نقدی بر "جنی" های تماشاخانه "دا"

۸ اسفند ۱۳۹۴ ساعت : ۱۳:۰۷
نقدی بر "جنی" های تماشاخانه "دا"

"جنی" را بهنام احمدی کارگردانی کرده و فرشاد جعفری آن را نوشته است. نمایشی که این روزها در تماشاخانه "دا" روی صحنه می‌رود. با سه بازیگر. جنی داستان خوبی دارد. از جن گفتن و نوشتن یکی از کارهایی است که می‌تواند به فرهنگ ایران و به‌ویژه جنوب ایران مربوط باشد و استفاده از آن، یکی از جذابیت‌های موضوعی است که یک نویسنده می‌تواند به سراغش برود. برای مثال از این نوع فضاها در ادبیات داستانی، کسی مانند غلام‌حسین ساعدی استفاده می‌کند و خیلی هم موفق در این فضا ‌خودش را نشان می‌دهد. تک‌نگاری "اهل هوا" را که ساعدی نوشته می‌توان به عنوان یکی از تحقیقات مهم در این حوزه دانست. داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویسی که در این فضا تحقیق می‌کند و از همین فضا هم برای خلق برخی آثارش استفاده می‌کند. "جنی" به لحاظ استفاده از این فضا موفق است. نویسنده توانسته با استفاده از "جن" و مراسمی مانند "زار" خلق موقعیت کند. در کنار همین استفاده است که نویسنده فضایی معلق و غیرخطی را هم برای روایتش انتخاب می‌کند تا تأثیرگذاری بیش‌تری برای کارش در پیش بگیرد. نویسنده داستان را در هم می‌پیچد تا تماشاگر در خلال اطلاعات پراکنده‌ای که به‌دست‌می‌آورد بتواند با داستان همراه شود و تعلیق خودش را ایجاد کند. جن به خودی خود می‌تواند این تعلیق را ایجاد کند اما استفاده از روایت‌های شکسته کار را پیچیده‌تر کرده و تجربه قابل توجهی را رقم زده است. ویژگی دیگر این نمایش انتخاب زمان سرنوشت‌سازی در تاریخ ایران است. پیش و پس از کودتای 28 مرداد 1332 و برخی ارجاعات به آن دوران و نه فقط استفاده صرف از این تاریخ، توانسته جذابیت متن را بالاتر ببرد. نویسنده آدم‌هایش را از آن دوران انتخاب می‌کند اما هرکدام تاریخ خودشان را دارند و با روایت رسمی هیچ سنخیتی ندارند. تاریخ و برخی آدم‌ها مربوط به آن دوره‌اند و محیط و زمان آن دوره دستمایه روایت قرار می‌گیرد. کارگردان هم در این میان تلاش می‌کند با طراحی‌های‌ویژه، اثرش را متفاوت جلوه دهد. تماشاخانه "دا" با محیط ویژه سرداب مانندش دستمایه کارگردانی این اثر شده است و به نفع کار استفاده شده. شما نزدیک به 15 دقیقه این نمایش را ایستاده تماشا می‌کنید و بازیگران شما را به دنبال خودشان می‌کشند تا بالاخره برای روایت اصلی، شما را به صندلی‌های سالن هدایت می‌کنند و باقی ماجرا را نشسته دنبال می‌کنید اما هنگام تماشای این نمایش محیط دانشجویی این اثر را از یاد نبرید، زیرا برخی خام‌دستی‌ها در اجرا و به‌ویژه در بازی ممکن است شما را از نمایش دور کند اما کلیت اتفاق قابل قبول است و کارگردانی با ایده‌هایی نه نو اما کاربردی برای اجرایش وقت می‌گذارد. شاید مهم‌ترین ایرادی که می‌توان به کارگردان گرفت، انتخاب بازیگر برای اجرای این متن است. کارگردان طراحی ویژه‌ای برای بازی کرده و از روایت رئالیستی فاصله گرفته است. او با ژست و فرم‌هایی که انتخاب کرده می‌خواهد فضا را به سمتی ببرد که فضای غریب متن را پوشش دهد اما وقتی گاهی بازی بازیگرها با این طراحی همخوان نمی‌شود، فاصله تماشاگر با اجرا را زیاد می‌کند. بازیگری که نتواند حتی برای یک خنده در فضایی که کارگردان ساخته طراحی کند و لبخندهای اجباری می‌زند، نمی‌تواند توجه مرا به خودش و حتی برخی لحظات اجرا جلب کند اما برای مثال طراحی‌ای که بازیگر دختر این نمایش برای بازی‌اش کرده، قابل قبول‌تر و صمیمی‌تر است. بخشی از این گرفتاری‌ها را به پای اجرای دانشجویی و تجربی‌بودن می‌گذارم و بخشی هم فکر می‌کنم کارگردان باید توجه کند که چه‌کسی را برای بازی انتخاب می‌کند. 
بهاءالدین مرشدی

رویدادهای مرتبط