گفتگو با علیرضا آرا بازیگر نمایش هملت

۲۸ فروردین ۱۳۹۶ ساعت : ۱۱:۵۴
گفتگو با علیرضا آرا بازیگر نمایش هملت

علیرضا محمدی ملقب به علیرضا آرا، بازیگر و کارگردان ایرانی، متولد سال 1354 در تهران، تحصیلات خود را در رشته مهندسی عمران به پایان رسانید و دوره بازیگری را در حوزه هنری گذراند.
او در نمایش‌های "رکوئیم"، "پرنده سبز"، "آریاداکاپو"، "شام آخر"، "محمود استاد محمد"، "تعزیه زینب"، "دیوان تئاترال"، "صلح"، "حاشیه‌ای بر راشومون"، "حاشیه‌ای بر خسرو و شیرین"، "کسی که هیچکس نمی‌دانست کیست"، "سیزده"، "حاشیه‌ای بر خسرو و شیرین"، "کسی که هیچکس نمی‌دانست کیست" و "سیزده" به عنوان بازیگر و در نمایش‌های "در خیابان هر روز"، "سیاه"، "تابلو"، "حاشیه‌ای بر راشومون"، "اهوم"، "کانگورو" و "جشنواره نمایش‌نامه‌خوانی نیاوران" به عنوان کارگردان حضور داشته‌است.
از دیگر فعالیت‌های هنری محمدی طراحی صحنه نمایش "میمون میمون است" و همچنین دستیاری کارگردان نمایش‌های "دیوان تئاترال"، "کودکی من" و "محمود استاد محمد" می‌باشد.
دریافت "جایزه ویژه بازیگری برای بازی در نمایش "حاشیه‌ای بر راشومون" از جشنواره کانونها"، "دریافت جایزه طراحی صحنه برای نمایش "میمون میمون است" از جشنواره ایران زمین"، "دریافت جایزه ویژه بازیگری برای بازی در نمایش "سیزده" از جشنواره آئینی سنتی"، "دریافت جایزه کارگردان برگزیده از انجمن نمایشهای خیابانی خانه تئاتر" و "دریافت جایزه بهترین نمایش برای نمایشنامه "کانگورو" از جشنواره نمایشنامه‌خوانی نیاوران" از جمله جوایزی است که این هنرمند در مدت فعالیت هنری خود کسب نموده است.
با علیرضا آرا درباره حضورش در نمایش هملت گفت‌وگویی انجام شده است.

اغلب نمایش‌هایی که در سال‌های اخیر بازی کرده‌اید. نمایش‌های رئالیستی و معاصر بوده‌اند. به چه دلیل کمتر در نمایش‌های کلاسیکی از جنس هملت بازی کرده‌اید؟
آن‌قدر دایره اجرای نمایش‌های اقتباسی خارجی گسترده نیست که بتوانم انتخاب‌های زیادی داشته باشم. من بازیگر تئاترم و هر کار خوبی که پیشنهاد بشود را بازی می‌کنم و تفاوتی برایم ندارد که رئالیستی باشد و یا اقتباسی. سال قبل در پنج نمایش بازی داشتم و امسال را هم با هملت شروع کردم.

 نسبت به سال‌های قبل پرکارتر شده‌اید؟
سال قبل پیشنهادات خوبی داشتم و بازی‌شان کردم. به‌طور میانگین در سال‌های قبلی دو نمایش بازی می‌کردم. همه این اجراها کارهای پرمخاطبی بودند.

 برخلاف سایر همکارانتان که با بازی در سریال و فیلم از تئاتر دور می‌شوند؛ اما شما علی‌رغم حضور مؤثرتان در زنجیره پشت‌بام تهران ارتباط خودتان را با تئاتر محکم‌تر کرده‌اید؟
همه ما بازیگران این شعار را سر می‌دهیم که خانه اصلی‌مان تئاتر است و به آن دل‌بستگی داریم؛ اما برای من قضیه شعاری نیست و قلبی صحنه تئاتر را دوست دارم. اگر سالی تئاتری بازی نکنم. احساس می‌کنم سالم را بدون کار کردن سپری کرده‌ام. در این سال‌ها خیلی از پیشنهادات بازی تصویری را به خاطر درگیر بودن در نمایشی قبول نکردم.
 
