tik8
پیگیری بلیط
نقدی بر جدیدترین اثر علیرضا کوشک جلالی، "پابرهنه، لخت، قلبی در مشت، با کاروان سوخته"

نقدی بر جدیدترین اثر علیرضا کوشک جلالی، "پابرهنه، لخت، قلبی در مشت، با کاروان سوخته"

  • ۰۹ بهمن ۱۳۹۷
  • ساعت:۰۹:۵۲

شرح خبر

<p>یادداشت مجید گیاه چی (نویسنده، مدرس و کارگردان تئاتر) پس از تماشای نمایش&laquo;پابرهنه، لخت، قلبی در مشت، با کاروان سوخته&raquo;:<br /><br />امروز نمایشی از علیرضا کوشک جلالی دیدم که از جهاتی خاطره&zwnj; این گفت&zwnj;وگو با حسین محب اهری را زنده کرد، هم&zwnj;چون کاری که همین اواخر از کوشک دیده بودم (موسیو ابراهیم و گل&zwnj;های قرآن) از رفتار و برخوردش با ارزش&zwnj;ها و باورهای مشرقی لذت بردم، چیزی که مدت&zwnj;هاست خیلی به&zwnj;ندرت به آن برمی&zwnj;خوری، گاهی هم شکل اغراق&zwnj;شده و متعصبانه&zwnj;اش هست، اما دل&zwnj;آزار است و بیش&zwnj;تر ادا و ادعاست و بر دل نمی&zwnj;نشیند، اما کوشک نه مجذوب آن است و متعصبانه به آن می&zwnj;نگرد و نه چون نگاهی متاسفانه غالب و رایج، خجل و شرمنده از آن است، ارزش&zwnj;هایش را می&zwnj;شناسد و نقص&zwnj;ها و کاستی&zwnj;های آن&zwnj;را می&zwnj;داند، درست مثل آن&zwnj;چه در آن&zwnj;سو و غرب جهان رواج دارد که آن هم ارزش&zwnj;ها و نقصان&zwnj;هایی عمیق و توامان دارد، هر چند استعمار، سیطره&zwnj;ی رسانه، خودبرتربینی و ازخودبیگانگی&zwnj;ها، همیشه قضاوت و جلوه&zwnj;ای متفاوت از این دو بروز داده باشد و یکی را بزک&zwnj;کرده، بهتر و دیگری را اندکی غرض&zwnj;آلوده و درک&zwnj;ناشده، به&zwnj;مراتب بدتر از آن&zwnj;چه در حقیقت و ماهیت&zwnj;شان است، وانموده&zwnj; باشد.</p> <p>اما علیرضا آن&zwnj;چه به رایگان چوب حراج خورده و بی&zwnj;قدر و ارزش، تحقیر شده را چون گنجی گران&zwnj;بها و هم&zwnj;چنان تعالی&zwnj;بخش و معجزه&zwnj;گر بازجسته و بازیافته است.</p> <p>تشابه او با حسین برای من در آن&zwnj;جاست که انگار او نیز این&zwnj;جا مغروقِ شاید باوری نادرست، بی&zwnj;شناخت و قائل بودن ارزشی برای فرهنگ خواستگاه و مبدا، نخست خود را در برابر فرهنگ غرب، کوچک و حقیر و ناتوان دیده، اما از این گرداب موحش، نجات یافته و سر برآورده است، باری دیگر متولد شده و با بصیرتی ژرف و تازه درخشش و تلالوی فرهنگ و نگاه مشرقی را کشف و در آثارش هویدا کرده است. .</p> <p>هرچند در نگاهی کلان&zwnj;تر او نه به تکریم غرب یا شرق جهان، که به تکریم انسانیت می&zwnj;پردازد، انسانیتی که به&zwnj;شدت سرگردان و راه گم&zwnj;کرده و مستور به&zwnj;نظر می&zwnj;رسد، اما همه&zwnj;جا به&zwnj;شدت پی و ریشه دارد و روزگاری چون خورشید بی&zwnj;تفاوت و تبعیضی بر تمامی جهان و جهانیان خواهد تابید و همگان را گرم و نورانی و آسمانی خواهد کرد.</p> <p>کوشک از عشق و باور به انسان سخن می&zwnj;گوید، عشق و باوری که نه در قید مرزها و دیوارهاست که به&zwnj;وسعت و گستردگی انترناسیونالیسم است.</p> <p>نمایش &laquo;پابرهنه، لخت، قلبی درمشت &raquo; (با کاروان سوخته) که مستحق جایزه&zwnj;ی نمایش&zwnj;نامه&zwnj;نویسی مردمی آلمان در سال ۱۹۹۹ بوده و خوش&zwnj;بختانه این جایزه را دریافت هم کرده و قریب هزار اجرا در کشورهای مختلف جهان داشته است.</p>
منبع:روزنامه شرق