tik8
پیگیری بلیط
گفتگو با فتحعلی‌بیگی از استادان نمایش سنتی و آیینی

گفتگو با فتحعلی‌بیگی از استادان نمایش سنتی و آیینی

  • ۰۳ شهریور ۱۳۹۵
  • ساعت:۱۰:۵۸

شرح خبر

<p dir="RTL" style="text-align: justify;">داوود فتحعلی&zwnj;بیگی از استادان نمایش سنتی و آیینی ایران، این&zwnj;روزها با به&zwnj;صحنه&zwnj;آوردن نمایش &quot;انسانم آرزوست&quot; به سنت &quot;سیاه&zwnj;بازی&quot; و &quot;تخت&zwnj;حوضی&quot; جانی دوباره داده و می&zwnj;گوید هدفش صرفا اجرای نمایشی پایبند به این آیین نبوده، بلكه نوآوری در این شیوه نمایشی و استفاده از ظرفیت&zwnj;های نهانش را مدنظر قرار داده است. به همین سبب گفت&zwnj;وگویی بین ابراهیم گله&zwnj;دارزاده كه از پیروان سنت&zwnj;های نمایشی ایران است، با فتحعلی&zwnj;بیگی ترتیب دادیم و در ادامه او به سؤالات گله&zwnj;دارزاده درباره &quot;سیاه&zwnj;بازی&quot;، &quot;تخت&zwnj;حوضی&quot; و &quot;انسانم آرزوست&quot; پاسخ گفته است<span dir="LTR">.</span></p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;"><strong>گله&zwnj;دارزاده: چرا سیاه&zwnj;بازی و چرا &quot;انسانم آرزوست&quot;؟</strong><br /> فتحعلی بیگی: چرا نه؟ یکی از اتقاقاتی که در حوزه تئاتر تخت&zwnj;حوضی باید می&zwnj;افتاد، ظرفیت&zwnj;شناسی این ریخت از نمایش بود؛ امری که هم در گروه تماشا هم قبل از گروه تماشا دو، سه نفر از پیش&zwnj;کسوتان و بزرگان هنر ایران تجربه کرده بودند. باید زبان این&zwnj;گونه نمایش شادی&zwnj;آور ایرانی را شناخت و از قابلیت&zwnj;هایش استفاده کرد. اما چرا انسانم آرزوست؟ انتخاب این سوژه به شرایط امروز ما برمی&zwnj;گردد. متأسفانه در جامعه ما ارزش&zwnj;های انسانی بسیار کم&zwnj;رنگ شده است. یعنی خیلی از جاها می&zwnj;بینم هرکسی به فکر این است که کار خودش را انجام دهد و کاری هم ندارد که چه بلایی سر دیگری می&zwnj;آید. دوره&zwnj;ای در این جامعه بود که هرکی به هرکی می&zwnj;رسید برای یک امری یک کاری می&zwnj;گفت این&zwnj;کار را بکن ثواب دارد، یا این&zwnj;کار را نکن، چراکه فردا در یک وجب جا می&zwnj;خواهیم بخوابیم. این آخرت&zwnj;اندیشی باعث شده بود مردم رفتارهایشان را اصلاح کنند و مطابق معیارهای مذهبی و اخلاقی، رفتارهایشان را تنظیم می&zwnj;کردند. متأسفانه امروزه این امر بسیار کم&zwnj;رنگ شده است. خیلی&zwnj;ها فقط همان کاری که به آنها سپرده شده، انجام می&zwnj;دهند؛ آن&zwnj;هم نه به نحو احسن، بلکه فقط در حد رفع&zwnj;تکلیف. امروز شاهدیم در صحنه قتل و جرم مردم نظاره می&zwnj;کنند و حتی فیلم می&zwnj;گیرند. ولی وقتی به دوران نوجوانی خودم برمی&zwnj;گردم، یادم می&zwnj;آید اگر دعوا می&zwnj;شد، چند نفر می&zwnj;آمدند که آدم&zwnj;ها را از هم جدا می&zwnj;کردند و آنها را به صلح دعوت می&zwnj;کردند؛ دقیقا برخلاف امروز. انسان&zwnj;ها در مقابل هم بی&zwnj;تفاوت شده&zwnj;اند. به&zwnj;همین&zwnj;دلیل است که باید دنبال انسان بگردیم<span dir="LTR">.