همزمان با تعطیلی موقت تماشاخانه «آو» مطرح شد: یک زنگ خطر برای تماشاخانه‌های خصوصی

۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت : ۱۱:۵۷
همزمان با تعطیلی موقت تماشاخانه «آو» مطرح شد:  یک زنگ خطر برای تماشاخانه‌های خصوصی

سهیل اعرابی از تعطیلی موقت تماشاخانه «آو» خبر داد.

مدتی قبل گروه نمایشی «آو» به سبب برخی مشکلات پیش آمده مجبور به تعطیلی تماشاخانه «آو» و همچنین تغییر سرپرست خود شدند و درهمین رابطه سرپرست پیشین گروه (بابک مهری) اعلام کرد که ممکن است تماشاخانه با همین کاربری یا با نامی دیگر باز هم به فعالیت خود ادامه دهد، اما فعلا خبر می‌رسد که این تماشاخانه موقتا تعطیل شده است،‌هر چند گروه نمایشی همچنان با همان نام کار خود را ادامه می‌دهد و حتی اخیرا با دعوت از یک زوج لهستانی کارگاهی را درباره تکنیک‌های نوین سیرک و دلقکی برپا کردند.

سهیل اعرابی سرپرست این گروه نمایشی درباره وضعیت تماشاخانه «آو» گفت: این تماشاخانه که به عنوان اولین تماشاخانه خصوصی و مستقل ایران پس از انقلاب زیرنظر و هدایت یک گروه نمایشی راه‌اندازی شد، به دلیل مشکلات مالی مجبور به تحویل دادن مکان خود شده و از آنجا که هیچ حمایتی هم از طرف ارگان‌های مربوطه صورت نگرفته است به ناچار در تعطیلی به سر می‌برد.

وی با اشاره به اینکه حضور گروه «آو» مبتنی بر مشارکت جمعی و نه سرمایه شخصی و اعتبار یک فرد بوده است، اضافه کرد: البته به دنبال فراهم شدن شرایطی هستیم تا محل دیگری را به عنوان تماشاخانه «آو» با همان ویژگی‌های قبلی، افتتاح کنیم.

اعرابی که به همراه امیر افشاری سرپرستی این گروه را بر عهده دارد با اشاره به اینکه چنین اتفاقی یک زنگ خطر مهم برای تماشاخانه‌های خصوصی دیگر هم هست، گفت: ما از ابتدا یک گروه نمایشی بودیم که تصمیم گرفتیم برای خودمان تماشاخانه‌ای مستقل راه بیاندازیم چون می‌خواستیم از صف سالن‌ها که برای وقت دادن به گروه‌های بی‌شمار آثار را قلع و قمع می‌کنند یا هر دوره سلیقه‌ای عمل می‌کنند، دور باشیم. ضمن اینکه می‌خواستیم نمایش‌های متفاوتی را در این محل به صحنه ببریم، به همین دلیل راه‌اندازی تماشاخانه «آو» یک اتفاق نو و دور از ذهن بود.

او با بیان اینکه آثاری در این تماشاخانه اجرا می‌شدند که اغلب سبک جدیدی داشتند و حالا نسل جوان هم چند سالی است بیشتر در این حیطه کار می‌کند، افزود: آنچه ما به دنبال آن بودیم و هستیم سبکی از اجرا با توجه ویژه به موسیقی، تبادل انرژی و ارتباط با تماشاگر است.

مدیر پیشین اجرایی مجموعه «آو» با اشاره به اینکه این گروه در ابتدا حتی اجازه بلیت فروشی هم در تماشاخانه نداشت، اظهار کرد: با شروع کار تماشاخانه «آو» هنرمندان حرفه‌ای و آماتور به اینجا آمدند و همکارهایی را انجام دادند و در نهایت کار ما به شکلی پیش رفت که تابوی حضور یک تماشاخانه خصوصی در جشنواره فجر شکست و علاوه بر برگزاری جشنواره مستقل مونولیو در تماشاخانه «آو»، میزبان جشنواره تئاتر فجر و جشنواره تئاتر دانشگاهی و جشنواره تئاترشهر هم بودیم. خوشبختانه در حال حاضر اینگونه همکاری‌ها با سالن‌های خصوصی امری عادی و جاریست.

