tik8
پیگیری بلیط
نقدی بر نمایش معاشر اثر جدید احسان حاجی‌پور

نقدی بر نمایش معاشر اثر جدید احسان حاجی‌پور

  • ۱۳ آذر ۱۳۹۵
  • ساعت:۰۶:۲۲

شرح خبر

<p style="text-align: justify;">در تالار سنگلج تهران، نمایشنامه&zwnj;ی معاشر به نویسندگی و کارگردانی احسان حاجی پور ارتباط انسان&zwnj;های امروزی را در داستانی ساده به روی صحنه آورده است.<br /> &nbsp;نمایشنامه&zwnj;ی &quot;معاشر&quot; با جایگیری در رئالیسم اجتماعی، پلات ارتباط انسانی را مایه&zwnj;ی کار خود قرار داده است. این نمایش با تم خیانت، با اکسیون ارتباط یک زن متأهل با مردی غریبه، بی&zwnj;پروا به زیربافت خانواده&zwnj;ی ایرانی امروزی سرک می&zwnj;کشد. رویداد نمایشنامه در خانواده&zwnj;ای ساده و به ظاهر آرام کلید می&zwnj;خورد. &quot;امیرحسین&quot;، مرد خانواده، دارای کار خوب و درآمد مناسب، خانواده&zwnj;دوست، و دارای مقبولیت در خانواده و فامیل است. &quot;ساقی&quot;، زن خانواده، دارای توجه و دقت بسیار در ایجاد و حفظ ساختار خانواده، و مقبول خانواده و فامیل. &quot;آلا&quot;، دختر چهارده&zwnj;ساله&zwnj;ی خانواده، دانش&zwnj;آموز، که در کنار تحصیل به فراگیری موسیقی نیز می&zwnj;پردازد. در ابتدای کار، همه چیز با خبر خوب جشن تولد &quot;تارا&quot;، دوست خانوادگی این خانواده آغاز می&zwnj;شود و تلاش &quot;ساقی&quot; در برگزاری هر چه بهتر این جشن به مخاطب نشان داده می&zwnj;شود. بحران در این نمایشنامه&zwnj;ی مدرن، از لحظه&zwnj;ای آغاز می&zwnj;شود که مرد، با ورود خود، نشانه&zwnj;های خشم و تهدید را به روی صحنه می&zwnj;آورد. گشایش خوب بحران در برخورد مرد با همسر و فرزندش، مقدمه&zwnj;ی چینش نیروهای موافق و مخالف را در ذهن تماشاگر تداعی می&zwnj;کند، این&zwnj;که &quot;آیا خشم مرد موجه و مقبول است؟&quot; و یا این&zwnj;که: &quot;چه رویداد مهمی در آخرین ساعات پیش از برگزاری جشن، به کنترل روانی مرد چیرگی یافته است؟&quot;. گشایش موضوع ارتباط پنهانی زن با مردی غریبه و کشف اتفاقی این موضوع توسط مرد، آغاز فاز اول نبردی رو در رو، با سلاح کلام و البته گاهی تا سر حد درگیری فیزیکی است، که این نبرد در ادامه&zwnj;ی داستان و با ورود پرسوناژهای دیگر به چینش&zwnj;های گوناگونی تغییر شکل می&zwnj;دهد و رویدادهای کلی داستان را می&zwnj;آفریند. آن چه در طول مسیر داستان بیشتر به چشم می&zwnj;خورد، تأکید نویسنده بر نوعی از ارتباط انسانی متعارف در جامعه است که در آن، افراد دارای نسبت&zwnj;های نزدیک نیز، پس از سال&zwnj;ها زندگی با یکدیگر، هنوز به ایجاد و درک زبان مشترک خود دست نیافته&zwnj;اند و این خود، بهانه&zwnj;ای شده است که در این داستان، &quot;ساقی&quot; به ایجاد ارتباط روانی و حتی جسمانی با فرد دیگری روی آورد و حتی گسترش این موضوع را در شخصیت دختر چهارده&zwnj;ساله&zwnj;ی آنها نیز ببینیم، جایی که در آغاز نمایشنامه، &quot;آلا&quot; به مادرش می&zwnj;گوید که دوستش &quot;غنچه&quot; با پسری به نام &quot;عرفان&quot; دوست شده است و در پایان نمایشنامه می&zwnj;بینیم که این حرف دختر نیز مانند حرف&zwnj;ها و رفتار