</span><br /> <strong>در حقیقت نقدی بر شرایط امروز جامعه است؟ نقدی است بر سفره&zwnj;های جدا در جامعه؟</strong><br /> بله<span dir="LTR">.</span><br /> <strong>به عبارت دیگر، بحران اجتماعی- اخلاقی را خاستگاه اجتماعی قصه &quot;انسانم آرزوست&quot; قرار دادید. آیا مصداق خاصی را برای نمایش در نظر داشتید؟</strong><br /> از این مصادق بسیار دیده&zwnj;ایم. قانون زبان ندارد. قانون خیلی از جاها عاطفه ندارد. در خیلی از موارد خیلی از کارها را می&zwnj;توان بدون خشونت انجام داد، اما می&zwnj;بینم خیلی وقت&zwnj;ها دست به خشونت می&zwnj;زنیم. خیلی جاها خیلی نمونه&zwnj;های متعدد در جامعه از بی&zwnj;تفاوتی و خشونت در جامعه دیده&zwnj;ایم و به دلیل نمونه&zwnj;های زیادی که در اطرافمان دیده&zwnj;ام، به سراغ این قصه آمده&zwnj;ام<span dir="LTR">. </span>بی&zwnj;تفاوتی در مقابل هم به جای اینکه زندگی را تبدیل به یک محیط دوست&zwnj;داشتنی کند، آن را تبدیل به فضای جهنمی کرده است<span dir="LTR">.</span><br /> <strong>می&zwnj;دانیم نمایش سیاه&zwnj;بازی خاستگاه عوام دارد، یعنی براساس ادبیات مادرانه ماست، به عبارت دیگر، براساس ادبیات رسمی و براساس کوشش نهاد و حکومتی شکل نگرفته، بلکه آهسته&zwnj;آهسته در میان مردم شکل گرفت، بالید و به شالوده هنری تبدیل شده است؛ هنری که امروز ما آن را تخت&zwnj;حوضی یا سیاه&zwnj;بازی می&zwnj;خوانیم. &quot;انسانم آرزوست&quot; از کدام خاستگاه و امیال نشئت می&zwnj;گیرد؟ به عبارت دیگر، می&zwnj;خواهم بدانم چرا دردها را با زبان طنز و خنده بیان کردید؟</strong><br /> در گذشته هم پیش می&zwnj;آمد قصه&zwnj;ای که مطرح می&zwnj;شد، قصه&zwnj;ای بود که ته&zwnj;رنگ تلخی داشت، قصه&zwnj;ای هم که ما مطرح می&zwnj;کنیم درباره مشکلات مردم و جامعه است. اما از آنجایی&zwnj;که ما قصد داشتیم این نمایش را در قالب سیاه&zwnj;بازی ارائه دهیم، طبیعتا ترفندهایی را پیش&zwnj;بینی کردیم که نمایش ویژگی&zwnj;های کمدی پیدا کند. در این نمایش شما می&zwnj;بینید ارباب مهرک (سیاه نمایش) حضور ندارد؛ اربابی که خیر هم هست. حالا جای آن ارباب خسیس، دودوزه&zwnj;باز و پلید نمایش&zwnj;های تخت&zwnj;حوضی را آدم&zwnj;های دیگر می&zwnj;گیرند. به&zwnj;همین&zwnj;دلیل می&zwnj;بینید سیاه با آدم&zwnj;هایی مواجه می&zwnj;شود که مهر و عطوفتی ندارند. توجه به مشکلات مردم در نمایش اساسا در این نمایش از منظر طبقاتی بررسی نشده. براساس آموزه&zwnj;های دینی آدم&zwnj;ها را براساس طبقه اجتماعی به خوب و بد تقسیم نمی&zwnj;کنیم چه&zwnj;بسیار آدم&zwnj;های پول&zwnj;داری که ثروتمند و خیر هستند. گاهی وقت&zwnj;ها هم آدم&zwnj;هایی هستند که از مال دنیا بهره ندارند، اما هرجا دستشان برسد ظلم می&zwnj;کنند، دروغ می&zwnj;گویند و<span dir="LTR"> ... .</span><br /> <strong>موضوع نمایش شما عدالت در قالب نمایش سیاه&zwnj;بازی است. چرا شما به عنوان نویسنده و کارگردان، نمایش &quot;تخت&zwnj;حوضی&quot; را انتخاب می&zwnj;کنید و نه شیوه&zwnj;ای دیگر را؟