tik8
پیگیری بلیط
صحنه‌های نمایش شاه لیر مسحور کننده است

صحنه‌های نمایش شاه لیر مسحور کننده است

  • ۲۵ آذر ۱۳۹۷
  • ساعت:۱۰:۱۲

شرح خبر

<p>می&zwnj;گویند در انگلستان آن&zwnj;ها که می&zwnj;خواهند بازیگر یا کارگردان شوند سه انتخاب پیش روی خود دارند. یا سینما را انتخاب می&zwnj;کنند، یا تئاتر را و یا شکسپیر را. معنا و مفهومش هم این است که شناخت شکسپیر و مسلط شدن بر ابعاد مختلف آثار او و توان اجرای این متون برجسته ادبی و نمایشی خود یک کار تمام&zwnj;وقت و تخصص زمان&zwnj;بر است که یک شکسپیرین باید عمرش را روی آن بگذارد.&nbsp;<br /> در ایران هم از سال&zwnj;های دور متون شکسپیر از جمله هملت، شاه&zwnj;لیر، اتللو، ریچارد سوم و... با ترجمه&zwnj;های مختلف آداپته (مناسب&zwnj;سازی) و برای مردم اجرا می&zwnj;شده است. در سال&zwnj;های اخیر هم قرائت&zwnj;های مدرن و بعضا پست&zwnj;مدرن از متون شکسپیر رونقی دوچندان یافته و کارگردانان و اقتباس&zwnj;گران بنا بر ضرورت زمانه و چه بسا مد روز آثار این درام&zwnj;نویس بزرگ را دراماتورژی کرده و روی صحنه برده&zwnj;اند.&nbsp;<br /> این روزها در سالن اصلی تئاتر شهر، نمایش &laquo;شاه&zwnj;لیر&raquo; با دراماتورژی و کارگردانی مسعود دلخواه روی صحنه است. نمایشی که آماده شدن آن حاصل همکاری دلخواه با یکی از موثرترین اشخاص در موسیقی امروز یعنی نادر مشایخی بوده است. مشایخی سال&zwnj;ها در غرب به تحصیل و اجرای موسیقی کلاسیک و معاصر مشغول بوده و هم از این رو توانسته فرم و کلیت اثر را به&zwnj;نحو مطلوبی با موسیقی درآمیزد.&nbsp;<br /> صحنه ابتدایی نمایش مسحورکننده است؛ آن&zwnj;جا که ارتش شعر و موسیقی روی صحنه ساز می&zwnj;زنند و گروه کر به دوخوانی&zwnj;ها و سه&zwnj;خوانی&zwnj;های پراکنده روی صحنه بدل می&zwnj;شوند و همگی همزمان در حکم بازیگرانی خوش&zwnj;حس و خوش&zwnj;ریتم روی صحنه مرگ را&nbsp;(این پایان محتوم در تراژدی را) پیش&zwnj;آگاهی می&zwnj;دهند.&nbsp;<br /> باتوجه به اقتباس&zwnj;های گوناگون سینمایی که تاکنون از &laquo;شاه&zwnj;لیر&raquo; روی پرده رفته است کمتر کسی را دیگر می&zwnj;توان یافت که با این اثر بیگانه باشد و یا دست&zwnj;کم داستان خطی آن را نداند و این موضوع کار را برای دلخواه سخت می&zwnj;کند به این دلیل ساده که اجرای او بایست نکته و نقطه&zwnj;هایی بیش از آن&zwnj;چه تماشاگر درباره &laquo;شاه&zwnj;لیر&raquo; می&zwnj;دانسته است به او بدهد و البته که دلخواه با ذکاوت همین کار را هم می&zwnj;کند.&nbsp;<br /> شاه&zwnj;لیر قصه&zwnj;ی پادشاه انگلستان است که سه&zwnj; دختر دارد و در این میان علاقه&zwnj;اش به دختر کوچک&zwnj;تر بیش از بقیه است. در شب جشن لیر تصمیم می&zwnj;گیرد اموال و زمام امور و اختیاراتش را میان دخترانش تقسیم کند و خود تنها در مقامی تشریفاتی پادشاه بماند از این رو به هرکدام از دخترانش فرصت می&zwnj;دهد تا بگویند چقدر او را دوست می&zwnj;دارند. دختر کوچک&zwnj;تر که از زبان تملق و چاپلوسی بهره&zwnj;ای نبرده است و راستگویی و نکویی پیشه کرده؛ خشم پدر را برانگیخته و ظاهربینی لیر سبب می&zwnj;شود نورچشمی&zwnj;اش را از ارث محروم کند. اراضی کشور را میان دو دختر بزرگ&zwnj;تر