tik8
پیگیری بلیط
"سفر به نهایت دور" به نویسندگی و کارگردانی محمد میرعلی اکبری

"سفر به نهایت دور" به نویسندگی و کارگردانی محمد میرعلی اکبری

  • ۰۵ امرداد ۱۳۹۵
  • ساعت:۰۸:۱۶

شرح خبر

<p dir="RTL" style="text-align: justify;">گاهی یک نویسنده حرف&zwnj;ها و ذهنیت&zwnj;های نسبتا مهمی برای خودش دارد، اما نمی&zwnj;تواند ذهنیت&zwnj;هایش را بیان کند؛ ضمنا ژانر و ساختار معینی هم برای متن در نظر نمی&zwnj;گیرد، همین سبب می&zwnj;شود که پردازش موضوع نهایتا به غایت&zwnj;مندی معین و مهمی نینجامد و همه چیز به خود رها شود، داستانی درکار نباشد و همه چیز همچون مقطعی از یک موقعیت به نظر برسد که حتی در چارچوب همان موقعیت ناقص هم داشته&zwnj;های قابل تبیین و تعریفی ارائه ندهد و نویسنده فقط به صورت جسته گریخته، بی&zwnj;شکل و بی&zwnj;هدفی و نیز به طور لحظه&zwnj;ای و گذرا حرف&zwnj;های مهم و گاهی هم شعاری در دهان پرسوناژها بگذارد. عدم توجه به ژانر سبب شده که او گاهی نگاهی به واقعیت داشته باشد و زمانی هم به فانتزی روی بیاورد، بی&zwnj;آن که ارتباط بین این دو را نشان بدهد و نهایتأ متن او نه رئالیستی می&zwnj;شود، نه فانتزیک<span dir="LTR">.</span></p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">نمایش &quot;سفر به نهایت دور&quot; به نویسندگی و کارگردانی محمد میرعلی اکبری که هم اکنون در سالن چهارسو تئاترشهر اجرا می&zwnj;شود، به عده&zwnj;ای از مردان و زنان معتاد می&zwnj;پردازد، که زنان در همین رابطه <span dir="LTR">&quot;</span>خانه گرد&quot; و &quot;خیابان گرد&quot; هم هستند. پرسوناژها همه &quot;وافوری&quot;&zwnj;اند و عملا از وافورهای شیشه&zwnj;ای مدرن برای کشیدن مواد مخدر جدید استفاده می&zwnj;نمایند<span dir="LTR">. </span>این افراد اغلب، تنفرشان را از ماندن در ایران و تمایل&zwnj;شان را به مهاجرت به کشورهای خارجی نشان می&zwnj;دهند و همزمان غیر از خودشان همه &quot;جهان سومی&quot;&zwnj;ها را مردمی عقب افتاده و غیرقابل تحمل معرفی می&zwnj;کنند. آن&zwnj;ها در شرایطی این دیالوگ&zwnj;ها را برزبان می&zwnj;آورند که آژیر خطر حملات هوائی یک جنگ فرضی که به طور محافظه&zwnj;کارانه&zwnj;ای به &quot;متفقین ؟! &quot; نسبت داده شده، به صدا درمی&zwnj;آید؛ لباس، لهجه و همه چیز پرسوناژها نشان می&zwnj;دهد که آن&zwnj;ها به گذشته دوری تعلق ندارند و کاملا شبیه همه ایرانیان زمان حال&zwnj;اند. در کنار این موقعیت ناقص، تصاویری ویدیویی از طریق قرص کامل و سفید &quot;ماه&quot; به نمایش درمی&zwnj;آید و به کمک یک &quot;نریشن ادیبانه و علمی مآبانه&quot; به فضا، کهکشان&zwnj;ها، سیارات دیگر و کلا به مکان&zwnj;هایی &quot;اوتوپیائی&quot; اشاره می&zwnj;شود که در طول نمایش به تناوب کاربرد انضمامی عامدانه&zwnj;ای پیدا کرده&zwnj;اند. از طریق صدای &quot;نریشن وار&quot; که از بلندگو پخش می&zwnj;شود و نیز به کمک تصاویر زنده فضانورد و دانشمندی که در سیاره فرضی <span dir="LTR">&quot;</span>دی ایکس&quot; مستقر شده، برای &quot;بنگی&zwnj;ها و موادی&zwnj;ها &quot; و زنان بدکاره توضیحاتی ظاهرا فلسفی و علمی که تلویحا کارکرد دعوتنامه&zwnj;ای هم دارد، ارائه می&zwnj;شود<span dir="LTR">.