پدر یک دقیقه نمایشی مناسب برای کودکان و بزرگسالان

۱۲ مرداد ۱۳۹۵ ساعت : ۱۳:۳۶
پدر یک دقیقه نمایشی مناسب برای کودکان و بزرگسالان

قصه‌ها، داستان‌ها و نمایشنامه‌هایی که برای کودکان و نوجوانان نوشته می‌شوند، الزاما باید از کنش‌زایی حس آمیز و دراماتیک نیرومندی برخوردار باشند تا بتوانند به تناسب سن و خصوصیات روحی این گروه‌های سنی، آنان را تحت تأثیرات عمیقی قرار بدهند.

برای کودک یا نوجوان، حادثه از نظر حسی و ذهنی بر دیالوگ و گفت‌وگو تقدم دارد. البته دیالوگ‌ها هم در مواردی که بسیار تعیین‌کننده و حاوی مضامین و مفاهیم غیرمنتظره، کنش‌زا و تهییجی‌اند، همانند حوادثی کوچک عمل می‌کنند؛ به همین دلیل اگر نویسنده می‌خواهد بر این دو گروه سنی تأثیر عمیقی بگذارد، طوری که آن‌ها همزمان به طور عینی و عملی واکنش‌های روحی و روانی هنجارمندی از خود نشان بدهند و به ادراکات مناسبی از "زندگی سنی" خود برسند، باید در وهله نخست به حوادث و موقعیت‌های تأثرزای حسی و عاطفی اولویت بدهد و دیالوگ‌های متن‌اش هم از کنش عاطفی و حسی بیشتری برخوردار باشند.

در نمایش "پدر یک دقیقه‌ای" به نویسندگی و کارگردانی رضا فیاضی که هم اکنون در تالار هنر اجرا می‌شود، نه داستان و داستانگونگی درکار است نه موقعیت کنش‌زایی. این اجرا ظاهرا برای همه گروه‌های سنی است، با این تفاوت که در آن کودک و نوجوان هم محوریت نسبی دارند: در خانواده‌ای معمولی مادر می‌میرد و فرزندان رابطه‌شان با پدرشان به بهانه دعوایی که قبلا او با همسرش داشته، دچار تنش می‌شود. پدر برای جبران و یافتن یک راه حل و برقراری رابطه‌ای خوب با فرزندانش پیش روانپزشک می‌رود و دکتر هم روش "پدر یک دقیقه‌ای" را به او پیشنهاد می‌کند که خود این" پدر بودن یک دقیقه‌ای" کاملا توجیه شدنی از کار درنیامده و حتی تا حدی مبهم و صرفا نظری است: پدر باید در رفتار با فرزندانش از تنبیه و تشویق‌های یک دقیقه‌ای استفاده نماید و همیشه معترض و استفساری عمل نکند.

موضوع فوق اساسا یک نظریه شخصی و تاحدی سلیقه‌ای برای تربیت کودکان است و از کارکرد عملی و عینی به اثبات رسیده‌ای برخوردار نیست. در این نمایش همه مشکلاتی که پدر در رابطه با فرزندانش دارد، خیلی سریع و به طور گول‌زننده‌ای رفع می‌شود و همه چیز به سامان می‌رسد و حتی بهتر هم می‌شود.

تأملی در موضوع فوق نشان می‌دهد اساسا داستان یا موقعیت و موضوع کنش‌زا و نمایشی زیاد مهمی وجود ندارد که کنجکاوی کودکان و نوجوانان و متعاقبا تشریک ذهنی آنان را برانگیزاند و در نتیجه، اجرا فاقد گیرائی نمایشی است. رضا فیاضی که نویسنده و کارگردان نمایش است، سعی کرده به کمک موسیقی‌های شاد و ریتمیک این نقص را تا اندازه‌ای جبران نماید، اما واقعیت آن است که این موسیقی‌ها و حتی حرکات موزون و شادی بخش پرسوناژهای نمایش (همه افراد خانواده)، عملا بدون دلیل و صرفا برای چاشنی زدن به نمایش "پدر یک دقیقه‌ای" است

این نمایش، کودکان، نوجوانان و حتی والدین را خسته می‌کند. در مقاطعی از اجرا، بچه‌های داخل سالن تماشای نمایش را رها و باهم شروع به صحبت می‌کنند و حتی جابه جا هم می‌شوند. علت اصلی این عارضه همانا گیرا نبودن و غیر نمایشی بودن موضوع و حوادث بسیار معمولی و بدیهی روی صحنه است.

آنچه دراجرا جلب توجه می‌کند، فقط دکور صحنه است که تا حدی کارکرد نمایشی پیدا کرده و "ورود و خروج" و حضور پرسوناژها را در مکان خانه به طور نسبی توجیه‌پذیر و باورپذیر نموده است.

نوردهی‌ها معمولی و بازی‌ها هم به علت بی‌فراز و فرودی و عمیق و گیرا نبودن موضوع، بسیار معمولی‌اند. رضا فیاضی در بخش‌هایی از اجرا با استفاده از "وانموده‌سازی" به بازی‌های نمایشی و شعبده‌بازی توسل جُسته و همه این‌ها برای پُر کردن صحنه است که در این اجرا کارکرد "ظرف گونه"‌ای پیدا کرده است؛ در یکی از این "وانموده سازی"ها پرسوناژ پدر حرکات "چارلی چاپلین" را برای بچه‌ها تقلید می‌کند که همزمان از موسیقی معینی هم که خود چارلی چاپلین برای فیلمش ساخته، استفاده می‌شود.

در صحنه‌ای که به نشان دادن یک میهمانی اختصاص دارد، از کودکان داخل سالن دعوت می‌شود که به روی صحنه بروند و کنار دلقکی که لباسی رنگارنگ دارد، کف زنان و شادی کنان در میهمانی شرکت کنند؛ این صحنه هم باز تحمیلی و غیرنمایشی است و صرفا برای راضی کردن لحظه‌ای کودکان است.

تنها ابتکاری که فیاضی از خود نشان داده، افزودن "پرسوناژ زن مشکل‌دار" به پایان نمایش است؛ این ترفند سبب شده که با وارد شدن این زن به محیط خانواده، جایگزینی احتمالی و تلویحی برای مادر از دنیا رفته کودکان و نهایتا عاملی برای ترمیم و بازسازی نسبتا کامل و مجدد خانواده مورد نظر وجود داشته باشد.

نمایش "پدر یک دقیقه‌ای" به نویسندگی و کارگردانی رضا فیاضی در کل از کارکرد تربیتی و روانشناختی قابل تأملی برخوردار نیست؛ اجرای آن صرفا نشانگر اصرار بر اجرای یک پروژه کاری و شغلی بوده است و چون اساسأ گیرائی ندارد، عملأ تماشاگران را خسته می‌کند.

 

رویدادهای مرتبط