میرعلی اکبری: به دنبال کشف روایت های جدید هستم

۲۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت : ۰۹:۴۵
میرعلی اکبری: به دنبال کشف روایت های جدید هستم

محمد میر‌علی‌اکبری یکی از کارگردانان باتجربه تئاتر است که از سال‌های دور مشغول به اجرا بردن نمایش‌های مختلف است. او ازجمله نویسندگان و کارگردانانی است که به‌شدت متفاوت می‌نویسد و کارگردانی تجربه‌گراست و از هرگونه ریسک و خطر هراس ندارد. البته شاید بسیاری از تماشاگران با کارهای او ارتباط نگیرند ولی تئاتری‌های حرفه‌ای و تماشاگر پیگیر آثار هنری قطعا به دنبال تجربه دیدن چنین آثاری هستند. در نمایش "سفر به نهایت دور" او با ژانرها و سبک‌های آوانگارد تئاتر مواجه هستیم که عرصه وسیعی از تئاتر ابزورد و فوتوریستی تا تئاترهای فرمالیستی و ضدتئاتر را در بر می‌گیرد که نشان از یک نوع ریسک‌پذیری بالاست. البته بازیگران او از پس این نوع اجرا برآمدند و موسیقی راک و فضای متفاوت در نورپردازی و طراحی صحنه به‌شدت به او کمک کرده است. شاید میراث عباس نعلبندیان را در تئاتر او بتوانید ردیابی کنید و تئاترهای متفاوت دهه 1960 در اروپا را که باعث دگرگونی در حوزه این هنر باستانی شد. میرعلی‌اکبری به دنبال کشف روایت‌های جدید است و در همین رابطه با او گفت‌وگو کرده‌ایم.
کار سفر به نهایت دور از چه زمانی شروع شد و روند تمرینات شما چگونه بود؟
من سال 1386 این متن را نوشتم. درواقع  می‌خواستم سه ژانر را در یک نمایشنامه تجربه کنم. این نمایشنامه درابتدا یک ابزورد اجتماعی بود، سپس به سوی یک ژانر جنگی رفت و در ادامه تبدیل به یک ژانر علمی - تخیلی می‌شد. سال 92 این نمایشنامه را برای خیریه کهریزک نمایشنامه‌خوانی کردیم. بازتاب بسیار خوبی از این اجرا گرفتیم. این متن را به جشنواره دادم و علاقه داشتم روی صحنه ببرمش. متن اصلی بیش از دوساعت و نیم بود که ما آن را کوتاه کردیم و به 90 دقیقه رساندیم. تماشاگر ایرانی کشش کارهای طولانی را ندارد. ما این متن را به‌شدت
فشرده کردیم.

کار شما به‌شدت پیچیده است و خودتان گفتید ترکیبی از سه ژانر است. اما نشانه‌های ضدتئاتر در نمایش شما موج می‌زند. علاقه دارید به ضدتئاتر؟
نه من علاقه به داستانگویی دارم. به دنبال یک روایت خاصی هستم که کاملا ضدارسطویی است. دوست داشتم تماشاگر نتواند حدس بزند چه می‌شود. من به دنبال کشف روایت هستم. من ذهن خودم را نبستم و دوست داشتم هرچه را تخیل و تجربه به من می‌گوید در نمایش پیاده کنم. من دو سال پیش به نیویورک رفتم و تجربیات خوبی در آن کارگاه‌ها کسب کردم. یک دوره فیلمنامه‌نویسی رفتم و در این مدتی که هشت سال هم می‌شود، مشغول تدریس هستم.من در تکاپو هستم نشان دهم این اثر ضدتئاتر نیست بلکه نوعی تجربه جدید است. الان بازتاب‌های آن را می‌بینم. نمی‌خواهم تماشاچی منگ باشد. دوست دارم برای او قصه بگویم. در ایران دانشجویان می‌نشینند و دو روز پشت‌سر هم یک فصل سریال را می‌بینند و دوست دارم این جذابیت را کشف کنم. مثلا سریال بازی تاج و تخت و بریکینگ‌بد چه چیزی دارد که تماشاگر ما ساعت‌ها می‌نشیند آن را
پشت‌سر هم می‌بیند.

البته بگویم نشانه‌های زیادی را در نمایش شما دیدم که شبیه آثار رینر فاسبیندر است. ولی فضای جدیدی در تئاتر شما هست که گویا ایرانی نیست اما اسم‌ها و فضا ایرانی است. این اتفاق شما را اذیت نکرد؟
از چه لحاظ باید اذیت می‌شدم.

به زعم من دو جهان غربی و ایرانی در این نمایش با یکدیگر آمیخته‌اند که شاید تماشاگر در دریافت آن با مشکل مواجه شود؟
نظر شــما خیلــــی جالب اســـت. ما ادبیـــات
علمی - تخیلی و پلیسی در ایران نداریم. کار گذشته من هم ژانر متفاوتی داشت که پلیسی بود و در سالن آو اجرا رفتم. این ژانرها برای غرب است و ما ایرانی‌ها با آن عجین نیستیم. ما واقعا چنین چیزی را نداریم. من سعی داشتم تهران امروز را نشان بدهم. تمام این شخصیت‌ها را من در زندگی خودم دیدم. آن تلویزیون و استیلای مدیا در زندگی ما نمود دارد. ولی بخش علمی - تخیلی کاملا غربی می‌شود چون ما چنین چیزهایی نداشتیم و حتی سفینه و سفر به فضا داشتیم. حتی فیلم‌های ادیسه فضایی کوبریک و فیلم‌های علمی - تخیلی را ارجاع می‌دادیم.

من در ابتدا فکر کردم که شخصیت اصلی دچار اعتیاد است و در ادامه متوجه شدم نه ژانر داستان تغییر کرد و ما وارد دنیای دیگری شدیم و این عدم پیش‌بینی برای من خیلی جالب بود. چگونه این تغییرات را کنترل کردید؟
باز هم می‌گویم که این اتفاق به این دلیل است که ما چنین تجربیاتی نداشتیم یا اگر داشتیم بسیار اندک و ناچیز بوده است و شاید باید با یک دیدگاه غربی به این نمای نظر افکند.

کار با بازیگران چگونه بود؟ چون بازیگرهای ایرانی تنبل هستند و در اجرای کارهای متفاوت به‌شدت کارگردان را اذیت می‌کنند؟ ما به رئالیسم عادت داریم و این آفتی شده است.
من با افرادی کار کردم که فضای کار من و این‌گونه ژانرها را بشناسند. خوشبختانه خیلی با من همکاری کردند. همه بازیگران بلااستثنا گفتند که این سخت‌ترین کاری بود که انجام دادند و شاید همین امر غریب‌بودن اجرا بود که تماشاگر را متوجه کار ما نکرد. البته پیش‌بینی می‌کردم تماشاگر عادی تئاتر نمی‌تواند با این نمایش انس بگیرد. همیشه یک ترسی در ما هست در اجرا بردن. بسیاری از کارها را هم خودم می‌بینم و متوجه نمی‌شوم. قطعا می‌دانستم تماشاگر خاص و ویژه‌ای سمت ما خواهد آمد. به هر حال من دوست دارم بهای تجربه‌گرایی و آوانگاردیسم را بپردازم.

رویدادهای مرتبط