مادرش، دروغ و تنها برای انحراف ذهن خانواده از دقت روی دوستی خود او با این پسر بوده است. در واقع، مسیر بازگویی دیالوگ&zwnj;ها از آغاز تا پایان نمایشنامه، به بررسی این موضوع می&zwnj;پردازد که بیان دیالوگ یا ادای کلمات، هر چند به زبان گفتاری خود انسان باشد، دلیلی بر ایجاد و حفظ ارتباط انسانی نیست، وگرنه بین یک زوج که پیشینه&zwnj;ی زندگی شانزده&zwnj;ساله دارند می&zwnj;بایست این ارتباط به طور کامل برقرار شده باشد. تأکید بیشتر نویسنده بر کمرنگی تأثیر زبان در ارتباط انسان&zwnj;های امروزی، با ورود پرسوناژهای بیشتر به داستان و آغاز فاز دوم نبرد شکل می&zwnj;گیرد، جایی که خواهر، دوست، و افراد فامیل و نزدیکان، همگی در چینش رویارویی این نبرد قرار می&zwnj;گیرند و تلاش می&zwnj;کنند تا در تعیین فرجام این نبرد تأثیرگذار باشند ولی کشمکش در بین این زوج، تقریباً بدون رسیدن به فرجامی مشخص، فقط دچار کمی و افزونی آتش و انرژی می&zwnj;شود و حتی تا پایان داستان، آن دو خود به هیچ دیدگاه مشترکی نمی&zwnj;رسند و پسر فامیل، کسی که در واقع آتش&zwnj;افروز واقعی این داستان بوده است، نقطه&zwnj;ی پایانی بر آن می&zwnj;گذارد، اگرچه او نیز خود، با آگاهی از فضای خیانت آلود این خانواده، با آگاهی از ارتباط پیش از ازدواج &quot;امیرحسین&quot; و &quot;ساقی&quot;، ارتباط جسمانی و روانی نامتعارف &quot;ساقی&quot; و مدیر موسسه، و در آخر با آگاهی از دوستی &quot;آلا&quot; و &quot;عرفان&quot; دور از چشم والدینش، با افشای این موضوع برای &quot;امیرحسین&quot; و بازگویی این افشاگری برای &quot;ساقی&quot; برگ برنده&zwnj;ای در دست می&zwnj;گیرد تا در هنگام نیاز از آن برای قدرت&zwnj;نمایی در برابر &quot;آلا&quot; و انتقام از او بهره برد. به نظر می&zwnj;رسد، تم نمایشنامه که همان خیانت است، بر اکسیون آن یعنی چگونگی ایجاد ارتباط زن با مدیر موسسه، و در گام بعدی، چگونگی کشف این موضوع توسط شخص ثالث، پیشی می&zwnj;گیرد. آن چه در ادامه&zwnj;ی مسیر رویداد این نمایشنامه، مورد نظر مخاطب است، پرداخت بیشتر نویسنده به دو موضوع علل روانشناختی گرایش زن به مرد غریبه و همچنین هویت و عملکرد شخص ثالث است که گویی در گرمای سوزان و مخاطب پسند درگیری ناموسی بین شوهر و زن، کمی کمرنگ می&zwnj;شود و بار اصلی رویداد بر پاشنه&zwnj;ی مات شدن &quot;امیرحسین&quot; در بین قضاوت&zwnj;ها و توصیه&zwnj;های اطرافیان و ایجاد شک و گمان در او به نادرستی تحلیلش از &quot;ساقی&quot; می&zwnj;چرخد. نمایشنامه، با ورود نفر پنجم یعنی &quot;پسر&quot; که با بی&zwnj;پروایی خود را عامل افشای این رسوایی معرفی می&zwnj;کند به گروه چهارنفره&zwnj;ی &quot;امیرحسین، &quot;ساقی&quot;، &quot;آلا&quot;، و مدیر موسسه به نقطه&zwnj;ای از آغاز فاز سوم نبرد می&zwnj;رسد که البته نویسنده در همین هنگام، قلم بر زمین می&zwnj;گذارد و ما را با پرسشی بی&zwnj;پاسخ از فرجام این نبرد تنها می&zwnj;گذارد تا بدانیم این سرباز وزیرشده، بر مسند وزارت چه حکمفرمایی ها خواهد کرد.