علوم مربوطه کشف کند.
در واقع ریشه این مسئله را باید در زمانی جست وجو کرد که هنرهای تجسمی با پیچیدگی‌های مفهومی باعث شد که هنرمند خود برای تکمیل آن به میدان هنری قدم گذارد و مخاطب بتواند در حضور موثر و با ارتباطی که بین اثر هنری و هنرمند به وجود می‌آید به درک بهتر اثر هنری و ایجاد ارتباط با آن بپردازد.
این روزها فرهاد آئیش با تازه‌ترین اثر خود "چمدان" در این زمینه پیش قدم شده است و گامی در جهت ارتباط میان دو هنر تئاتر و هنرهای تجسمی برداشته است. در طی این مسیر پویا آریان‌پور از هنرمندان شناخته شده هنرهای تجسمی به همراه 12 نفر از هنرجویان خود ویدئو اینستالیشنی با موضوع "چمدان" را در محوطه انتظار سالن اصلی مجموعه تئاترشهر طراحی و اجرا کرده‌اند که با واکنش مثبتی از سوی تماشاگران و هنرمندان روبه‌رو شده است. در این راستا گفت‌وگویی با پویا آریان‌پور و تعدادی از اعضا گروه‌اش داشته‌ایم که می‌خوانید:

 

آدم‌ها را نسبت به شئ حساس می‌کنیم

پویا آریان‌پور سرپرست این گروه اجرایی با ارائه توضیحاتی در مورد همکاری با فرهاد آئیش و پروژه شکل گرفته گفت: تئاتر "چمدان" را سال‌ها پیش دیدم و زمانی که قرار شد این کار دوباره اجرا شود فرهاد دوست داشت آن را با هنرهای دیگری همراه کند. طرحی را پیشنهاد دادم که برایش جالب بود ولی چون خودم مشغول کار برای نمایشگاه جدیدم بودم زمان اجرای آن را نداشتم. هنرجوهای من بسیار پیشرفته‌اند و با کار گروهی و پروژه‌ای کاملا آشنایی دارند، بنابراین فکر کردم از طریق آنها این کار می‌تواند بازده بهتری داشته باشد. در واقع من یک طرح کلی برای اینستالیشنی که بر اساس چمدان اجرا می‌شود ارائه کردم و ادامه کار را آنها انجام دادند.
او بیان کرد: چمدان یک شیئ مانند هر شیئ دیگری در دنیا است که نسبت به زمان و مکان، معانی گوناگون پیدا می‌کند. بر این اساس بچه‌ها کار را با بررسی معنی چمدان و پیدا کردن معانی پراکنده‌ آن در مکان‌های مختلف آغاز کردند و بعد تعبیر خودشان را از چمدان ارائه دادند. به همین دلیل دیدگاه‌های مختلفی در این اثر وجود دارد. یک نفر انیمیشن ساخته است، دیگری نشان می‌دهد که یک نفر داخل چمدان دنبال چیزی می‌گردد و.... در واقع این اثر مجموعه روایات ساده‌ای است که یک واکنش عاطفی نسبت به چمدان را نشان می‌دهد.
آریان‌پور خاطر نشان کرد: «در واقع خود آن شی صاحب هویت نیست بلکه منظر ما و جایی که ایستادیم باعث می‌شود آن جسم معنی پیدا کند. ما خواستیم چمدان را در موقعیت‌های مختلف به چالش بکشیم و آدم‌ها را نسبت به شئ حساس کنیم.»
او همچنین در رابطه با ارائه این اثر در مجموعه تئاتر شهر گفت: «تئاترشهر یک فضای آشنا برای بیننده است و زمانی که آنجا می‌رود معمولا انتظار دیدن چیزی را ندارد. همین رفتار است که کار را جذاب می‌کند چون شما را از همان مقدمه با دیدن چیزی جدید روبه‌رو می‌کند. در واقع این شی می‌تواند در گالری هم نا آشنا باشد اما گذاشتن آن در تئاتر شهر کمی جذاب‌ترش می‌کند.»

 

خاطرات و رازهای "چمدان"

در ادامه هنرجویان آریان‌پور نیز تجربات و برداشت‌های خود را نسبت به اجرای این اثر ارائه می دهند. سهیل ریاحی سرپرست این گروه گفت: «بعد از مطرح شدن ایده اصلی با اعضای گروه به دنبال خرید تعداد زیادی چمدان رفتیم و در خرید چمدان‌ها با امری مواجه شدیم که ذهنیت همه ما را در مورد چمدان‌ها عوض کرد. بیشتر گروه از خاطره‌ها و وابستگی‌های خود نسبت به این شی دست کشیده بودند و آن را شئ جاگیر و آزار دهنده می‌دانستند. این امر در برخورد اعضای گروه اینسالیشن چمدان تاثیر بسزایی داشت و باعث شد ما با دیدگاهی متفاوت شروع به ساخت این حجم از چمدان کنیم.»
او با بیان دیدگاه خود به این شی خاطرنشان کرد: «به جای تمام دلبستگی‌ها و تمام عالقه‌هایی که در پس زندگی انسان‌هاست که می‌توان جزء کوچکی از آن را در جعبه‌ای به نام چمدان جا داد، آن را فقط پارچه و زیپ دیدم و تمام خاطرات را با بستن زیپ چمدان، بستم.»

