و ناگاه در ظلمت یكی ستاره

۳۰ دی ۱۳۹۴ ساعت : ۰۹:۵۷
و ناگاه در ظلمت یكی ستاره

سال‌های زیادی نگذشته كه «آلیس راینز» با اتكا به آرای ژاك دریدا و ژاك لاكان، روش پدیدارشناسانه بازیگری را برای بررسی كنش در بازیگری نمایش به كار گرفته است، روشی كه تلاش می‌كرد ریشه‌های حس‌آمیزی كنش و پیچیدگی پدیداری بازی را كشف كند، روشی كه شكل دادن و قابل رویت كردن حس را به عنوان شیوه‌هایی از درك شدن بازیگر ارائه داد. اما در این میان و از زمان شناخت این نظریه آشوبنده راینز كه همتراز نظریه پدیدارشناسی تاریخی و پدیدار‌شناسی روح به‌نظر می‌رسید، بر این باور بودم كه چرا هرچه بر صحنه نمایش در ایران می‌بینم، این مولفه‌های ابتدایی را از حیث بازیگری ندارند كه بتوانم با روش پدیداری راینز به تحلیل آن بنشینم. چشم می‌بستم و آرزو می‌كردم روزی بازیگری تئاتر در ایران به این مهم دست یابد؛ نكته‌ای كه خود گویای این بود كه بازیگری تئاتر ما باید راه بیشتری را بپیماید. اما چند شب پیش، با دعوت شدن برای دیدن نمایش «اتاق ورونیكا»، بیش از آنكه بخواهم بر اثر كارگردان كاربلد هم‌روزگارم، رضا ثروتی تامل كنم، بازی تحسین‌برانگیز ستاره پسیانی، آرزوی دیرینم را به واقعیت نشاند؛ آرزوی دیرین تحلیل نوعی بازیگری كه حالا می‌تواند از روش پدیدارشناختی تبعیت كند. حالا بازیگری را در پیش رو داشتم كه همچون كاربلدترین بازیگران هنر نمایش در جهان، آگاهی فردی را بیشتر از موضوعات جمعی - گروهی در بازی‌اش دخیل كرده است. تا آنجا كه خود را امری مستقل از گروه بازیگران «اتاق ورونیكا» نشان می‌دهد، بازیگری را پیش رو دیدم كه دیگر بیان را امری صرفا نمایشی در زبان نداشت زیرا بیانش حاكی از درگیرشدنش با پدیده‌های نمایشی بود. ستاره پسیانی را قبل از این هرگز تا این حدود تاثیرگزار ندیده بودم. او با حس آمیزی و درك پدیده‌های كاری كه برایش بازی می‌كند، زبان بدن در نمایش را به یك دستگاه حسی قدرتمند بدل كرده بود كه تجربه زنده بین خودآگاه فردی و واقعیت نمایشی را نشان می‌داد و در بستر تئاتر، خود را خارج از فرم بازیگر به عنوان یك پدیده حسی و ذهنی به مخاطب نشان معرفی می‌كرد. گویی رضا ثروتی كه خود كارگردانی كاربلد است این مهم را دریافته و دقیقا پسیانی را برای بهترین نقشش آماده می‌كند و متن نمایش هم عینا به جمله‌ای اشاره می‌كند كه آگاهانه مخاطب را به بازی ابژكتیو ستاره پسیانی و ورونیكا رهنمون می‌شود: «دوست دارم نقش ورونیكا رو بازی كنم، فكر كنم این بهترین نقشی است كه تا الان بازی كردم» (نقل به مضمون). به عبارتی ساده‌تر، ستاره پسیانی در بازیگری به نقطه‌ای از حرفه‌ای بودن رسیده است كه این مولفه پدیدار‌شناسی بازیگری را به عمل می‌رساند كه آگاهی از ادراك دیگران نسبت به بازیگر مهم‌تر است.