خسرو شهراز از تجربه همکاریش با گروه وَناگهان می گوید

۳۰ تیر ۱۳۹۵ ساعت : ۱۰:۴۸
خسرو شهراز از تجربه همکاریش با گروه وَناگهان می گوید

خسرو شهراز بازیگری که با گروه تئاتر شایا و کوانتوم او را می شناسیم و یکی از بازیگران پرکار تئاتر به شمار می رود که نقش جمشید را در نمایش "سفر به نهایت دور" برعهده دارد در این گفتگو از تجربه خود در سومین کار مشترکش با محمد میرعلی اکبری اینگونه بیان می کند.

 

 

جناب شهراز شما با گروه‌های مختلفی کار کرده‌اید، نظرتان درباره‌ی شکل و ماهیتِ گروه وَ ناگهان چیست؟

دوست دارم در یک کلام با فونتی زیبا و تیتری درشت نوشته شود: "گروهِ با تشخصی ست" واین امر مرهون حضور روزبه حسینی ست که سرپرستی و مدیریت گروه "وَناگهان" رو بهعهده دارد. انسانی متواضع، بردبار و مهربان، فهیم و با فرهنگ و با دانش که بکارش اشراف دارد و صادقانه دلش برای تئاتر می‌سوزد و تلاش کرده گروهی منسجم، پرانرژی، بااخلاق و تحصیلکرده بشکلی ثابت دورهم جمع کند. خوشبختانه اعضای ثابت گروه هم تحت تاًثیر این ویژ‌گیِ شخصیتی منحصر بفرد روزبه حسینی، همگی از رفتاری شایسته و تحسین برانگیزی  برخودار هستند و هرکدوم جایگاه ویژه ای در گروه دارند. این موضوع اتفاق خجسته ایست که نظیرش رو در سایر گروه‌هایی که بوده ام کمتر دیده ام، تعامل وحضور جوانان تحصیلکرده در کنار پیشکسوتان گروه ستودنی ست و من از این حضور لذت می‌برم.

 

با کارهای محمد میرعلی‌اکبری چگونه و از کی آشنا شدید؟

اولین اثری که از جناب میرعلی اکبری بهعنوان نویسنده و کارگردان دیدم، نمایشی بود با نام "الاویاتان" که فضایی سورئال داشت و جوانی تحتِ تاثیرِ عواملی، به یک هیولا تبدیل می‌شد. نمایشی جالب و دیدنی بود و توانست ارتباط خوبی با تماشاگر برقرار کند، طراحی و فضاسازی خوب وبی نظیر و بازیگرانی مسلط و فوق العاده مثل مجید آقاکریمی، محمدرضا مالکی، محمدصادق ملک به درستی ایفای نقش کردند. نمایش "آرتیگوشه" دومین اثری بود که در مقام نویسنده از ایشان دیدم. کاری شاخص که توسط روزبه حسینی (سرپرست و دراماتورژ)، محمد میرعلی اکبری (نویسنده)، آرش فلاحت پیشه (بازیگردان) کارگردانی شده بود. این سه یارِ موافق بانگاهی جهانی، با تلفیق اسطوره های یونان باستان و ایران باستان، از آنتیگونه و همسرش هایمن و خواهرش ایسمنه و تریسیاس گرفته، تا محمود پسیخانِ سردمدار نهضت نقطویون و هشیدر نخستین موعودِ زرتشتیان ... خیال پردازی را به اوج رساندند... راستگویی و درستکاری و واقعیت، به پرواز درآمد و دروغ و زور و ظلم در زمین رسوب کرد. این نمایش که در چند اپیزود بهانجام رسید توانایی بازیگران و تمرکز آنان شدیدا احساس میشد. نمایش "سفر به نهایت دور" سومین اثری ست که مزین به نام ایشان ست و خوشبختانه من هم سعادتِ حضور دارم که درکنار این عزیزان و بزرگواران باشم.

 

آیا برای بازی هر نقش به مطالعاتِ پیرامونِ نقش اعتقاد دارید؟

بله، دقیقاً، اگه این اتفاق نیفته قادر به کشف دنیای پیرامونِ نقش مون نخواهیم بود. کشف ابعادِ مختلفِ شخصیتِ مورد نظر و شناخت و درکِ درستی از موقعیت ها ولحظات خاص و رسیدن به تحلیلی درست و جامع از نقش و متن و اجرا ، ارتباط مستقیم به تاثیری ست که مطالعه روی ما میگذارد. بازیگر برای رسیدن به موفقیت، نیازمند بینش وآگاهی ست. آموخته‌هایی که از طریق مطالعه کسب می شوند، در واقع مقدمه ای هستند برای موفقیت. یکی از مهم ترین راههای دستیابی به الگوهای رفتاری، مطالعه است. شیوه ای که حتی میتواند تاثیر بسزایی در ساختن شخصیت خودمان داشته باشد. وجود حس همانند سازی در انسان و نیاز به الگوهای رفتاری، ایجاب می کند که به الگوهای شایسته ای دسترسی داشته باشی تا بدین وسیله شخصیت و رفتار خود را شکل بدهی. الگوهایی که از طریق مطالعه به ما  معرفی می‌شوند، نقش مهمی را در شکل دادن شخصیت انسان ایفا می کنند.

