اجرای عمومی نمایش "دعوت به دو نمایش همراه" اثر جدید محمد رحمانیان

۱۳ بهمن ۱۳۹۴ ساعت : ۱۰:۴۸
اجرای عمومی نمایش "دعوت به دو نمایش همراه" اثر جدید محمد رحمانیان

محمد رحمانیان که پس از یک غیبت کوتاه با نمایش "دعوت به دو نمایش همراه" به عنوان گروه نمایشی میهمان، در تالار تازه بازگشایی شده قشقایی به تئاتر فجر بازگشت، از 25 بهمن ماه این نمایش را در عمارت مسعودیه به اجرای عمومی می گذارد. نمایش و رفتار رحمانیان در این رویداد دارای نکات قابل تاملی است.
"دعوت به دو نمایش همراه" نام نمایشی است از محمد رحمانیان، نمایشی که در واقع دو نمایش است در یک اجرا. هر دو نمایش به نحوی با یکدیگر در ارتباطند. نخستین عنصر دکور و صحنه است که طراحی اولیه و آکسسوارهایشان مشترک است و صرفاً با تغییرات ریز و طراحی نور از هم منفک می‌شوند. البته این تنها ظاهر ماجراست؛ چرا که عنصر پیوندی میان دو نمایش داستان و شخصیت‌هاست که بر محور یک مسئله حرکت می‌کنند: فراموش کردن جایی که قرار است بروند.
داستان نخست، زندگی دختری را روایت می‌کند که علی الظاهر به یک مهمانی مهم دعوت شده است؛ لذا به یاد نمی‌آورد کجا. او به همین سبب پرخاش می‌کند و نمی‌داند باید چه کند. در نهایت متوجه می‌شویم دختر یک بیمار روان‌پریش است و در این خیال به سر می‌برد در عصر پهلوی زندگی می‌کند و اکنون در یک آسایشگاه بستری است.
داستان دوم، روایتی است از یک بازیگر که در آستانه رفتن به شب افتتاحیه نمایشش، فراموش می‌کند نمایش در کدام سالن برپاست و نام نمایش چیست. زن در این گیرودار و در فضایی هیستریک نقش‌های سابقش را مرور می‌کند و با توجه به اینکه حافظه کوتاه مدتش مختل شده است، خاطرات کهنه را به یاد می‌آورد.
این دو داستان نه چندان طولانی نقبی است به دوران پرمخاطب رحمانیان در تلویزیون و سریال‌های شبه‌تئاتری که در آنها داستان‌های کوتاه فرمی ساده داشتند و آنچه جذاب شان می‌کرد رویکرد رحمانیان در قبال شخصیت‌ها و روایت داستانی غریب بود. در واقع سریال‌های چون «نیمکت» یا «مسافرخانه سعادت» از آدم‌های معمولی و ساده، داستان‌های جذاب خلق می‌کرد. راز جذابیت داستان‌های رحمانیان تضاد میان طرح داستانی و شخصیت بود و اینکه شخصیت‌های آشنا برای مخاطب در موقعیتی تازه قرار می‌گرفت.
"دعوت به دو نمایش همراه" بازگشتی قدرتمند برای رحمانیان می باشد.این نمایش کلاس درسی است برای برخی از کارگردانان جوان، افرادی که به شکل افراطی خواهان اجرای اثری گروتسک هستند. رحمانیان در نمایش خود شکلی خاص از گروتسک را روی صحنه می‌برد، بدون آنکه بازیگرانش گریمی اغراق شده داشته باشند یا نورهای تند و تیز صحنه را منور کنند و یا حتی دکورهایی به شیوه اکسپرسیونیستی در صحنه به کار برد.
رحمانیان تنها با نقل داستان، جهان گروتسک در نمایش خود خلق می‌کند. حتی می‌شود رگه‌هایی از ادبیات اکسپرسونیستی در نمایشش یافت. او برای خودش یک "مطب دکتر کالیگاری" خلق می‌کند. چیزی که در انتهای نمایش شاهد آنیم. البته او رکب نمی‌زند. مخاطب می‌تواند نشانگان درآسایشگاه بودن را در طول نمایش بیابد. رحمانیان قدرت خود در ادبیات را به رخ می‌کشد. او برای نقل روایت دراماتیک خود به سراغ نثر متکلف نمی‌رود؛ بلکه با واژگانی ساده، روایتی مخصوص خود برپا می‌کند. روایت رحمانیان نه ساده است و نه پیچیده، روایتش در میانه است؛ چرا که او خود در میانه اجتماعش قرار دارد.

 

رویدادهای مرتبط