نگاهی به اجرای نمایش "پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی" سلول به سلول در بند یک زندان قصر در تئاتر "پیکر زن ..."

۵ آذر ۱۳۹۴ ساعت : ۰۹:۴۴
نگاهی به اجرای نمایش "پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی" سلول به سلول در بند یک زندان قصر در تئاتر "پیکر زن ..."

تاریخچه "تجاوزات جنسی" به جنگ ها و نبردهای عصر باستان برمی گردد که در "کتاب مقدس مسیحیان" هم بدان ها اشاره شده است. تاریخ یونانی‌ها و رومی‌ها لبالب از تجاوز حین جنگ بوده و روایات چپاول و تجاوز سربازان مغول پس از پیروزی‌هایشان پرشمار هستند. حدود دویست هزار زن کره‌ای و چینی طی جنگ دوم جهانی مجبور به تن فروشی  برابر سربازان ژاپنی شدند و نمی‌توان تاریخ افغانستان را بدون دوره کردن تجاوزها برشمرد... "تجاوز جنسی" سرانجام پس از آن چه در سال 1992 در یوگسلاوی چند پاره گذشت از "غنیمت‌ جنگی" بدل شد به "جنایت جنگی".
ماتئی ویسنی رومانیایی – فرانسوی نمایش "پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی" را در چنین بستری نوشته (و تاکنون پنج نمایشنانه او توسط تیونش نظم جو به فارسی ترجمه شده اند). دو زن در یکی از مراکز پزشکی ناتو در مرز آلمان پس از جنگ بوسنی روبرو می شوند. دورا در دل جنگ‌های یوگسلاوی چند پاره شده مورد تجاوز گروهی قرار گرفته و باردار شده و کیت روانشناس آمریکایی را که به عنوان عضو یک گروه تخصصی پزشکی راهی این منطقه جنگ برابر خود می بیند. دورا که با سوء ظن به کیت می‌نگرد می‌خواهد از شر جنین بچه‌هایی خلاص شود و کیت که میان مردگان پرسه زده نمی‌تواند از تنش‌های عصبی اش فرار کند. نمایشنامه آمیخته به مفاهیم تشبیهی پرشماری است. در نگاه اول با بیانیه‌ای علیه جنگ روبرو هستیم و در گام بعد با نقد کشتار و تجاوز روبرو می‌شویم، این که تجاوز به زنان در بالکان نوعی استراتژی نظامی / ملی بوده که به ورطه سادیسم غلطیده.
در عین حال دو زن با بازگشت به گذشته از طریق خواندن خاطرات کیت که آمیزه‌ای از رخدادهای حقیقی و ذهنی هستند تدریجا به هم نزدیک می شوند و وقتی کیت خواستار نگاه داشتن بچه در شرف به دنیا آمدن می‌شود فاصله عمیق بین احساس گناه آمریکایی و تجربه بسیار تلخ اروپایی را دوره می‌کنیم و در عین حال کورسوی امیدی جلب نظر می‌کند. در حقیقت از دل یک رخداد هولناک تاریخ معاصر گام به گام و "سلول به سلول" به دنیای خصوصی دو زن زخم خورده می‌گذاریم و همین جا با نبش ویژه این اجرای "پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی" روبرو می‌شویم.
نمایشنامه در اتاق یک بیمارستان جاری است ولی پانته آ میرفصیحی آن را از صحنه‌های دیرآشنای تئاتر دور کرده و همراه مریم شیرافکن در بند یک زندان قصر اجرا می‌کند. تماشاگران کم شمار درون سلول ها قرار می‌گیرند و از پشت میله ها، برخوردها و روایات دو شخصیت در راهروی زندان دنبال می‌کنند. جایی که از گوشه آن فضای محصور و مصروع، روایات تکان دهنده دو زن را پی می‌گیریم و نمی‌توانیم گوش و چشم مان را – که معمولا بر روایات خوفناک و آزاردهنده می‌بندیم – ببندیم. اجرای اثر از یک سو به شدت وهم آلود است و از سوی دیگر مختصات جهان واقعی را هم ترسیم می‌کند. تغییر صحنه‌ها با تغییر سلول تماشاگران انجام می‌پذیرد و سرانجام تماشاگران و دو شخصیت در یک سلول قرار می گیرند - بی فاصله گذاری -  تا نزدیک شدن دو زن مترادف شود با لزوم همدلی و یکپارچگی در قبال فجایع انسانی.
وقتی دورا شکنجه دیده از درب پشتی آخرین سلول سرانجام راهی به فضای بیرون می یابد و نفس عمیقی می کشد، ما هم مثل او نفس عمیقی می کشیم تا زیرکی میرفصیحی از بکارگیری عناصر این فضا / زندان عیان شود و  تجربه تماشای "پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی" ماندگارتر.