</strong><br /> این داستان را با شیوه&zwnj;های دیگر هم می&zwnj;توان گفت، نه اینکه با شیوه&zwnj;های دیگر نمی&zwnj;شود گفت، اما من با توجه به علاقه&zwnj;مندی و تعلقاتم، اصرار دارم با این شیوه کار کنم. از همه مهم&zwnj;تر پاسخی است برای کسانی که مدعی هستند این شیوه نمایش&zwnj;ها دیگر جواب&zwnj;گوي جامعه نیست، یا فاقد ارزش هنری است. از طرفی جواب به نیاز جوان&zwnj;هایی است که این شیوه را نمی&zwnj;شناسند. در تمام ٣٠سالی که نمایش&zwnj;های آیینی- سنتی کار کرده&zwnj;ام، همیشه ظرفیت&zwnj;شناسی کرده&zwnj;ام که با این زبان چه می&zwnj;شود کرد یا گفت. آیا فقط مضامین عرفانی، سیاسی، اجتماعی، مذهبی و <span dir="LTR">... </span>می&zwnj;توان گفت؟ با تجربه چندین&zwnj;ساله&zwnj;ام در این&zwnj;گونه از نمایش به این نتیجه رسیده&zwnj;ام با سیاه&zwnj;بازی همه&zwnj;چیز می&zwnj;توان گفت؛ حتی فلسفه. به شرط اینکه راهکارش را بلد باشید<span dir="LTR">.</span><br /> <strong>پس می&zwnj;توان نتیجه گرفت انتخاب نمایش سیاه&zwnj;بازی از سمت شما هم به دلیل علاقه شماست و هم به دلیل ضرورت و نیاز جامعه. ما در ایران نمایش&zwnj;های فرنگی ترجمه&zwnj;شده زیاد داریم، یعنی نمایش&zwnj;هایی از فرهنگ&zwnj;های دیگر به كشور ما آمده، اما چرا این امکان وجود دارد که نمایش تخت&zwnj;حوضی به کشورهای دیگر برود؟</strong><br /> در نمایش تخت&zwnj;حوضی هم این امر امکان&zwnj;پذیر است، هرچند ترجمه کمدی مشکل است<span dir="LTR">. </span>در فرهنگ ما و سایر فرهنگ&zwnj;ها، مردم به مواردی عکس&zwnj;العمل نشان می&zwnj;دهند که ممکن است در کشور و فرهنگ&zwnj;های دیگر عکس&zwnj;العمل نشان ندهند<span dir="LTR">.</span><br /> <strong>وقتی گونه&zwnj;ای هنری داریم که ریشه عمیقی در فرهنگ دارد، چه تجلی این هنر مربوط به صد سال پیش باشد و چه مربوط به دو هزار سال پیش، طبیعتا با مخاطب خودش بهتر ارتباط برقرار می&zwnj;کند. نمایش تخت&zwnj;حوضی در ایران چنین ریشه&zwnj;ای دارد، چرا امروز مهجورتر از گونه&zwnj;های دیگر نمایشی است؟</strong><br /> چندین دلیل دارد. در زمانی این نمایش&zwnj;ها، مناسبتی اجرا می&zwnj;شد. مردم در مراسم عروسی و شادی از نمایشگران تخت&zwnj;حوضی دعوت می&zwnj;کردند شادی را به مراسم&zwnj;شان ببرند. بعدها این&zwnj;گونه نمایش وارد تماشاخانه فرنگی شد که بسیاری از ویژگی&zwnj;هایش را از دست داد. از سوی دیگر، برخلاف بسیاری از کشورها مانند ژاپن، چین و هند، ما از دیرباز به اهمیت این نمایش&zwnj;ها پی نبردیم و اهمیت ندادیم و با وارد&zwnj;شدن نمایش فرنگی یکباره این نمایش&zwnj;ها را کنار گذاشتیم؛ به جای اینکه با پشتوانه این نمایش&zwnj;ها مدرسه، کارگاه و مکتب درست کنیم، تا این نمایش&zwnj;ها را حفظ کنیم کاری که در کشورهای دیگر صورت گرفت و به ماندگاری نمایش&zwnj;ها کمک کرد؛ امری که در ایران اتفاق نیفتاد. از طرفی آموزش تئاتر در ایران متأثر از فرنگستان است. تا مدت&zwnj;ها نمایش در ایران مطرح نبود و سرانجام آقای بهرام بیضایی تحقیق کرد و کتاب &laquo;نمایش در ایران&raquo; را نوشت<span dir="LTR">. </span>همان زمان یکی از روشنفکران به آقای بیضایی گفت تو با نوشتن این کتاب داری برای تئاتر ایران تاریخ جعل می&zwnj;کنی؟ چقدر این حرف در عوضِ روشنفکرانه، کوته&zwnj;فکرانه است. یا وقتی آقای نصیریان &laquo;نمایش سیاه&raquo; را نوشت و برای روشنفکران دوران خودش خواند، گفته بودند تو مثل ویلونیست ماهری هستی که داری گلپری&zwnj;جون می&zwnj;زنی. یا مثلا بعضی روشنفکران آن دوره به سیاه&zwnj;بازی حمله می&zwnj;کردند و می&zwnj;گفتند این نمایش سخیف است یا ما را محکوم می&zwnj;کردند سیاه&zwnj;پوست&zwnj;ها را مسخره می&zwnj;کنیم در صورتی که این&zwnj;طور نیست. سیاه، رنگ دانایی است و در تمام طول نمایش سیاه است که از ارباب انتقام می&zwnj;گیرد، آدم&zwnj;های پلید را دست می&zwnj;اندازد، مچشان را باز می&zwnj;کند، پرده را پس می&zwnj;زند تا پشت پرده زندگی و رفتار این آدم&zwnj;ها دیده شود. در کدام نمایش سیاه&zwnj;بازی دیده&zwnj;اید سیاه را مسخره کنند؟ اگر این اتفاق بیفتد دیگر کمدی نیست، زمانی این کمدی اتفاق می&zwnj;افتد که تضاد و تقابل وجود داشته باشد. در هیچ نمایش آیینی&zwnj;ای ندیده&zwnj;ام که بالادستی پایین&zwnj;دستی را بزند و خنده&zwnj;دار باشد. نه&zwnj;فقط در این نوع نمایش، بلکه در کمدی دلارته و کمدی&zwnj;های دیگر دنیا هم، چنین است<span dir="LTR">.</span><br /> <strong>نکته&zwnj;ای درباره نیاز به نگاه نو در سیاه&zwnj;بازی معاصر یا نمایش تخت&zwnj;حوضی معاصر وجود دارد؛ ایجاد زمینه برای زیست&zwnj;طبیعی. به این معنا که شرایطی مهیا شود تا نمایش ملی و ایرانی، نه یک نمایش سنتی همیشه و همواره امکان حضور داشته باشد. در نمایش &quot;انسانم آرزوست&quot; برای مثال، حاجی ندارید، بلکه او در آدم&zwnj;های جامعه تکثیر شده. شما حتی سیاه را هم تکثیر کرده&zwnj;اید</strong><strong><span dir="LTR">. </span></strong><strong>چندین سیاه در قالب گروه حاجی&zwnj;فیروزها به صحنه می&zwnj;آیند که آنها هم به دنبال پند و اندرزدادن با استفاده از ترانه هستند، باز همان ویژگی&zwnj;های اصلی سیاه را نگه می&zwnj;دارند. این تکثیری که شما در نمایش ایجاد کرده&zwnj;اید یک اتفاق جدید در نمایش سیاه&zwnj;بازی است و من کمتر دیده&zwnj;ام کسی قوای سیاه&zwnj;بازی را تکثیر کند، چه قوای نیک و چه قوای شر را و شما این کار را انجام داده&zwnj;اید</strong><strong><span dir="LTR">. </span></strong><strong>این اتفاق، نگاهی نو به سیاه&zwnj;بازی است. فکر می&zwnj;کنید در این زمینه چقدر نگاه نو، تحول و خلاقیت ضرورت دارد؟ یا اینکه معتقد هستید به شکل موزه&zwnj;ای هم شده باید به همین شکل حفظ شود؟