نقد نمایش دوپامین توسط استاد جابر قاسمعلی

۱۳ شهریور ۱۳۹۷ ساعت : ۰۹:۳۰
نقد نمایش دوپامین توسط استاد جابر قاسمعلی

نمایش دوپامین به نظر سهل و ممتنع می‌آید؛ چه در متن و چه در اجرا. از یک سو صحنه بسیار خلوت و بی‌رونق است؛ اشیا چندانی ندارد و صرفا اتاق (و یا زندانی) را برای بازجویی و اعترافات یک متهم به قتل نشان می‌دهد، ضمنا فقط یک بازیگر دارد و به همین دلیل چنین به نظر می‌آید که همه چیز ساده است و فاقد پیچیدگی! اما از سوی دیگر به واسطه زبان به کار رفته در متن و الحان متفاوت آن در موقعیت‌های طراحی شده که نهایتا به کار چالش‌های روانی تنها شخصیت روان نژند نمایش می‌آید، می تواند فضا را تا حد زیادی سخت و سنگین کند. 
از ویژگی‌ متن که بگذریم، به کوتاهی می‌توان چنین گفت که رضا فوادی در کارگردانی، کار سختی داشته. او با کمترین متریال؛ یک صحنه محقر و فقط یک بازیگر و بدون نورپردازی جلوه‌گرانه، می‌بایست بیشترین تاثیر را بر مخاطب بگذارد. از همین روی او با درک هوشمندانه و درست از بازخوانی مجدد متن برای اجرا، کارگردانی خود را در انتخابِ درستِ تنها بازیگرش و نوع بازی گرفتن از او با لحن‌های مختلف خلاصه می‌کند. 
تداوم مسلسل‌وار گفتار و سپس مکث‌های یک باره، فراز و فرود صدا برای ایجاد تمرکز در تماشاگر و جلب توجه او برای تماشای موقعیت جدیدی که متن پیشنهاد می‌کند، نه تنها فرصتی برای هنرنمایی تنها بازیگر نمایش؛ اصغر شیرزاد به حساب می‌آید، که در موارد بسیار آشکارا با ایجاد ریتم به فضای نمایش کمک کرده است. به روشنی می‌توان چنین گفت مواجهه‌ی اینچنینی با گفتار و بازی با صدا ـ به مثابه یک عنصر ریتمیک ـ برای فوادی به عنوان کارگردان کارکردی دوگانه ـ و البته در یک راستا ـ داشته است. از یک سو تلورانس در گفتار برای بازیگر نوعی توازن ایجاد می‌کند تا بتواند با توجه به فراز و فرود شخصیت، خود را در پستی و بلندی‌های صحنه نمایش حفظ کند و از سوی دیگر و البته به صورت همزمان، توجه تماشاگر را به افت و خیز متن تضمین می‌کند.