تقسیم کرده &zwnj;و اختیاراتش را به این دو و شوهرانشان تفویض می&zwnj;کند. از این پس جدال میان خیر و شر آغاز می&zwnj;شود. کردلیا یعنی دختر کوچک&zwnj;تر با پادشاه فرانسه ازدواج کرده و از انگلستان مهاجرت می&zwnj;کند. دو دختر دیگر به&zwnj;بهانه واهمه از پس گرفتن قدرت توسط لیر او را محدود کرده و مورد تحقیر قرار می&zwnj;دهند. لیر دیوانه می&zwnj;شود و سرآخر به دختر کوچکش؛ کردلیا پناه می&zwnj;برد. در این میان لیر یاران وفادار دیگری همچون دلقکش و &laquo;کِنت&raquo; هم دارد که برای بهبود اوضاع جانفشانی می&zwnj;کنند. اما اوضاع هرچه به پایان و رویارویی نهایی نزدیک می&zwnj;شویم به&zwnj;علت کینه&zwnj;توزی و شرارت نیروهای پلید همچون ادموند و دو دختر بزرگ&zwnj;تر لیر، بحرانی&zwnj;تر می&zwnj;شود. &laquo;گلاستر&raquo; با بازی استاندارد خسرو شهراز با توطئه فرزند ناپاک&zwnj;زاده&zwnj;اش کور می&zwnj;شود و سرانجام قوای فرانسه با فرماندهی شوهر کردلیا به انگلستان می&zwnj;آیند و کردلیا پدر را در اوضاع وخیمی ملاقات می&zwnj;کند. قوای فرانسه از انگستان شکست می&zwnj;خورند، کردلیا و دو دختر دیگر لیر می&zwnj;میرند. دلقک لیر به دار آویخته می&zwnj;شود در آخر لیر باز هم تنها می&zwnj;ماند.&nbsp;<br /> نمایش بی&zwnj;بهره از دکور و طراحی آنچنانی صحنه است اما چیز زیادی از شکوه نمایش نکاسته است این بی&zwnj;دکوری. تنها چندین و چند لایه پرده و چند اختلاف سطح صحنه&zwnj; را متمایز کرده&zwnj; است. اما هرقدر صحنه از آکسسوار و زینت&zwnj;آلات تهی است به همان میزان و حتی بیشتر سرشار از موسیقی، ریتم و بازی&zwnj;های جان&zwnj;دار است.&nbsp;<br /> محمدصادق ملک در نقش &laquo;کنت&raquo; اجرای بی&zwnj;نظیری دارد همچنین رحیم نوروزی در نقش &laquo;ادموند&raquo; که توانسته ابعاد جدیدی از این شخصیت پلید متن شکپیر را به&zwnj;نمایش بگذارد. مهدی سلطانی سروستانی همچون همیشه پرقدرت ظاهر شده است و ناصر عاشوری در نقش دلقک درخشان است.&nbsp;<br /> در یکی از اجراها، بر اثر سانحه&zwnj;ای که برای بازیگر نقش &laquo;ادگار&raquo; یعنی محمدرضا علی&zwnj;اکبری به&zwnj;وجود آمده بود، این نقش را سجاد بابایی بازیگر رزرو نقش &laquo;ادموند&raquo; ایفا کرد و به&zwnj;رغم اینکه با متن روی صحنه آمد سرشار از عواطف درست و بازنمایی&zwnj;های مناسب بود و لحظه&zwnj;ای بیننده را از فضا خارج نمی&zwnj;کرد.&nbsp;<br /> با یکی دو مورد قابل اغماض می&zwnj;توان گفت کلیت بازی&zwnj;ها یک&zwnj;دست و دراماتیک اجرا شده&zwnj;اند و آنچه مسلما این ضیافت دراماتیک را کامل&zwnj;تر کرده است موسیقی رشک&zwnj;انگیز نمایش است که سوز باسمه&zwnj;ای ایجاد نکرده تا ضعف بازیگران را بپوشاند؛ بلکه شورانگیز است و سرجای خود و به&zwnj;موقع عمل می&zwnj;کند. در کلیت کار باید به گروه بزرگ اجرای این نمایش تبریک گفت که با حداقل امکانات، ظرفیت مطلوبی را به فعلیت و اجرا در آورده است.&nbsp;<br /> جا دارد که به آقای دلخواه و تمامی عوامل نمایش شاه لیر خسته نباشید بگوییم.<br /> &nbsp;</p> <p style="direction: rtl;"><a href="http://www.irna.ir/fa/News/83135730" target="_blank"><strong>لینک خبر</strong></a></p>
منبع:ایرنا