<br /> نمایشنامه از دیالوگ&zwnj;هایی برخوردار است که دارای پوسته&zwnj;ای محاوره&zwnj;ای و گفتارمحورند و در ذات خود، دارای بار کنشگری و جستجوگری&zwnj;اند. شیوه&zwnj;ی چینش پرسوناژها و تخصیص دیالوگ&zwnj;های کارکتری و دیالوگ&zwnj;های بیان صحنه&zwnj;ای، و همچنین گردش ناگزیر رویدادها بر اضلاع مثلث عشقی، ناخودآگاه ساختار چخوفی در رئالیسم نمایشی را به یاد می&zwnj;آورد که پس از گذشت سالیان، همچنان حضور خود در دنیای درام را حفظ کرده است. به عنوان مثال، دیالوگ&zwnj;های بیان صحنه&zwnj;ای درباره&zwnj;ی گرفتگی فاضلاب و برداشت سمبلیک از آن برای گوشزد کردن اوج فساد و درماندگی در خانواده. پرسوناژها دارای کارکترهای پوسته&zwnj;ای&zwnj;اند تا در ادامه&zwnj;ی مسیر رویدادها، به کشف زوایای پنهان شخصیت یکدیگر بپردازند و این خود، تعلیقی زیبا را به کار می&zwnj;افزاید.<br /> &quot;معاشر&quot; &quot;احسان حاجی پور&quot; از دراماتورژی خوبی در ایجاد شخصیت&zwnj;پردازی، دیالوگ&zwnj;های تصویری، میزانسن های لازم و گوناگون و القای معنایی درام برخوردار است. تأکید ویژه&zwnj;ی او بر تم نمایشنامه یعنی خیانت، به خوبی قابل ادراک و احساس است.<br /> طراحی صحنه&zwnj;ی کاملاً رئالیستی &quot;معاشر&quot;، با حذف واقعگرایانه ی هر گونه افکت&zwnj;ها و آرایش&zwnj;های نوری و دیداری و شنیداری، همگی به خوبی با لباس و دکور و اکسسوار صحنه هماهنگ می&zwnj;شوند و فضایی کاملاً آشنا و خودمانی برای مخاطب ایرانی می&zwnj;سازند، گویی تماشاگر از آغاز تا پایان نمایش را خود، بر روی صحنه&zwnj;ی تالار سنگلج و در کنار این خانواده سپری می&zwnj;کند و او نیز چون یک دادرس، موضوع مورد بحث بین آنان را به قضاوت می&zwnj;نشیند. صحنه از فضاسازی لازم برای ایجاد فضای بازی برای تماشاگران برخوردار است که البته این کنش متقابل بین صحنه و بازیگران نیز روی می&zwnj;دهد و صحنه نیز در پیشبرد رویدادی داستان شراکت می&zwnj;کند.<br /> بازیگران خوب نمایش &quot;معاشر&quot; پیشینه&zwnj;ی هنری خود را در این نمایش به راستی به رخ تماشاگر می&zwnj;کشند و با ارائه&zwnj;ی یک بازی خلاق سیستمی، لحظه&zwnj;لحظه&zwnj;ی حضور خود روی صحنه را در اختیار می&zwnj;گیرند. ایجاد حس متقابل و داد و ستد حسی و حرکتی بین پرسوناژهای نمایش، خبر از درک درست نقش، پرورش درونی نقش، و ارائه&zwnj;ی کامل آن بر روی صحنه می&zwnj;دهد، چرا که بیشتر پرسوناژها اگرچه دارای رفتار شخصیتی برونی در دیالوگ&zwnj;ها و میزانسن خود هستند، اما در واقع شخصیتی دیگر را در پس آن و در درون خود پنهان نگه می&zwnj;دارند که البته بی&zwnj;اغراق، بازی &quot;لیلا برخورداری&quot; در نقش &quot;ساقی&quot; یک سر و گردن بالاتر از رقبای صحنه&zwnj;ای&zwnj;اش خودنمایی می&zwnj;کند.<br /> &quot;معاشر&quot; داستان زندگی غریبانه&zwnj;ی آدم&zwnj;هایی است که از معاشرت، تنها ادای روزمره&zwnj;ی ارتباط، زندگی، و عشق را با بیان دیالوگ&zwnj;ها و اجرای حرکات تکراری خود، آموخته&zwnj;اند و معاشرت بینشان از پوسته&zwnj;های سخت بیرونی&zwnj;شان در نمی&zwnj;گذرد و به درونمایه ی جانشان نمی&zwnj;رسد. &quot;معاشر&quot; حکایت انسان غریب امروز است.</p> <p>&nbsp;</p>
منبع:ایران تئاتر