tik8
پیگیری بلیط
تئاتر تماشاچی محکوم به اعدام

تئاتر تماشاچی محکوم به اعدام

    • دوره اجرا:این رویداد خاتمه یافته است

    درباره رویداد

    <p><span style="font-size:14px;"><em><strong>نویسنده</strong></em></span><strong><em> و کارگردان: </em></strong>مقداد اسلامی (ماتئی ویسنی یک)<br /> <span style="font-size:14px;"><em><strong>بازیگران:</strong></em></span> مقداداسلامی، مسعودشاکرمی، میرنادرمظلومی، شیرین صفایی، الهه پور جمشید، حمید فتوحی، حمید رضا زغم، شروین برکت، یاسمن مهرابی</p> <hr /> <div>تهیه کننده: مقداداسلامی</div> <div>مدیر تولید: محمدرضا خادمی</div> <div>دستیار تولید: محمد اسلامی</div> <div>دستیار کارگردان: حسین جزایری</div> <div>موسیقی: سروش صادقی (انتخابی)</div> <div>طراح لباس: ساعده لرستانی</div> <div>طراح دکور: سعید یزدانی</div> <div>طراح حرکت: ساعده لرستانی</div> <div>طراح نور: محمد امین دهفولی</div> <div>روابط عمومی و منشی صحنه: سپینود وفامنش</div> <div>عکاس: رومینا هدشو <hr /></div> <p>سپاس فراوان از مرد بزرگی که به جد، ازبرگزیدگان، در عرصه ی مترجمی درام، در این سراچه نالان هستند و بزرگوارانه یاری رساندند، ما را. مچکرم جناب آقای تینوش نظم جو</p> <p>&nbsp;</p> <p><span style="font-size:12px;"><em><strong>سبک: کمدی</strong></em></span></p> <h2><span style="font-size:14px;">خلاصه نمایشنامه:</span></h2> <p>(خلاصه ای در کار نیست. هست؟ اگر هم باشد، توان مخلص کلام گفتن، در قامت&nbsp; بنده نمیگنجد. بنابراین با اجازه ی دوستان، کلیتی از حال و هوای نمایش را خدمتتان عرض میکنم ) درنمایش&quot; تماشاچی محکوم به اعدام &quot;جایی را که بشر به عنوان جدیترین و خشکترین وبی روح ترین مکان در تمام دوران و تمام&nbsp; دولتها میشناسد، به&nbsp; شوخی&nbsp; و بازی میگیرد. از لحظه ی آغاز، تکلیف کار برای مخطب روشن میشود. او به دیدن مضحکه ای آمده و نه کارگردان و نه بازیگران و نه دکور، نه گریم و ... قصد آن را&nbsp; ندارند که در لفافه و یا پیچیده، حرفی بزنند. همه چیز تا آنجا که بشود، کاریکاتوری، بیرونی، اگزجره و به شدت رو است. مخاطب درگیر نمیشود، همزاد پنداری نمیکند و تا یک پنجم پایانی مطمئنا سرگرم شده و خوب، راحت و بی پروا خندیده است. او نیز جزو این بازی، شده و چه کسی از بازی لذت نمیبرد. در صحنه ی پایانی به شدت ، شرایط،متفاوت است. تا انجا که تماشاگر همه ی آنچه دیده است راگویی از، یاد میبرد. متهم و قاضی یکی میشوند، تمیز خوب و بد ناممکن و در انتها خود را در مقابل خود میبیند. همین. نه حرفی جدید برای گفتن وجود داره که ما قصد گفتنش رو داشته باشیم نه پیامی که ما دریافته باشیم و به خیالمان کسی دیگر نفهمیده و ما قرار باشد به او بفهمانیم. دادگاه فرو میریزد پیش چشم تماشاگر و قضاوت رنگ میبازد. دغدغه ی همگانی و جهان شمول بشر، صحنه را میگیرد. جبر یا اختیار یا هردو در آخر، به قدر فهم کارگردان، از جهان پیرامون خود و خوانشی که اواز این نمایشنامه&nbsp; داشته، و&nbsp; صد البته&nbsp; کاملا شخصی است&nbsp; و اعتباری ندارد، پاسخی قاطع&nbsp; و صریح به&nbsp; این دغدغه ی عظیم&nbsp; داده میشود .روشن، مستقیم و به وضوح. همین. نه لزوما درست یا غلط!!!! پس ما پیامی نه میدهیم و نه داریم که بدهیم!!!</p> <p>&nbsp;</p>
    0

    نظرات کاربران

    هنوز نظری ثبت نشده است