</strong><br /> اول اینکه ما این&zwnj;گونه نمایش&zwnj;ها را به صورت موزه&zwnj;ای نگه نداشتیم. ضمن اینکه معتقدم باید تجربه پیشینیان را حتما مشق کنیم و با حفظ و نگهداری و از آنها استفاده کنیم اما براساس همان ویژگی&zwnj;هایی که این نوع از نمایش دارد، می&zwnj;توانیم روبه&zwnj;جلو حرکت کنیم، چراکه خود شخصیت سیاه در طول تاریخ نمایش سیاه&zwnj;بازی روبه&zwnj;جلو حرکت کرده است. یعنی شما دیگر آن آدم قضاوقدری قدیمی را نمی&zwnj;بینید آدمی است که خودش اراده&nbsp; و شروع می&zwnj;کند به فعالیت&zwnj;کردن می&zwnj;کند<span dir="LTR">.</span><br /> وقتی برمی&zwnj;گردیم به دوره&zwnj;ای که سیاه&zwnj;بازی فقط روی تخت&zwnj;حوض اجرا می&zwnj;&zwnj;شد یا دوره&zwnj;ای که در تماشاخانه&zwnj;های مدل فرنگی اجرا شد، یا نمونه کارهایی که در بنگاه شادمانی تماشا اتفاق افتاد یا نمونه&zwnj;هایی که بعضی از هنرمندان در جشنواره&zwnj;های سنتی ارائه دادند، می&zwnj;بینیم بسیاری از این&zwnj; نمایش&zwnj;ها هم جلوه&zwnj;های نوین دارند و هم از مسائل روز حرف می&zwnj;زنند. همین که تحصیل&zwnj;کرده&zwnj;های تئاتر به نمایش ملی و ایرانی علاقه&zwnj;مند هستند، طبع&zwnj;آزمایی می&zwnj;کنند، قصه&zwnj;های نو و جلوه&zwnj;های نویی از این نوع نمایش را عرضه می&zwnj;کنند، نشان می&zwnj;دهد سرچشمه پیدایش این نوع نمایش بسیار جوشان و تازه است. طبیعتا هر کسی به این سرچشمه نزدیک شود، می&zwnj;تواند نوآوری هم داشته باشد. مطمئنا اگر بستر لازم فراهم شود که همانا دایرکردن تماشاخانه&zwnj;ای است که شما بتوانید نمایش&zwnj;های تخت&zwnj;حوضی را به همان سبک و سیاق سنتی اجرا کنید، قطعا این اتفاق می&zwnj;افتد. زمانی در تماشاخانه&zwnj;ای که مدل فرنگی و یک&zwnj;سویه است نمایش تخت&zwnj;حوضی اجرا می&zwnj;کنید، ناچارید بخشی از این قواعد را کنار بگذارید هرچند ما در نمایش &laquo;انسانم آرزوست&raquo; تلاشمان این بوده که بتوانیم آن قرارداد&zwnj;ها را کمابیش حفظ کنیم اما ناچار شدیم به اینکه سازوکارهایی پیش&zwnj;بینی کنیم که با این نوع از صحنه بتواند هماهنگی داشته باشد<span dir="LTR">.</span><br /> در شیوه کاملا سنتی با روایت مکان مشخص می&zwnj;شود و در نهایت تعداد کمی وسایل صحنه وجود دارد. ما اینجا ناچار شدیم مقداری فراتر هم برویم به دلیل اینکه به خیلی از کسانی که نمی&zwnj;دانند و ظرفیت&zwnj;&zwnj;شناسی نکرده&zwnj;اند، بگوییم: ببینید این نوع از نمایش را این&zwnj;طوری هم می&zwnj;شود اجرا کرد. این امکانات را هم دارد ضمن اینکه با هیچ&zwnj;کدام از قرارداد&zwnj;ها و معیارهایش تضادی ندارد<span dir="LTR">.</span><br /> <strong>پس معتقدید مادام در این شیوه نمایشی اتقافات نو رخ می&zwnj;دهد و با خلاقیت هنرمندانش تازه می&zwnj;شود؟</strong><br /> بله، اگر رشته دانشگاهی دایر شود که این نوع نمایش&zwnj;ها را آموزش دهد،&zwnj; و یکی، دو تا تماشاخانه باشد که مخصوص اجرای این&zwnj;گونه از نمایش باشد، مطمئنا پیشرفت و همه&zwnj;گیرشدنش را می&zwnj;بینیم. متأسفانه یکی از دشمنان اصلی این نوع نمایش، تلویزیون است. تلویزیون، کاملا سیاست تبعیضی در پیش گرفته است و سیاه&zwnj;بازی را نشان نمی&zwnj;دهد. فکر می&zwnj;کنید چرا &laquo;کلاه&zwnj;قرمزی&raquo; این&zwnj;قدر طرفدار پیدا می&zwnj;کند؟