سالروز تولد مردی که با دنیا بیگانه است

۱۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت : ۱۳:۲۳
سالروز تولد مردی که با دنیا بیگانه است

به گزارش تیکت به نقل از هنرآنلاین، فردا هفتم نوامبر مترادف با هفدهم آبانماه تولد آلبر کامو نویسنده معروف قرن بیستم می‌باشد. آلبر کامو نویسنده و فیلسوف قرن بیستم آنچه را آزمود که به مثابه ناتوانی غمبار موجودات بشری از درک آن و بهبود شرایط تحمل ناپذیرشان می‌‍نگریست. کامو در آثار خود دنیایی پوچ و ظاهرا بی منطق را به نمایش گذاشت که در آن برخی مردم بیهوده تقلا می کنند تا معنا و عقلانیت را بیابند و حال آنکه دیگران به سادگی، دلواپسی را رد می‌کنند. برای نمونه، مهم ترین شخصیت "بیگانه" بی هیچ دلیلی مردی را در ساحلی می‌کشد و سپس بازداشت و جزای آن را نیز با بی میلی می‌پذیرد. به عکس، در "طاعون" شخصیت هایی را وارد می کند که با شهامت در برابر پوچی عمل می‌کنند.
کامو در مونداوی الجزایر از پدری فرانسوی و مادری اسپانیایی متولد شد. پس از آنکه پدرش درسال 1914 در آغاز جنگ جهانی اول کشته شد، کامو نزد مادر و مادربزرگش در فقر بزرگ شد. مادرش کارگری بی سواد و روزمرد بود. بیماری سل به تحصیلات کامو در دانشگاه الجزیره پایان داد و او را به ترک فوتبال نیز واداشت. پس از آن زندگی او در تئاتر به عنوان نمایشنامه نویس، مدیر و بازیگر خلاصه می‌شود. این فعالیت ها اشتیاق جوانی او بود. سپس به سیاست روی آورد و مدتی کوتاه عضو حزب کمونیست بود. در سال های دهه 1930 نیز فعالیت خود را به عنوان روزنامه نگار آغاز کرد.
در مقالات کامو بیچارگی قوم عرب در الجزایر به تصویر کشیده شده بود، آنچه که سبب برکناری او از کار روزنامه در الجزیره شد. در سال 1940 کامو به همراه دوست و همکار خود پاسکال پیا به پاریس رفت تا برای روزنامه پاریس- سوار  کار کند. در آنجا به زودی به جنبش مقاومت فرانسه در برابر اشغال نیروهای آلمان پیوست و در سال 1943 به نوشتن برای روزنامه مخفی مبارزه  پرداخت. او بین سال های 1944 تا 1947 ریاست هیات تحریریه آن را بر عهده داشت. به این ترتیب کامو نخستین آثار بزرگ خود را منتشر کرد. با اینهمه او با گروه نویسندگان پیرامون نویسنده و فیلسوف فرانسوی، ژان پل سارتر، همراه شد.
او و سارتر همواره بر این نکته اذعان داشتند که کامو به جنبش فلسفی موسوم به اگزیستانسیالیسم تعلق ندارد، جنبشی که سارتر طرفدار اصلی آن بود. حمله کامو به کمونیسم استالینی در انسان طاغی  1951 به دوستی وی با سارتر پایان داد که در آن زمان هنوز از استالین حمایت می کرد و نیز کامو را از حیات سیاسی فرانسه بیرون کرد. در سال 1957 کامو جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد. او که در سال های واپسین زندگی خود به خاطر جنگ استقلال الجزایر  عمیقا برآشفته شده بود، خود را در تئاتر و کار بر روی یک رمان درباره زندگینامه خود- نخستین انسان محدود کرد. او در شرف انتصاب به سمت مدیریت یک تئاتر ملی بود که در یک تصادف اتومبیل درگذشت.
نخستین نوشته‌های کامو که در "نخستین کامو" گردآوری شده، از موضوعات آثار آتی او خبر می‌دهد. "عروسی" و "پشت و رو" مقاله هایی غنایی و روایی درباره زیبایی الجزایر و شادی و غم و دل نگرانی های فکری کاموی جوان هستند. رمان "بیگانه"، مقاله افسانه سیزی ، نمایشنامه "کالیگولا" و سوء تفاهم آراینده چیزی هستند که کامو آن را "تسلسل پوچی" می نامید. در این آثار کامو معنای مورد نظر خود از پوچی وجود بشری را نمایان می سازد: موجودات بشری پوچ نیستند، بلکه برای آنان در دنیا بودن پوچ است.