 

چمدان شی است باردار

مونا نجفی‌زاده در رابطه با این اثر گفت: «ویدیو اینستالیشن چمدان لایه‌ای از رویداد "چمدان" است؛ رویدادی متشكل از هسته مركزی "تئاتر" و در هم نشینی آن با لایه‌هایی دیگر از هنر. زمان این رویداد فراتر از اجرای صحنه‌ای تئاترشهر است و مكان آن تنها محدود بر صحنه نیست. ذهن مخاطب از همان فضای مجازی، باعكس نوشته‌ها شروع رویداد را رقم می‌زند با مشاركت برای جمع‌آوری چمدان‌های قدیمی پیش می‌آید. تماشاگران در مدخل ورودی سالن با ویدیو اینستالیشن مواجه می‌شوند و سپس تئاتر را كه خود حامل لایه‌هایی از اجرا، موسیقی، انیمیشن و... است را به تماشا می‌نشیند و شاید چند روز بعد با دیدن كلیپ موسیقی چمدان، رویداد را همچنان ادامه دهد... هر شخصی می‌تواند هر آنگونه كه خود انتخاب می‌كند، این مسیر را پس و پیش طی كند.»
او اضافه کرد: «چمدان، شی‌ایست باردار. آبستن همیشگی خاطرات این بار، در انباشتگی یادهای کودکی‌ام را در آن جستجو می‌کنم. پیر چمدان بازنشسته‌ای که سال‌هاست تنها کارش تیمار داری از عروسک پیله بسته قدیمی است.»

 

مسافری كه هرگز باز نمی‌گردد

ترلان تبار نیز در باره چدیمان چمدان گفت: «روى بورد كلاس كاغذى زده بودند با این عنوان که: "خاطره‌ها را با چمدان نمی‌توان جابه جا كرد. چمدان خودش خاطره‌اى بزرگ است ...." آخر كلاس، پویا آریان‌پور از تئاتر "چمدان" گفت و اینكه نوشته روی بورد از فرهاد آئیش است. از ما خواست به چمدان فكر كنیم. بعد از آن روز بچه‌ها دست به كار شدند. براى كار چیدمان چند نفرى به دنبال چمدان‌هاى قدیمی شهر رفتند. چند نفرى به ساخت ویدئو مشغول شدند. من هم براى ساخت ویدئو به فرودگاه رفتم، آنجا كه پر بود از چمدان‌ها و آدم‌هایش.»
او گفت: «چمدان مثل آدمى است. گاهی می‌رود، بر می‌گردد. می‌رود، بر نمی‌گردد. می‌آید، كم می‌ماند. می‌آید، ماندگار می‌شود، كهنه می‌شود. گم می‌شود، سرگردان بى‌هیچ آشنایی ...از یاد می‌رود ، مثل مسافری كه هرگز باز نمی‌گردد.»

 

هیچ چمدانى خالى نیست

روشنک عزیزی دیگر عضو این گروه یادآورشد: «این پروژه از طرف استاد محترمم با ما مطرح شد. قرار بود نمایشى با این عنوان و به كارگردانى فرهاد آئیش روى صحنه برود و به همین جهت موقعیت جالبى براى همكارى هنرمندان تئاتر و نقاشى ایجاد شد. هركس نسبت به تجربیات و تبحرى كه در هر قسمت از پروژه داشت بخش یا بخش‌هایى از كار را بر عهده گرفت از این رو من با تجربه‌اى كه در نصب و چیدمان داشتم در این بخش با دیگر همكاران هنرمندم در جهت ساخت و تكمیل بى‌نقص پروژه همكارى كردم. از نظر من هم سو شدن تئاتر و شاخه‌هایى از هنرهاى تجسمى براى اولین‌بار اتفاق بسیار حائز اهمیتى است و گام بزرگى براى اعتلاى هرچه بیشتر هنر از طریق همكارى هنرمندان تمامى رشته‌هاى هنرى خواهد بود.»
او تصریح کرد: «هیچ چمدانى خالى نیست. همه چمدان‌ها در نهایت تُهى دیده شدن پُراند. چمدان‌ها حافظه‌هایى معلق‌اند كه با مرور زمان در درون‌شان دست در دست آدم‌ها این طرف و آن طرف كشیده می‌شوند. هر چمدان یك گوش بزرگ در یكى از جیب‌هایش دارد كه در سكوتى ابدى روح و روان آدم را می‌شنود. هنر از هر سمت و سویى گذر كند غایت آن یكی است. ایده چمدان زاده هنرى اصل و روایتی است ملموس از بى‌شمار تصمیم براى تغییر، براى همین حامل هنری دیگر است. استفاده از چمدان به عنوان المان حجم وسیعى از احساس شادى، اندوه، ترس، بى تفاوتى و... را به نمایش می‌گذارد و چمدان‌ها همه چیز را مى‌دانند...»