&zwnj;به دلیل اینکه گردانندگان این نمایش عروسکی از سرِ هوشمندی ویژگی&zwnj;های نمایش تخت&zwnj;حوضی و خیمه&zwnj;شب&zwnj;بازی را در کارشان آورده&zwnj;اند و به&zwnj;همین&zwnj;دلیل &laquo;كلاه&zwnj;قرمزی&raquo; یکی از پربیننده&zwnj;ترین برنامه&zwnj;های تلویزیون در سال&zwnj;های اخیر است. درحالی&zwnj;كه خیلی از کارهایی که به اسم کمدی در تلویزیون پخش می&zwnj;شود، را کسی نگاه نمی&zwnj;کند<span dir="LTR">.</span><br /> <strong>هرکسی از ایران رفته و خارج از ایران تحصیل کرده و دکترا گرفته، پایان&zwnj;نامه&zwnj;اش ایرانی است اما هر کسی داخل ایران کار می&zwnj;کند پایان&zwnj;نامه&zwnj;اش با محوریت نمایش&zwnj;های خارجی است و حتی گاهی كارش در تقابل با نمایش ایرانی قرار می&zwnj;گیرد، چرا این&zwnj;طور شده است؟</strong><br /> اول اینکه وقتی کسی برای مثال، در فرانسه تحصیل می&zwnj;کند، استادانش دوست دارند موضوعی جدید و فراتر از تئاتر خودشان ببینند اما متأسفانه احساس حقارت و نبود خودباوری، گریبان خیلی&zwnj;ها را گرفته و البته بی&zwnj;مهری مسئولان هم در این اتفاق مزید بر علت است. باید سازوکاری برای ترویج این شیوه نمایشی وجود داشته باشد، هم وزارت علوم وظیفه دارد در راستای حفظ و اشاعه نمایش سنتی قدم بردارد، هم میراث فرهنگی، هم وزارت ارشاد و جاهای دیگر<span dir="LTR">.</span><br /> <strong>به محض اینکه پایمان را از این سرزمین بیرون می&zwnj;گذاریم تلاش می&zwnj;کنیم خودمان باشیم، اگر تئاتری هستیم تئاتری ایرانی باشیم، اما چرا وقتی برمی&zwnj;گردیم دوست داریم فرنگی باشیم؟ انگار تناقض و تضاد روحی&zwnj;&zwnj;ای داریم كه بیرون مرزها یادمان می&zwnj;آید ایرانی&zwnj;بودن مزیت است ولی اینجا از آن فرار می&zwnj;كنیم... . آقای بیضایی استاد قواعد نمایش ایرانی است، در داخل ایران گاهی براساس قواعد نمایش ایرانی کار می&zwnj;کند، مثل نمایش &quot;افرا&quot; که کامل براساس شناخت ژرف ایشان از نمایش ایرانی ساخته شده اما وقتی می&zwnj;رود خارج از کشور نمایش ایرانی را به سنتی&zwnj;ترین شکل ممکن اجرا می&zwnj;کند؟</strong><br /> این به باور ایشان نسبت به نمایش ایرانی و همین&zwnj;طور به وطن&zwnj;دوستی&zwnj;شان برمی&zwnj;گردد، من نمی&zwnj;گویم دیگران وطن&zwnj;دوست نیستند، اما به&zwnj;هرحال یکی از مهم&zwnj;ترین نشانه&zwnj;های وطن&zwnj;دوستی این است که ما به فرهنگ خودمان اهمیت دهیم نه مثل بعضی از استادان كه نمایش ایرانی را به طور کلی منکر بودند. حتی به&zwnj;زور آثار بهرام بیضایی را به عنوان نمایش قبول داشتند. حتی اکبر رادی را هم قبول نداشتند. متأسفانه این خودباختگی از استادان هم بوده &zwnj;است<span dir="LTR">.</span><br /> <strong>به نظر می&zwnj;رسد برای ادامه زیست طبیعی این نوع نمایش، اگر مثل دوران قاجار در مرحله&zwnj;ای قرار گیرد كه در دست خود مردم باشد، زندگی بهتری خواهد داشت؟