</span> واقعیت آن است که این بخش ظاهرا فانتزیک به زور به چنین پرسوناژهائی ربط داده شده است. در پایان نمایش هم هیچ غایت و نتیجه&zwnj;ای عاید ذهن تماشاگر نمی&zwnj;شود، زیرا در این اجرا نه تحلیلی در کار است و نه تأویلی<span dir="LTR">.</span></p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">دیالوگ&zwnj;های پرسوناژهای وافوری نمایش، نشانگر پراکنده&zwnj;گویی، چند ذهنی، و اغلب توهمی و حتی هزیانی بودن محتوای نمایش&zwnj;اند: &quot; این&zwnj;جا (منظور سیاره فرضی دی ایکس است) منو یاد وقت جنینی&zwnj;ام می&zwnj;اندازد&quot;، &quot;چرا یک مرد جهان سومی بیچاره است&quot;، &quot;حتمأ وجود نداشته&zwnj;ام که او مرا پیدا کند&quot;، &quot;دیگر ایرانی وجود ندارد&quot;، &quot;آن&zwnj;ها به درون یک سیاهچاله پرتاب شدند&quot;، &quot;من وقتی به دنیا آمدم، گریه نکردم. ساکت بودم و خیره به ماه&quot;، &quot;من دیگه وجود ندارم، چند دقیقه دیگر محو می&zwnj;شوم &quot; و<span dir="LTR"> ...</span></p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">طراحی و دکور صحنه نمایش &quot;سفر به نهایت دور&quot; به نویسندگی و کارگردانی محمد میرعلی اکبری قراردادی و تا حدی انتزاعی و کاربری&zwnj;اش غیر کارکردی است؛ یعنی اگرهم در نظر گرفته نمی&zwnj;شد و نمایش درصحنه خالی به اجرا درمی&zwnj;آمد، زیاد تغییری ایجاد نمی&zwnj;کرد. ضمنا کاربری نور معمولی است و موسیقی هم بیشتر به صداهای ناگهانی و انفجارگونه محدود می&zwnj;شود. لباس یکی از پرسوناژهای مرد کمی کاریکاتوریک و دلقک نماست. لباس بقیه معمولی و امروزی است. چهره&zwnj;پردازی&zwnj;ها به تناسب برخی شخصیت&zwnj;های قراردادی مثل &quot;پرسوناژ دکتر&quot; و مرد فضانوردی که بازی کوتاه و محدودی دارد، به اقتضاء نوع پرسوناژها انجام شده است. همه پرسوناژها معتاد و عارضه&zwnj;مندند و درکل منحرف شده&zwnj;اند و جزو &quot;زباله های بشری&quot;به حساب می&zwnj;آیند؛ اما همین تلف شده&zwnj;ها و تلف&zwnj;کننده&zwnj;ها به طور متناقض و پارادوکسیکالی اغلب بر &quot;آزادی<span dir="LTR">&quot; </span>اصرار می&zwnj;ورزند و آن را شعار می&zwnj;دهند؛ آن&zwnj;ها معتقد هستند که اگر به کشور دیگری بروند آن&zwnj;جا برای انجام هرکاری آزاد خواهند بود؛ این در شرایطی است که آنان در وضعیت و مکان فعلی&zwnj;شان هم هرکاری دلشان می&zwnj;خواهد انجام می&zwnj;دهند<span dir="LTR">.