tik8
پیگیری بلیط
یک روایت از هیپولیت به قلم محمدحسن خدایی

یک روایت از هیپولیت به قلم محمدحسن خدایی

  • ۱۶ امرداد ۱۳۹۷
  • ساعت:۱۰:۵۴

شرح خبر

<p>حال می&zwnj;توان به میانجی ترجمه رشک&zwnj;برانگیز عبدالله کوثری از نمایش&zwnj;نامه &laquo;هیپولیت&raquo; یا همان &laquo;ایپولیتوس&raquo;، با جهان به نسبت رئالیستی &laquo;اوریپید&raquo; یا همان &laquo;ائوریپیدوس&raquo; به شکل بی&zwnj;واسطه&zwnj;تری مواجه شد؛ روایتی که یادآور داستان&zwnj; یوسف و زلیخاست.</p> <p>می&zwnj;توان با هیپولیت در باب امر تراژیک به تأمل نشست و فرجام عشقی ممنوعه را رصد کرد، اما به&zwnj;نظر اجرای فرزاد امینی از هیپولیت چندان در قید این تأملات هستی&zwnj;شناختی نمانده و بیشتر امکان پرسشی را فراهم کرده در نسبت ما با جهان اوریپید و شیوه اجرائی آن. می&zwnj;دانیم که اوریپید چندان در دوران حیات خود کامیاب نبوده و بعضی آثارش مانند باکخانت&zwnj;ها، تنها از پس نقاب مرگ بوده که به موفقیت&zwnj;هایی رسیده. حال به مدد اجرای فرزاد امینی، ما با یک هیپولیت روبه&zwnj;رو هستیم که قرار است در نسبت با اینجا و اکنون ما معنا یابد.<br /> کنشی که با ساخت&zwnj;شکنی از متن و اقتدارزدایی از آن، با افراط در کمینه&zwnj;گرایی و حذف قسمت&zwnj;های زیادی از دیالوگ&zwnj;ها، به اجرائی گرایش دارد که قرار است بدن&zwnj;ها و بیان&zwnj;ها، بحرانی شده و نیروهای درونی&zwnj;شان، شدت یافته و اغلب با تکرارشدن&zwnj;ها، تأکیدی باشند بر فاجعه&zwnj;ای که قرار است نازل شود. تراژدی البته منطق خاص خود را دارد و اغلب مصائبش توضیح&zwnj;ناپذیر است. همچنان&zwnj; که تخطی هیپولیت، خشم الهه&zwnj;ای چون آفرودیت را برانگیخته و در نهایت عشقی ممنوعه را در دل فایدرا یا همان فدر،روشن می&zwnj;کند.<br /> فرزاد امینی چندان به مناسبات اوریپیدی وفادار نبوده و تمنای آن دارد که شخصیت&zwnj;ها در یک نظام زیباشناسی مبتنی&zwnj;بر اغراق و شدتمندی، بیش از آنکه در مقابل هم قرار گیرند تا همدیگر خطاب کنند، فضایی مشترک بسازند که کلام و ریتوریک مترتب بر آن، نه یک غایت که وسیله&zwnj;ای باشد در خدمت ساختن آن فضای پرابهام و تفسیرپذیر.<br /> &nbsp;بی&zwnj;جهت نیست که حرکت بازیگران، با آن حضور همیشگی و درهم&zwnj;تنیدگی، این امکان را فراهم می&zwnj;کند که همه بازیگران به شکل مشترک، گفتاری مانند &laquo;دروازه&zwnj;های مرگ پیش رویش گشوده است&raquo; را بر زبان رانده و گویا تکثر هیپولیت شوند. با آنکه طراحی لباس بر تمایز و تفاوت اشاره دارد، اما سیالیت حرکات و ریتم شتابناک اجرا، همبستگی و شباهت را تداعی کرده و روایت شاعرانه را بر امر تراژیک تفوق بخشیده. پس فرم اجرائی ترکیبی است از شیوه بیومکانیکال میرهولد، تئاتر شقاوت آرتو و حتی سنت&zwnj;های شرقی نمایش مانند کاتاکالی.<br /> &nbsp;روایت&zwnj;زدایی از هیپولیت، البته که به کار این رویکرد مینی&zwnj;مالیستی و شاعرانه خواهد آمد. فرزاد امینی با طریقتی که در مواجهه با جهان یونان باستان اتخاذ کرده، بر این نکته اشاره دارد که گویا دیرزمانی است اجرائی کاملا وفادارانه به نمایش&zwnj;نامه&zwnj;هایی مانند اوریپید، در جهان شتابناک مدرن ناممکن شده و تنها می&zwnj;توان به دقایقی از نمایش&zwnj;نامه چنگ زد و بخت اجرا یافت. پس چه باک اگر که با روایتی شخصی از هیپولیتی روبه&zwnj;رو شویم که چندان به متعین&zwnj;شدن و فهم&zwnj;پذیری تن نداده و بیشتر در سودای بحرانی&zwnj;کردن بدن&zwnj;ها و بیان&zwnj;هاست. اجرای این روزهای هیپولیت در تئاتر مستقل تهران، با اندکی مسامحه یادآور نقاشی&zwnj;های روتکو است که برای مواجهه درست با آن بایستی در آن سکنا گزید و حال&zwnj;وهوا عوض کرد و سلوک عارفانه داشت.<br /> طراحی صحنه با آن پارچه&zwnj;ای که فضای انتزاعی داخل را از هیاهوی خارج جدا کرده، با آن چاقوها و شمعدان&zwnj;های روشن، یادآور ضیافتی است ملهم از خشونت، مصیبت&zwnj;های عشقی ممنوعه و انتظار برای پادافره گناهان. این مرزکشی که تجمیع نیروها را باعث شده و نشان از تقدیرگرایی است، مانند حصاری عمل می&zwnj;کند که راهی به خروج و رستگاری نداشته و تأکیدی است بر تقدیر فروبسته شخصیت&zwnj;ها که در طول اجرا، گرد هم آورده شده است.</p>
منبع:روزنامه شرق