 

کمی از نقشتان در نمایش «سفر به نهایتِ دور» برای ما بگویید.

این نقش تجربه یِ فوق العاده دردناکی برای من به‌همراه دارد! نقشی ست که تا به حال حتی مشابهش را نداشتم! نقشی که باورش برای خودم هم سخته!  نقشِ کوتاه و پیچیده ایست، اساسا نقش های کوتاه طاقت فرسا و آزار دهندهاند، وهمین کوتاهی، حضورِ بازیگر را سخت و دشوار می‌کند، این است که باید تاثیرگذار باشی، باید پر رنگ باشی و برای رسیدن به نقشت زمان بیشتری را بگذاری. فکرم را بطور عجیبی مشغول کرده، واقعا نقشِ عذاب آوری ست. خیلی سخت است که مجبور شوی طرحی رو داشته باشی که ازش لذت ببری آن هم لذتی که از ماهیتِ آن متنفری! امیدوارم بتوانم موثر باشم. ولی خب باید پذیرفت که این سختی و عذاب و تنفر، برای بدست آوردن نقشم لازم وضروری‌ست. تلاش کردم بعد وسیعی به نقشم بدهم. با آرامش به آن نزدیک شدم، خیلی از لحظاتش را در فایلهای مغزم جستجو کردم و به گونه ای درخور بکار گرفتم، ولی دریافتِ بیشترِ موقعیت های این شخصیت از نظر حسی برای من سخت و عذاب آور بود، شاید باور نکنید ولی اکثرِ فجایع و جنایت های خانوادگی رو که در سطح جهان بوقوع پیوسته رو من از طریق اینترنت پیدا کردم و صدها بار مرور کردم. نه بخاطر اینکه تصور کنید با نقشم مشابه هستند! نه ...! صرفا بهمنظور باور اینچنین حسی! امیدوارم در ارائه  این شخصیت موفق باشم.

 

چه ویژگی ممتازی این نمایش به جهتِ بازیگری برای مخاطب تئاتربین خواهد داشت؟

همانطور که اشاره کردم متن نمایش "سفر به نهایت دور" براساسِ اصولِ مکتبِ سوررئالیسم و پیوند رویا و واقعیت نوشته شده و طبعا اجرای آن هم ، برهمین مبنا طراحی و شکل گرفته‌ست. بی تردید این نوع طراحی و فضا، و بوجود اومدن موقعیتی برهمین مبنا، برخورد بازیگران را با موقعیتی غیرواقعی، متفاوت می‌کند و این رویارویی میتواند برای تماشاگران جالب و دیدنی باشد. ساختار بازیها پیرایش شده ست، و ساده گرایی اساس و پایه آن را تشکیل داده. این ساختار بازیگران رو به سمت بازیهای مینیمالیستی هدایت می‌کند. همه مینیمالیست‌ها به شعار "کمترین، همیشه بهترین است" معتقد بودند. می‌دانیم که مینیمالیسم مکتبی ست که آثار و بیانِ خود را بر پایه ی سادگیِ بیان و روش های ساده و خالی از پیچیدگیِ معمول بنیان گذاشته‌ست. سادگیِ موضوعات و بیانِ آنها  به فرمی خاص، مثلِ اشکالِ هندسی مشخصه‌ی این سبک است. بکارگیری این شکل و جنس بازی، تنها در زمانی ست که در دنیای واقعی قرارگرفتیم. بازی‌ها با بوجود آمدن فضایی بین رویا و حقیقت تغییر می‌کند و با رسیدن به فضای سوررئال این تغییر به مرز خودش می‌رسد. این تنوع درشکل و جنس بازیها همراه با ریتم و ضرباهنگ مناسب هارمونی خاصی رو بوجود میاورد که مطمئناً تماشاگر را درگیر خواهد کرد.

 

همکاری‌تان با گروه وَ ناگهان ادامه خواهد داشت؟

بدون تردید. ادامه همکاریم با گروه خوب و دوست داشتنی "وَناگهان" نمایشی‌ست از استاد بزرگوارم، "مرحوم محمود استاد محمد" بهنام "دیوان تئاترال" که مقرر است در"تماشاخانه سنگلج" با کارگردانی روزبه حسینی نازنین روی صحنه خودنمایی کند.

رویدادهای مرتبط