</span></p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">در نمایش به پرسش&zwnj;هایی که بسیار اساسی، تحلیلی، نمایشی و کنش&zwnj;زا هستند، پاسخ داده نمی&zwnj;شود: &quot;چرا این آدم&zwnj;ها به این حال و روزافتاده&zwnj;اند؟&quot;، &quot;خودشان تا چه حد مقصرند؟&quot; ، &quot;شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه تا چه اندازه در وضعیت تنگنائی آنان عاملیت داشته است؟<span dir="LTR">&quot;</span>، <span dir="LTR">&quot;</span>چرا به هیچ چیزی و حتی به اخلاقیات معمولی و انسانی اعتقاد ندارند؟<span dir="LTR">&quot; </span>، <span dir="LTR">&quot;</span>چرا وطن گریز شده&zwnj;اند؟ و چرا<span dir="LTR"> ...</span></p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">درجایی از نمایش یکی از زنان مورد نظر می&zwnj;گوید که مردم حسود، و کلا دخالت&zwnj;گر و غیر قابل تحمل&zwnj;اند؛ این در شرایطی است که او و دوستان مرد و زنش به طور متناقضی در منجلاب مانده&zwnj;اند و ماندن در آن را همچنان ترجیح می&zwnj;دهند<span dir="LTR">. </span><br /> <br /> با هرنگاهی به این نمایش نگریسته شود، نمی توان قصد و منظور نویسنده و کارگردان را از آمیختن واقعیت و تخیل و ارتباط دادن زمین به کهکشان و سیارات دیگر و نیز محکوم کردن مردم و جامعه و کلا &quot;جهان سومی&zwnj;ها&quot; و میل به مهاجرت به کشورهای خارجی و کلأ این همه &quot;آسمان و ریسمان&quot; کردن&zwnj;ها را دریافت<span dir="LTR">.</span></p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">میزانسن&zwnj;های تاویل&zwnj;زا و دراماتیکی در این اجرا نیست و از آن جائی که هیچ کدام از آدم&zwnj;های نمایش به طور علت&zwnj;مند و تحلیل شده&zwnj;ای &quot;شخصیت پردازی&quot; نشده&zwnj;اند، مقوله &quot;بازیگری&quot; هم &ndash; به جز یکی، دو مورد &ndash; منتفی و غیر قابل ارزیابی است<span dir="LTR">.</span></p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">کارگردانی نمایش ضعیف و اجرا اساسا بی&zwnj;محتواست و در مواردی هم که حرف&zwnj;هایی برای گفتن دارد، این حرف&zwnj;ها و دیالوگ&zwnj;ها به دلیل تناقضاتی که در موقعیت، ذهنیات و واکنش&zwnj;های این آدم&zwnj;ها نمایان است، اساسا به شکل پارادوکسیکالی به نقض و بی&zwnj;معنایی و بی&zwnj;ارزشی خود آن&zwnj;ها فعلیت داده و دقیقا به توهمات و هذیان&zwnj;های کابوس وار تبدیل شده است<span dir="LTR">.</span></p> <p dir="RTL" style="text-align: justify;">نمایش&quot;سفر به نهایت دور&quot;به نویسندگی و کارگردانی محمد میرعلی اکبری در متن اساسأ &quot;یک کمدی درهم برهم نیمه فانتزیک&quot; است، اما به علت تأکید برجدی بودن اجرا از این خصوصیت حداقلی هم دورشده و سفر تلویحی مورد نظرهم تا رسیدن به یک &quot;ناکجا آباد اوتوپیائی<span dir="LTR">&quot; </span>، ظاهرأ فقط در بیرون از متن و نمایش می&zwnj;تواند ادامه پیدا کند<span dir="LTR">. </span></p>
منبع:هنرآنلاین