عده‌ای معتقد هستند که آرش دادگر برای رسیدن به کیفیت موردنظرش در نمایش به بازیگران در زمان تمرینات سخت می‌گیرد. شما با این مسئله چگونه برخورد داشتید؟
جزو بازیگرانی بودم که در مرحله آخر به تیم بازیگری اضافه شدم و با کمک بچه‌های گروه و تلاش خودم به شرایط مطلوب رسیدم؛ بنابراین در پروسه تمرین سه ماه کار نبودم؛ اما آرش دادگر جزو معدود کارگردان‌های تئاتر است که هنوز به ماهیت و ذات واقعی تئاتر و اصولش وفادار است و تمرینات اجراهایش در پروسه چندماهه انجام می‌شود و برای کار وقت و انرژی زیادی صرف می‌کنند و خروجی این زحمات در اجرا مشخص است و باعث استقبال منتقدان و تماشاگران از کارهایش می‌شود.
 
با توجه به حضور شما در کارهایی که کاراکتر شخصیت قوی و محکمی دارد. اگر قدرت انتخاب داشتید چه نقشی را برای بازی کردن در نمایش هملت انتخاب می‌کردید؟
در این نسخه از نمایش هملت به روایت آرش دادگر همین نقش گیلد نسترن را بازی می‌کردم؛ زیرا با نقش ارتباط خوبی برقرار کردم. قبل از قبول بازی در هملت از آرش دادگر خواستم که فیلم اجرای قبلی هملت را ببنیم و بعد تصمیم بگیرم. دوست دارم نقشی را که قبول می‌کنم از پس ایفایش بربیایم؛ اما اگر قرار بود در هملت اصلی بازی می‌کردم. به ایفای نقش کلادیوس و یا خود هملت علاقه داشتم.
 
آیا شخصیت گیلد را منفی دیدید؟
من هیچ‌کدام از شخصیت‌های نمایش را تک‌بعدی ندیدم و به نظرم خیلی لازم نیست وارد تحلیل شخصیتی بشوم؛ زیرا قرار نبود کاراکترهای نمایش شخصیت‌های پیچیده و چندلایه‌ای داشته باشند. خیلی از درونیات این شخصیت‌ها به‌خصوص گیلد و رز قرار بود در دیالوگ‌هایشان بیان شود. علی‌رغم قاتل بودن گیلد و منفی بودنش در نوع بازیم کوشش کردم که خیلی ساده از شخصیتش عبور نکنم. به همین دلیل شخصیت رمانتیک و نرمی از این شخصیت ارائه کردم و برخلاف همکارش رز که خشن و چکشی عمل می‌کند. گیلد آدم موجه و بدون خشونتی به نظر می‌رسد؛ و تماشاگر دوست دارد رفتار این آدم را دنبال کند و یک نوع حماقت پنهان هم در لایه‌های زیرین شخصیتش دیده می‌شود و باعث می‌شود وجوه قاتل بودنش وحشتناک به نظر نرسد.
 
در نوع بازی فیزیکی‌تان هم این نوع ویژگی‌ها را رعایت کردید؟
 بله این تلاش‌ها موقعی مؤثر شد که من متوجه شدم آرش دادگر از این شخصیت چه الگویی در ذهن دارد و در راستای رنگ‌آمیزی نقش تلاش کردم ریزه‌کاری‌هایی به نقش الصاق کنم. من در کلیت عادت ندارم نقش‌هایم را همانطوریکه نوشته‌شده موبه‌مو بازی کنم؛ زیرا این کار را همه می‌توانند انجام بدهند و بازی شبیه به خوانش از روی متن نمایش‌نامه می‌شود.