این بازیگر و کارگردان تئاتر ادامه داد: یکی از دلایلی که باعث شد تماشاخانه دچار مشکل شود، علی‌رغم اینکه از تأمین هزینه‌های خود برمی‌آمد، این بود که یک جاهایی اولویت کسب و کار ما پایین‌تر از بخش هنری قرار گرفت. در واقع موقعیت‌هایی پیش آمد که برای اجرای نمایش‌مان و همکاری‌های نمایشی متحمل پرداخت هزینه‌های سنگین شدیم و همین قضیه مشکلات مالی را برای ما بوجود آورد.

او گفت: از آنجا که نسبت به این اتفاقات مخالفت‌هایی هم در داخل گروه بود، در سال گذشته با سخت‌تر شدن شرایط مالی تغییراتی در مدیریت و کارگردانی «آو» بوجود آمد ولی به ناچار از عوارض شرایط پیشین این شد که سردابه حمام قدیمی را که به عنوان تماشاخانه «آو» در اختیار داشتیم از دست دادیم.

سرپرست گروه «آو» با ابراز تاسف از عدم مدیریت درست مالی، اضافه کرد: این موضوع در کنار ارتباطاتی که منجر به از بین رفتن صداقت و همراهی در بین اعضا شد، از دیگر مشکلات بودند. گروه «آو» به معنای یک گروه از انسان‌های هنرمندی است که آمدند و رفته‌اند و مانده‌اند. این اعتبار و پیشرفت را نمی‌توان یک تنه به دوش کشید و وام دار خود کرد. توجه بیش از حد به خود و تمایلات فردی زنگ خطری برای یک گروه است. نتیجه کار گروهی آن چیزی که ایده‌آل یک نفر است، نمی‌شود. باید بگویم من خودم را هم در این کاستی‌ها و اشتباهات مقصر و سهیم می‌دانم.

مدیر پروژه اجرای «گیل گمش» در «آو» با تاکید براهمیت رسیدن به تدبیر و سیاست‌های عملی تئاتر خصوصی مبتنی بر تجربیات این قشر و نه از داخل اتاق‌های کهنسال اداره‌ها و مجلات تئاتری ‌گفت: مرکز هنرهای نمایشی یا وزارت فرهنگ باید از گروه‌های مستقل و هدفمند تئاتری و تماشاخانه‌های خصوصی حمایت کند. ما در این سال‌ها هیچ وقت کمک مالی نگرفتیم اما باید برای سالن‌های خصوصی فکری شود چون این شکل از رقابتی که در حال حاضر ایجاد شده کار را برای ادامه فعالیت این تماشاخانه‌ها و امکان ایجاد فرصت برای هنرمندان مختلف را از بین می‌برد. در واقع این رشد حبابی تعداد سالن‌های خصوصی کمکی به درمان سرطان‌های بدنه تئاتر ایران نمی‌تواند بکند.

سهیل اعرابی در پایان افزود: همین شرایط باعث شده بسیاری از تماشاخانه‌ها که تعداد آن‌ها از این پس بیشتر هم خواهد شد ریسک کمتری کنند و به جای فرصت دادن به گروه‌های جوان و تازه که هنوز اسم و رسمی دست و پا نکرده‌اند اما آثار خوب و جسورانه‌ای را اجرا می‌کنند با گروه‌هایی قرارداد ببندند که شناخته شده هستند و فروش گیشه را تضمین می‌کنند و گروه‌ها بیشتر به دنبال بازتولید کارهای قبل می‌روند. متاسفانه گاهی دوست داریم یادمان برود که هویت تئاتر خصوصی و مستقل را نمی‌توان لزوما با سالن‌داری و تماشاخانه‌داری تفسیر و برابر کرد.