از نگاه کامو، بشر نمی‌تواند در دنیا خود را در آسایش احساس کند، زیرا در شوق نظم، روشنی، معنا و زندگی ابدیست و حال آنکه دنیا درهم و برهم، پوچ و بی تفاوت است و تنها رنج و مرگ را عرضه می‌دارد. بدین سان موجودات بشری با دنیا بیگانه یا در آن منزوی هستند. کمال و بزرگی او را به رویارویی و پذیرش کماهی شرایط بشری و یافتن بی آلایش برون رفت هایی بشری از این گرفتاری ملزم می‌کند. شخصیت اصلی بیگانه که پس از محکومیت در انتظار مرگ به سر می برد، و نیز قهرمان اسطوره‌ای یونانی – سیزیفوس- که به غلتاندن سنگی سنگین به بالای یک کوه محکوم است، هردو یک نوع واحد بشری از شادی را می‌شناسند زیرا آن ها محدودیت های عقل و زندگی بشر را می پذیرند. امپراطوری روم، کالیگولا، در نمایشنامه کامو به همین نام، که این محدودیت ها را می شکند و تلاش می کند به یک اله تبدیل شود، تجسم پوچی است و باید با طغیان زیر دستان خود نابود شود.
چرخه طغیان از رمان طاعون، مقاله فلسفی انسان شورشی و نمایشنامه وضعیت محاصره‌ای و عادلان تشکیل شده است. مفهوم طغیان در این آثار، امتداد فلسفه پوچی است که در آثار پیشین خود به آن پرداخته بود. موجودات بشری با تشخیص محدودیت های ضمنی موجود بشری، نمی‌توانند دنیایی بیافرینند که این محدودیت‌ها و پوچی وجود را نادیده می‌گیرد.
اما می توانند طغیان کنند. نوع خیالبافی های انقلابی کامو تلاشی جمعی از سوی موجودات بشری برای ساختن جامعه‌ای با ثبات دارای ارزش‌های میانه رو و عدالت اجتماعی است. در طاعون شخصیت اصلی، دکتر ریو و گروه او که در اوران الجزایر در برابر طاعون مبارزه می‌کنند، درست زمانی که مبارزان مقاومت در پاریس در برابر اشغال آلمان نازی طغیان می‌کنند، آنان نیز در برابر این همه‌گیری برمی‌آشوبند.
مرد طاغی دوباره داستان تطور از دوران باستان به دوران جدید را روایت می کند و نشان می دهد این طغیان تنها زمانی موفق خواهد بود که معنای این تطور انعکاس یابد و پایان کار را توجیه کند. انقلابیون روسیه در رمان عادلان، بمباران کالسکه دشمن سیاسی خود را رد می کنند، زیرا فرزندان او نیز همراه او هستند. این رفتار در زمان روی کار آمدن رژیم جدید پذیرفتنی نخواهد بود و بنابراین آنان از توجیه آن به عنوان یک عمل انقلابی خودداری می‌کنند.
با این همه تنها یک پندار نیست که آخرین آثار کامو را به طریقی به یکدیگر پیوند می زند که مفاهیم پوچی و طغیان آثار پیشین او را به هم متصل می‌کردند، بلکه داوری، موضوع غالب مقالات او در تابستان، داستان های تبعید و سلطنت  و رمان سقوط  است.
کامو در کنار این آثار اصلی برگزیده‌ای از نوشته های ژورنالیستی خود را در مجموعه سه جلد، و مجلات، روزنامه‌ها و نشریات گوناگون به چاپ رساند. برخی از آن ها به زبان انگلیسی در اثر مقاومت، شورش و مرگ  و مقالات غنایی و انتقادی  موجود است. شماری از آثار کامو – چه پایان یافته و چه ناتمام- پس از مرگش به چاپ رسید. یادداشت های روزانه او  زمانی منتشر شد که او برای نخستین بار سعی کرد رمانی بنویسد: مرگی خوش و نیز رمان مربوط به زندگی نامه اش به قلم خود او تا اندازه ای کامل شده بود: اولین انسان .دست نوشته های این رمان در بزرگراهی پیدا شد که تصادف مرگبار زندگی او در آن رخ داد.
نام، پندارها و نوشته‌های او پس از مرگش در بزرگ ترین بحران های سیاسی یا فرهنگی به کار گرفته شده‌اند. روشنی، سادگی، زیبایی بیان و سبک گفتارش آثار او را برای تمامی نسل ها قابل درک ساخته اند. شاهکارهای ادبی او بیگانه و سقوط از سوی بسیاری منتقدان و دانش پژوهان در زمره بهترین آثار منثور تخیلی قرن بیستم قرار داده شده اند. کامو مردی بود که با و برای موجودات بشری همنوع خود درباره چیزی سخن گفت که بیش از همه به آنان مربوط است: اخلاقیات، عدالت و عشق.