 

چمدان‌ها نشان از حضورند

رویا رجائی درباره اینستالیشین توضیح می‌دهد: «پروژه با مطرح کردن ایده‌های مختلف آغاز شد. با حضور در لوکیشن و بررسی تمامی زوایا و موقعیت‌هایی که در اختیار داشتیم ایده‌ها رفته رفته متمرکز و شکل گرفت. سه ایده به مرحله اتود اجرایی راه پیدا کردند. هر سه ایده مدل‌سازی و سه بعدی شدند و در نهایت با توجه به محدودیت‌های فضایی و مکانی سالن تئاترشهر و البته ایده اصلی یکی از اتودها انتخاب شد تا اجرا شود. ایده اصلی به گونه‌ای بود که این امکان را برای اعضای تیم فراهم می‌کرد تا هر یک خیال خود را بپرورانند و این خیال پردازی‌ها در نهایت با ویدئو تکمیل می‌شدند. از دیدگاه من چمدان‌ها نشان از حضورند. حضور انسان‌ها با تمام خاطرات، احساسات، سردرگمی‌ها و فشارهایشان. چمدان‌های دربسته و درباز، بقچه‌ها، طناب‌ها و گره‌ها، همه و همه یادآور تمام تنش‌ها و ناخودآگاه پرمخاطره انسان‌ها هستند. مرحله اجرا اگرچه با فراز و نشیب‌های بسیاری از تهیه چمدان‌ها تا چیدمان و نصب‌شان در محل همراه بود به موفقیت انجامید. در این راستا از مهمترین دستاوردهایمان کم کردن فاصله میان ایده و اجرا بود. امری که بطور معمول به واسطه مشکلاتی که حین اجرای اثر هنری بر سر راه هنرمندان قرار می‌گیرد، بین اتود اجرایی و حاصل کار اساساً فاصله زیادی ایجاد می‌شود که خوشبختانه ما توانستیم با کار گروهی‌مان تا حدود زیادی بر آن فائق آییم.»
او ادامه داد: «پایانی برای هیچ چیز نیست. کم ارزش‌ترین اتفاقات دنیای اطراف‌مان روی ما تأثیر می‌گذارد. هر لحظه در هزارتویی که در آن ناگزیر به انتخاب مسیرهای پیموده و ناپیموده هستیم، خاطراتی شکل می‌گیرند و بخشی از ما می‌شوند. ما این خاطرات چسبناک را در لحظه لحظه باقی مسیر با خود حمل مى‌کنیم.»

 

سفر بهانه‌ای برای بستن چمدان خاطرات

محمد رامشه نیز بیان کرد: «چمدان از همان ابتدا تجربه‌ای بود که مسیر ایده تا اجرا و راه حل‌های مختلفی که از طریق مشارکت گروهی برای به نتیجه رساندن یک ایده را به من یاد داد. در قدم دوم به من ثابت کرد که چقدر یک ایده که در ذهن غیر قابل دسترس است وقتی در مسیر انجام قرار می‌گیرد آسان‌تر از چیزی است که فکر می‌کردم.»
او اظهار کرد: «سفر بهانه‌ای است برای بستن چمدان خاطرات، اشیا و انسان‌ها.»

 

تعلق خاطری زنده

نازنین اعوانی نیز تصریح می‌کند: «چمدان می‌تواند تعلق خاطر به هر چیزی را زنده نگه دارد. وقتی كه ایده آن مطرح شد، با توجه به اینكه قرار بود آنها سفید باشند تا نشانی از پاك‌شدگى خاطره‌ها را دارا باشند، زندگی در لحظه حال حاضر مهمترین چیز شد. در نتیجه برای بهتر القا شدن حركت از پویا نمایی استفاده شد.»