</strong><br /> شرایط جامعه عوض شده. در دوره قاجار و پهلوی اول مردم به مناسبت جشن و عروسی از این گروه&zwnj;ها دعوت می&zwnj;کردند، اما رفته&zwnj;رفته مدل زندگی&zwnj;ها عوض شد الان دیگر کسی در عروسی&zwnj;اش سیاه&zwnj;بازی دعوت نمی&zwnj;کند. حالا وظیفه دولت است که بیاید و شرایط عرضه این نوع از نمایش را عوض کند. امروزه ما دیگر نمی&zwnj;توانیم از مردم بخواهیم در عروسی&zwnj;هایشان سیاه&zwnj;بازی کنند اما این توقع را می&zwnj;توانیم داشته باشیم که برای این نوع نمایش&zwnj;ها مکان ویژه&zwnj;ای دایر شود<span dir="LTR">. </span>چون وقتی دایر شد، هم سازوکارهای خودش را پیدا می&zwnj;کند و مردم هم رفته&zwnj;رفته می&zwnj;آیند و حتما از دیدن این نوع نمایش&zwnj;ها لذت می&zwnj;برند، لذتی که در دیدن نمایش تخت حوضی به بیننده دست می&zwnj;دهد در هیچ گونه نمایشی نیست<span dir="LTR">.</span><br /> <strong>&zwnj;ما همیشه در هنرمان همه جهان را گرد دیده&zwnj;ایم، در معماری و نقاشی&zwnj;مان، در اسلیمی&zwnj;هایی که در فرش&zwnj;مان هست، باغ ایرانی و هر طرح و نقشه هنری که از ایران می&zwnj;بینیم گرد است، به&zwnj;همین&zwnj;دلیل نمایش&zwnj;های ایرانی&zwnj;مان را روی حوض که مرکز خانه و مظهر پاکی است، قرار دادیم. در اطراف مردم می&zwnj;ایستادند وتعداد زیادی می&zwnj;توانستند این نمایش را ببینند و این نوع اجرا با تمام طرح و نقشه و نیت یک ایرانی هم همسو بود. شاید این یکی از نکاتی است که باید به نمایش ایرانی بازگردد</strong><strong><span dir="LTR">.</span></strong><br /> در بدو پیدایش این نمایش می&zwnj;شود به این نکات توجه کرد و از این منظر نگاه کرد. اما یکی از مهم&zwnj;ترین شاخصه&zwnj;ها و کارکردهایش در آن شیوه از اجرا این است که تماشاگر خودش را داخل بازی می&zwnj;بیند. چون اغلب آدم&zwnj;ها دوست دارند قاتی بازی و نمایش شوند. این فاصله&zwnj;ای که از بین بازیگر و تماشاگر برداشته می&zwnj;شود، این حس نزدیکی خیلی مهم است. الان در اجراهای امروزی ممکن است تماشاگر کف بزند اما آنجا کف&zwnj;زدنش کاملا همراهی&zwnj;کردن است و این است که نمایش را برای تماشاگر خیلی دلنشین و جذاب می&zwnj;کند. یکی از مواردی که در تئاتر معاصر دنبال می&zwnj;کنند این است که فاصله بین بازیگر و تماشاگر برداشته و حس نزدیکی پیدا شود. در شیوه اجراست که این اتفاق می&zwnj;افتد<span dir="LTR">.</span><br /> <strong>می&zwnj;شود این فاصله&zwnj;برداری را یک قاعده ایرانی دانست؟ چون در تعزیه و نقالی و تمام نمایش&zwnj;های ایرانی وجود دارد و ما ایرانی&zwnj;ها انگار در نمایش&zwnj;ها با میزانسن خطی کار نمی&zwnj;کنیم. بین بازیگر و تماشاچی در یک شاکله کلی از ایده تا اجرا همه به هم پیوسته&zwnj;ایم و فقط وظایفمان با هم فرق می&zwnj;کند</strong><strong><span dir="LTR">.</span></strong><br /> بله همین&zwnj;طور است و این یکی از جذاب&zwnj;ترین بخش&zwnj;های نمایش ایرانی است<span dir="LTR">.</span></p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">&nbsp;</p>
منبع:روزنامه شرق