سقراط کشی بعد از هزار سال روی صحنه تئاتر

۱۴ شهریور ۱۳۹۵ ساعت : ۱۲:۲۰
سقراط کشی بعد از هزار سال روی صحنه تئاتر

به گزارش تیکت به نقل از روزنامه آرمان، سقراط با این جمله معروفش "می‌دانم، که هیچ نمی‌دانم"، از دلِ روزگاران و ماه‌ها و سال‌ها و قرن‌ها و هزاره‌های نخبه‌کُشی عبور کرده، تا امروز که برای سومین سال متوالی به روی صحنه تالار وحدت آمده: "امروز روز خوبی ‌است برای سقراط‌کُشی!" تئاتر سقراط با کارگردانی حمیدرضا نعیمی و بازی فرهاد آئیش، با قراردادن چهار موضوع مهم "شناخت‌شناسی"، "حقوق زن"، "اخلاق و قانون" و "پدران و پسران" آن‌هم با زبان طنز، رسالت خود را به درستی به انجام رسانده است. در مورد بخش شناخت‌شناسی، نمایش سعی دارد با خودآگاهی فردی مخاطبش را با تاکید بر این جمله معروف که روی معبد دلف در یونان باستان نوشته شده، "خودت را بشناس"، بیدار کند؛ این امر از مسائل مهم شناخت‌شناسی در طول تاریخ فلسفه و حیات انسان بوده است، که تاکید دارد "انسان استعداد شناخت دارد"، و این همان مساله‌ای است که سقراط بر آن وقت می‌گذارد تا نه فقط خودش، که دیگران را هم با این استعداد بالقوه آشنا کند تا به آن عمل کنند و برای شناخت بهتر خویشتنِ خویش و هستی و آن‌طور که لشک کولافسکی می‌گوید "ایجاد شک در امور به‌ظاهر روشن و قابل درک"، نمایش سقراط نیز دقیقا همین کار را می‌کند. وقتی در دادگاه، همه مردم آتن حضور دارند، چراغ‌های سالن روشن می‌شود تا بینندگان به‌عنوان مردم آتن، در دادگاه حضور یابند تا بار دیگر سقراط آنها را به این امر مهم هستی‌شناختی و انسان‌شناسی دعوت کند؛ کاری که سقراط می‌کند مواجهه ما با بعد خفته ی ماست که چشم‌هایش را به روی نخبه‌کُشی بسته؛ گویی سقراط به ما یادآوری می‌کند که او نه اولین نخبه کُش تاریخ و نه آخرین است، که قائم‌مقام‌ و امیرکبیر و مصدق آخرین باشد. مساله دومی که نمایش سقراط بر آن تاکید دارد، "اخلاق و قانون" به‌عنوان دو رکن مهم فرد و جامعه (دولتشهر آتن) است؛ چیزی که سقراط نه به‌خاطر سیاستِ آتن و نه به برای پول آن را زیر پا نمی‌گذارد: نه اخلاق فردی را، نه اخلاق اجتماعی را، و نه قانون آتن را که حکم مرگ او را با نوشیدن جام زهرآگین داده بود. مساله مهم دیگری که نمایش سقراط آن را روایت می‌کند،اختلاف و فاصله بین نسل‌ها است؛ اینکه پدران ما همانگونه که می‌اندیشیده‌اند، زندگی‌ می‌کرده‌اند، آیا فرزندان آنها نیز باید به همان شکل بیندیشند و زندگی کنند؟ درگیری‌های آنیتوس از بزرگان دولتشهر آتن با پسرش که درنهایت از پدر جدا می‌شود و به سمت سقراط می‌رود که روحش را به تسخیر درآورده، نشان می‌دهد که هر نسل، فکر و سبک زندگی خاص خودش را دارد. موضوع مهم دیگری که در نمایش سقراط بر آن تاکید می‌شود مساله زن و حقوق زن است؛ امری که از طریق نمایش "مده‌آ"ی اوریپید نیز که بر محور یک زن است، بر آن صحه گذاشته می‌شود. جز این، نقش پررنگ تئودوته، زن بدنام آتن نیز در نمایش است که او نیز تحت‌تاثیر اندیشه‌های سقراط، راه دیگری را انتخاب میکند و سرانجام تن به تبعید خودخواسته از آتن به سیسل می‌دهد. اما شاید مهم‌ترین زن نمایش سافو بزرگ‌ترین شاعر غنایی باستان باشد که صد سال پیش از سقراط می‌زیسته، اما مدام در دیالوگ‌های ذهنی سقراط حضور دارد. تئاتر سقراط با حضور سافوی شاعر شروع می‌شود و با حضور او در زندان پیش از نوشیدن جام زهرآگین، به اتمام میرسد: "استبداد فقط تو را از حرف‌زدن منع کرد، اما دموکراسی تو را کُشت."

رویدادهای مرتبط