 

جعبه‌اى كوچك براى حمل تعلقات

مریم على اصغر نیز در باره این پروژه هنری گفت: «اگر بخواهم راجع به پروژه چمدان و مراحل ساختش بگویم به این اشاره می‌كنم كه؛ بین هنرمند و ایده‌هایش یك دیوار است و از ایده تا مرحله اجرا دقیقا همان فاصله حرف تا عمل است. فكر می‌كنم كه جمع‌آورى چمدان، چیدمان آنها، نزدیك كردن كلیت كار به اتود اصلى با استفاده از متریال‌هاى غیر قابل تصور و جمع‌بندى كار در زمان بسیار كوتاه و در نهایت، اتمامِ موفقیت آمیز كار از ویژگى هاى قابل اشاره به این كار بود.»
وی افزود: «وقتى چمدان را شنیدم فقط یك چیز به ذهنم رسید و آن مهاجرت بود. چمدان، جعبه‌اى كوچك براى حمل تمام تعلقات عمیق چندین ساله تو... و لحظه انتخاب، همان لحظه دل كندن از همه چیز است...»

 

چمدان آغاز و پایان ماجرا

در بخش دیگری از این گزارش، پریناز گودرزیان درباره این چیدمان گفت: «فرصتی تازه برای کاری نو پیش آمده بود و همکاری بین دو گروه هنری متفاوت قطعا تجربه‌ای جدید تلقی می‌شد. از این جهت به پیشنهاد پویا آریان‌پور وارد این پروژه شدیم و حاصل این اتفاق چیدمانی خاص، مفهومی و مناسب برای یک نمایش شد.»
او گفت: «جابه جایی و تغییر فرایندی عجیب و عظیم است، آنقدر تاثیرگذار است كه می‌تواند هر فكری را درگیر و دگرگون سازد تا تصویری غیرمتعارف در ذهن شخص شكل گیرد. چمدان می‌تواند آغاز و یا پایان این ماجرا باشد.»

 

 تجربه در كنار هم بودن هنرهای تجسمی و تئاتر

آمنه زمانی هم یکی دیگر از هنرمندان حاضر در این پروژه است او تاکید می‌کند: «تجربه در كنار هم بودن هنرهای تجسمی و تئاتر با موضوع "چمدان" برایم بسیار تامل‌برانگیز بود. چرا كه مفاهیمی مانند: "جابجایی"، "خاطره"، "مهاجرت"، "جنگ" و "مرگ" كه همواره من با آن ها درگیرم، را برایم تداعی می‌كرد و فرصت خوبی بود تا بتوانم این مفاهیم را در قالب ویدیویی یك دقیقه و دوازده ثانیه‌ای تجسم ببخشم.»
او اظهار کرد: «من مردم‌ام و تمام کسانی که دوست می‌دارم مرده‌اند. من با جسدها و الباقی پارچه‌های سفید گلدار مثل لباس‌های مادرم زندگی می‌کنم. رمز چمدان مرا همه می‌دانند اما كسی نمی‌داند به جای لباس‌هایم، جسدها را و تو را در چمدانم قایم می‌کنم و با آن به همه جا می‌گریزم.»

 

خاطرات بلعیده‌ شده

مریم صباغ‌پور نیز می‌گوید: «استاد طرح خودشان را در مورد چیدمانی از چمدان‌ها به ما نشان دادند و از ما خواستند در ساخت آن شرکت کنیم و ویدیو‌هایی برای این چیدمان بسازیم و از منظر خودمان به آن نگاه کنیم. از همان اول وقتی ایده آریان‌پور را برای چیدمان دیدم متوجه شدم که یک انیمیشن خطی دوبعدی از لحاظ فرمی به طرح کلی چیدمان می‌آید. در مرحله بعد به ایده انیمیشن خودم فکر کردم و اینکه این ویدیو برای سالن انتظار تئاترشهر ساخته می‌شود و مخاطبین قبل از دیدن تئاتر این ویدیو اینستالیشن را می‌بینند. پس طرح انیمیشن را برپایه تصویر گذاشتم نه روایت، چون مخاطب شاهد یک اثر بصری است و بر همین اساس یک انیمیشن چند خطی ساختم و فرم کلی انیمیشن -مثل یک چمدان که چندضلعی است- چند ضلعی شد. این تصویر ها همه خاطراتی هستند که چمدان بزرگ در خودش پنهان کرده و با هر بار زخمی شدن، خاطرات به صورت تصویرهایی سرگردان برملا می‌شوند.»
او بیان می‌کند: «چمدان بزرگ: درد شدیدی می‌کشم و می‌دانم تمام خاطرات را بلعیده‌ام. کسی جز من آن نزدیکی نیست... بیا ضربه‌ای بزن اگر می‌خواهی به چشمشان برسانی تمام خاطرات او را...»


مهرانگیز قهرمانی

 

رویدادهای مرتبط