tik8
پیگیری بلیط
نقدی بر نمایش روح جهنمی...

نقدی بر نمایش روح جهنمی...

  • ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶
  • ساعت:۱۲:۴۳

شرح خبر

<p>نظر نقد بر نمایش روح جهنمی...<br /> موشها همیشه رفیق سلطان ودشمن دوست هستند ...سایه بلند که اینچنین بود...<br /> نمایش روح جهنمی از ابتدا جان داشت وجناب بابک محمدی نویسنده وکارگردان چراغی رابدست بازیگرش داده بود که دنبال انسان بگردد وانسان بودن آرزویش...<br /> انسان نمایی که یک ساعت الک رابدست گرفته بود و همذات پنداری را غربال میکرد کاری به نخاله ها نداشت ولی دردش&nbsp; پرویزن ها بود&nbsp; &nbsp;<br /> نمی دانم شاید نخاله ها خیلی نخاله بودند واطاق او موش داشت ...<br /> موشی که ازترس به او میگفت آقای سایه بلند...<br /> انسان نما مجبوربود به موش غذا بدهد وبشنود که بیا .. نیا...بخواب ..بشین ...برو...چی بخور..چی نخور...کی بخور...کی نخور...بپوش ...نپوش ...بازیرپوش...نکن...بکن...بخواب...درنهایت بمیر...وقتی هم مریض میشد مردم آبادی به او حسادت میکردند...<br /> درنتیجه به این نتیجه رسیده بود که اگر توسط کفار محاصره شدی نه باید فرارکنی حتا اگر اسپرانتو صد کیلو متری جهنم باشد....<br /> پس باید افکار و عقاید را در کمد گذاشت و درش راقفل کرد..<br /> آدم نما خیلی تنها بود شاید چون آدم بود مردم آبادی مرتب از او شاکی بودند چون از کشیش شنیده بود که خدا همه جا هست ویک شب که درتنهایی خدا را ملاقات کرد در کلیسا عنوان کرده که خدارادیده به او دیوانه میگفتند ...<br /> آدم نما اندیشیده بودکه تمام رازها را به دوستان نگو چون شاید یه روز دشمنت شوند ولی آدم نما این گونه فکر میکرد اگر تمام مردم با هم حرف بزنند دیگر دشمن نمی شوند حتا قبل از اینکه جنگ اول جهانی شروع شود ولی این موشها بودند که جنگ دوم جهانی رابوجود آوردن ومردها آرزو میکردن دختر نداشته باشند و هرکدام پنچ پسر داشته باشند که به جنگ رفته وازوطن دفاع کنند ...<br /> درصورتی که اگر پنج دخترداشته بودند<br /> جنگی صورت نمی گرفت ...<br /> اگر تمام راهبه هابا کشیش ها ازدواج میکردند وهرراهبه چهار دختر داشته باشد دیگرجنگی نبود....<br /> آدم نما ی قصه درتنهایی با عروسک هایش حرف نمی زد وآنهارانمی بوسید...<br /> مرد همسایه مخ زن همسایه را با سه پسر<br /> تلیت نمی کرد... پسر نوجوان موقع خوابیدن دستهایش را به زیر پتو نمی برد ودر جیب سوراخ شده شلوارش بدنبال چیزی نمی گشت ....آقای شهردار هم به جای چلاندن منشی زنش را می چلاند...<br /> بطور کلی ایده وفکر آدم نما گاهی آنقدر گسترش پیدا میکرد وباز میشد ....البته زمانی که تغذیه میکرد و فسفر مغزش کمبود نداشت دل به دریا زده وبی خیال آقای سایه بلند نظریه پردازی میکرد که دموکراسی رای با اکثریت است ولی&nbsp; وای<br /> اگر این اکثریت به چیزهای جهانی سه تایی فکرکنند چه میشود.....<br /> چه سرمایه ها که به جیب سرمایه داران میرود...<br /> بابک محمدی نویسنده و کارگردان روح جهنمی یک روح وروان جهنمی برای کاراکتور خود بوجود آورده بود و او را تنها در صحنه قرار داده بود ...<br /> ازسن جوانی تاپیری تنهایش گذاشته بود تاهرچه دلش میخواهد بگوید هیچ ابایی هم نداشته باشد ولی مواظب موشها باشد .... چون موشها همیشه رفیق سلطان ودشمن دوست هستند... سایه بلند که اینچنین بود....<br /> جناب بابک محمدی نویسنده وکارگردان نمایش روح جهنمی .... متن چیزی نو&nbsp; وجدیدی نبود دیالوک ها ..جمله ها... بیان ها... شعاری بود و آشنا به گوش تماشاچی کما اینکه بعدازغربال نخاله ها را بی خیال وگیر سه پیچ به پرویزن یا بیخته شده ها ....<br /> البته آگاه هستم که روح جهنمی سی سال پیش اکران شده و دیگر جوان نیست....ولی پیری شده آنقدر مارخورده که افعی شده و ادعای مالکیت جهان وفوق العاده خطرناک بطوری که بی شرمانه میگوید ...<br /> توی افریقا هر ربع ساعت یک نفر میمیرد ولی در آبادی ما هر ربع ساعت یه نفر بدنیا میآید....<br /> جناب محمدی اگر از متن فاصله بگیریم وبه کار بپردازیم کاری زیبا وقشنگ به روی صحنه آوردی در اجرای نمایش های تک نفره بسیار موفق وخوب عمل کردید<br /> کار مدل کارهای برتولت برشت آلمانی عمل کردید... بیننده که احساس خستگی میکرد به اوضربه میزدید ... کاراکتورت با فریاد دیالوک میگفت ... گریه میکرد... به هوا می جهید... یا صدای بوق قطار ... یا حرکتی بوجود می آوردید که بیننده رادعوت به دیدن کنید .... که این خیلی خوبه و کار همه کس نیست.<br /> کارگردانهای کار بلد می توانند<br /> و چقدر زیبا بود این دیالوک ...<br /> همه میگویند رستوران و خوردن خوبه.<br /> ولی من میگویم توالت بهتره ...<br /> و کاراکتور روی توالت قرار میگیرد و خود حس را زنده میکند ....<br /> برای اولین بار است که در تاتر ایران چنین طراحی صحنه و حرکتی خلق می شود تاکنون در تئاتر ایران نبوده اگر منبعد باشد تکراریست ...<br /> البته در سال ۵۳ شادروان استاد جعفروالی چنین طرحی زد ولی طرح بابک محمدی به ....<br /> شکر خدا که شکر خدا بود ...<br /> جناب بابک محمدی نویسنده و کارگردان نمایش روح جهنمی قشنگه زیباست دیالوک ها روده بر و پرخنده ای داره حرکات کمدی زیادی درنمایش هست ولی<br /> جو&nbsp; سالن سنگین وبینن</p>
منبع:تیکت